سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠
برادران شما در دشت كربلا باشد كه رحمت خدا بر شهيدان كربلا باد. روش امير مؤمنان علىبن ابىطالب (ع) درباره مسلمانان چنين بود. «١» سليمان جانشينان خود را به نيروها چنين معرفى كرد:
اگر من كشته شدم، سالار لشگر، مسيب بن نجبه است. اگر مسيّب كشته شد، سالار لشگر، عبدالله بن وال است. اگر عبدالله بن وال كشته شد، سالار لشگر، رفاعة بن شدّاد است. خدا رحمت كند كسى را كه به پيمان خود وفا كند. «٢» سليمان جانشين اوّل خود را با چهار صد سوار (گردان سواره نظام) به سوى دشمن فرستاد و به وى گفت:
«برو تا به نخستين اردويشان برسى و به آنها حمله بر. اگر نتيجه دلخواه بود كه خوب و گرنه با ياران خويش باز گرد.» «٣» در هر صورت يكى از اتباع (ياران) خود را تنها مگذار. بكوش كه همه را برگردانى. «٤» گُردان خط شكن توّابين براى وارد آوردن نخستين ضربه كارى به دشمن و از هم پاشيدن نيروهاى بىشمارشان، يك شبانه روز پيش رفتند. «٥» مسيّب دو گشتى شناسايى براى آگاهى از موقعيت دشمن، پيشاپيش گردان فرستاد. گروه شناسايى در بين راه به صحرانشينى برخورد كردند و از او درباره لشگر عبيدالله بن زياد پرسش كردند. او گفت: نزديكترين اردويشان، اردوى پسر ذوالكَلاع (از تيپهاى پيشاهنگ لشگر عبيدالله) است ميان وى و حُصَيْن (بن نمير) اختلاف