سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
كاروان توّابين به دستور سليمان سه روز در نخيله ماند. سليمان چند نفر از ياران مورد اطمينان خود را به كوفه فرستاد تا شيعيانى كه داوطلبانه براى نبرد با قاتلان امام حسين (ع) اسم نويسى كرده بودند و تا آن زمان به نخيله نيامده بودند را براى آخرين بار به پيوستن به سپاه توّابين تشويق كنند. «١» حدود هزار نفر ديگر به شمار توّابين افزوده شد. «٢» ديگر انتظار بىفايده بود.
كوفيان در سُستى ايمان و شكستن عهد و پيمان داراى سابقه بودند. آنها پيمانهايى را كه با حضرت على (ع)، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) بسته بودند، زير پا گذاشته بودند، چه رسد به پيمانى كه با سليمان داشتند. سرانجام از شانزده هزار نفر كه براى نبرد اسم نويسى كرده بودند، بيش از پنج هزار نفر به نخيله نيامدند. از شيعيان بصره و مداين نيز كه عهد كرده بودند كه سليمان را در نبرد يارى كنند، هنوز خبرى نبود.
كاروان توّابين پس از سه روز استراحت، آماده حركت به سوى ميدان نبرد شد. سليمان براى نيروهاى خود سخنرانى كرده، چنين گفت:
اى مردم! هر كه به قصد تقرّب خدا و ثواب آخرت برون آمده، از ماست و ما از اوييم و خدايش در زندگى و مرگ، او را رحمت كند و هر كه دنيا ... مىخواهد، به خدا ما سوى غنيمتى نمىرويم، بجز رضاى خدا ... طلا و نقره و خز و ديبا همراه نداريم. فقط شمشيرهايمان را به دوش و نيزه هايمان را به دست داريم، باتوشهاى به اندازه رسيدن به مقابل دشمن. هر كه قصدى جز اين دارد، با ما نيايد. «٣» عبدالله بن يزيد، فرماندار كوفه پيكى به نخيله فرستاد و خواستار ديدار با سليمان شد. كاروان توّابين كه آماده حركت بود، درنگ كرد تا وى با فرماندار ديدار كند. سليمان به رفاعه بن شدّاد (از مشاوران نظامى سليمان) دستور داد كه نيروها را آرايش نظامى بدهد.