سرداران صدر اسلام(ج8)

سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥

آنگاه كه امير مؤمنان على (ع) درباره نبرد با معاويه با ياران خود مشورت مى‌كرد، عبدالله اينچنين اظهار نظر كرد:
«به خدا سوگند اگر اين گروه خدا را مى‌خواستند يا هدفشان خدا بود با ما مخالفت نمى‌كردند؛ اما اينها بدان جهت با ما مى‌جنگند تا از پيوستن به جمع مسلمانان بگريزند و ثروتهاى نامشروع بيندوزند، از سلطه‌گرى بهره مند باشند، و دنيا را از كف ندهند، و كينه‌هاى ديرينه خود را اظهار كرده، و دشمنى‌هاى نهفته در دلشان را اعمال كنند.
چگونه مى‌توان انتظار داشت كه معاويه با على بيعت كند در حالى كه على برادر او حنظلة، دايى او وليد و جد او عُتبة را كشته است، به خدا سوگند آنها تسليم نخواهند شد تا اينكه شمشيرها بر سرشان شكسته شود، و ابروانشان با گرزهاى آهنين در هم ريزد در آن صورت ميان ما و آنها گفتنى‌ها بسيار خواهد بود.» «١» توجيه سپاهيان‌ عبدالله در جنگ صفين، پيوسته به توجيه و تبيين مواضع سياسى و عقيدتى سپاه خودى مى‌پرداخت، او در ميان ياران خود بر خاسته چنين گفت: «بدانيد كه معاويه آنچه را كه شايستگى آن را ندارد مدعى شده است، و با كسى كه همتاى اونيست به جنگ برخاسته است او با دستاويز كردن باطل خود، خواهان جنگ و جدال با حق شده است، و به كمك هر بى‌دين و ناكسى بر شما تاخته است، گمراهى در برابر ديدگانشان جلوه‌گر شده است، و فتنه‌انگيزى در دلهايشان ريشه دوانيده است، به گونه‌اى كه حقيقت برايشان پوشانيده، و برپليديهايشان‌