سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
بودند، علاوه بر آن از رسيدن به هدف، يعنى انتقام باز مىماندند.
سازمان پنهانى نهضت توّابين، كمكم به شمار هواداران خود مىافزود و سليمان به عنوان رهبر نهضت در تلاش براى جلب بزرگان كوفه و گسترش عمليات عضو گيرى و مكاتبه با شيعيان بصره و مدائن و ديگر شهرهاى عراق بود «١» و آنان را براى قيام دعوت مىكرد. بدين گونه، اين جان بركفان، خود را براى مبارزه مسلّحانه با حكومت اموى آماده مىكردند.
نام قيام توّابين برگرفته از آيه «فَتُوبُوا الى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا انْفُسَكُمْ ذْلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ انَّهُ هُوَ التَوّابُ الرَّحيمُ» «٢» بود. «٣» دور انديشى سليمان: شيعيان پساز شهادت امام حسين عليهالسلام (٦١ ه) تا مرگ يزيد (٦٤ ه) خود را براى قيام آماده مىساختند. گروهى از شيعيان پس از مرگ يزيد نزد سليمان آمدند و به وى پيشنهاد كردند كه با شورش بر عمروبن حريث، فرماندار كوفه «٤» انقلاب را آغاز كنند، ولى سليمان پيشنهاد آنان را نپذيرفت و به آنها گفت: قاتلان امام حسين (ع) اشراف كوفه و دليران عرب هستند. اگر الان شما قيام كنيد، زود كشته خواهيد شد. سپس سليمان به آنها سفارش كرد كه افرادى را به همه شهرها بفرستند تا مردم را براى قيام آماده كنند. شيعيان سفارش سليمان را پذيرفتند و گروهى از مبلّغان ورزيده را فرستادند تا هر روز به صورت پنهانى مردم كوفه و ساير شهرها را به قيام