سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩
و بدين ترتيب ورق زرّين ديگرى از دفتر شهامت و شجاعت و شهادت طلبى اصبغ رقم خورد.
ستيز با معاويه و ابو هريرهُ در يكى از روزهاى جنگ صفين امير مؤمنان (ع) نامهاى به معاويةبن ابى سفيان نوشت و به اصبغ مأموريت داد تا آن را به او برساند.
اصبغ گزارش سفر سياسى خود را اين چنين بيان مىكند:
نزد معاويه رفتم. او بر پاره چرمى نشسته، بر دو بالش سبز فام تكيه داده بود.
در طرف راست وى، عمروبن عاص، حوشب و ذوالكلاع و در سوى چپش، عتبه برادر معاويه، عبدالله بن عامر، وليد بن عقبه، عبدالرحمن بن خالد و شرحبيل بن سمط و در برابرش، ابو هريره، ابوالدرداء و نعمان بن بشير نشسته بودند.
پس از آنكه معاويه نامه آن حضرت را خواند، گفت:
على عليهالسلام كشندگان عثمان را به ما تسليم نمىكند.
گفتم: اى معاويه! خون عثمان را بهانه مگير، تو جوياى پادشاهى و سلطنت هستى. تو در زمان عثمان اگر واقعاً مىخواستى او را يارى كنى، مىتوانستى ولى در كمين نشستى و در انتظار كشته شدن او بودى تا اين امر براى رسيدن به مقصود خود كه پادشاهى است دستاويز قرار دهى.
معاويه از سخنان من خشمگين شد. من خواستم خشم او بيشتر شود بنابراين رو به ابو هريره كرده، گفتم: اى يار رسول خدا (ص)، سوگندت مىدهم به آن خداوندى كه معبودى جز او نيست و همو داناى آشكار و نهان است و به حق حبيبش مصطفى (ص)، به من بگو آيا روز غدير خم شاهد و حاضر بودى؟
بله شاهد بودم.
درباره على عليهالسلام از رسول خدا چه شنيدى؟