سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧
شير ژيان عبدالله در صفين همانند شيرى شرزه بر دشمن حمله مىبرد و صفوف آنان را مىدريد. اين در حالى بود كه معاويه جايگاه ويژه، بسيار بزرگ و با شكوهى براى خود ساخته بود، و آن را با پارچههاى كرباس پوشانده بود. عبدالله در رأس جناح راست سپاه بر دشمن يورش برد. او با حبيب بن مَسْلمه كه فرماندهى جناح چپ سپاه معاويه را به عهده داشت درگير شد، عبدالله آنقدر بر او تاخت و سوارانش را عقب راند بطورى كه آنها را تا نزديك جايگاه معاويه به عقب نشينى وادار كرد. «١» عبدالله بن بديل و خزيمة بن ثابت ذوالشهادتين با ياران و قاريان و حافظان قرآن از امير مؤمنان عليه السلام اجازه جنگيدن گرفتند. آنها به نشانه آمادگى براى شهادت غلاف شمشيرهاى خود را شكستند. چون چشم معاويه بر عبدالله افتاد گفت:
كارهاى اين مرد وحشت آور است، هر كه او را بكشد من او را از مال خود بىنياز گردانم. قاسم بن مسعده گفت:
اگر من سر او را براى تو بياورم، فرماندارى مكه را به من مىدهى؟
معاويه گفت: آرى.
قاسم بن مسعده به جنگ عبدالله رفت. على عليه السلام از مالك اشتر خواست كه به كمك عبدالله بشتابد و در صورت نياز او را يارى كند، ولى عبدالله در حمله اول، قاسم بن مسعده را روانه دوزخ كرد. «٢» سليم بن صرد خزاعى در مدح و شجاعت عبدالله چنين سروده است: