سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
زفربن حارث باز هم بگرمى از آنان پذيرايى نمود و دستور داد پزشكان به مداواى زخميها بپردازند. «١» رفاعه بن شدّاد همراه بازمانده توّابين از قرقيسياء به سوى كوفه حركت كرد و در دهكده «صندوداء»، در نزديكى روستاى هيث با شيعيان بصره و مداين كه به منظور كمك به آنها حركت كرده بودند، ديدار كردند. شيعيان بصره و مداين با توّابين در صندودادء به عزادارى براى شهيدان توابين پرداختند و براى آنها اشك ريختند.
پس از يك روز استراحت در صندوداء، رفاعه همراه توابين به كوفه بازگشت. «٢» هنگامى كه رفاعه به كوفه رسيد، مختار ثقفى در زندان بود. مختار از زندان براى رفاعه پيغام فرستاد و از سليمان و شهيدان عين الورده به بزرگى ياد كرد و به رفاعه و ديگر شيعيان نويد داد كه او پس از آزادى براى خونخواهى امام حسين (ع) قيام خواهد كرد. «٣» اعشى هَمْدان، شاعر معاصر نهضت توّابين درباره قيام توّابين قصيدهاى سروده است كه شعر او در آن زمان پنهانى بين مردم خوانده م سرداران صدر اسلام(ج٨) ٥٨ ج. سريه اعزامى به منطقه«فدك»:
ص : ٥٦ ىشد «٤» ترجمه مقدارى از آن چنين است:
هر چند كه من روزگار عشق و جوانى را فراموش نمىكنم، ولى بيشتر از آن به ياد مصيبت آن بزرگوار ارجمند عالى مقام (سليمانبن صرد خزاعى) هستم.
او به تقوا و پرهيزگارى از روى صدق نزد خدا توسّل و تقرّب جست. خدا پرستى و پرهيزگارى بهترين كالاى كاسب است.
او دنيا را ترك كرد. به دنيااعتنا نكرد. نزد خداوند بلند مرتبه توبه نمود.