سرداران صدر اسلام(ج8)

سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤

دعوت كنند و به آنان بشارت دهند كه اگر پيروز شدند، حكومت را به خاندان پيامبر (ص) واگذار مى‌كنند. افراد بسيارى دعوت آنها را پذيرفتند و شمار نيروهاى هوادار قيام توّابين چند برابر گرديد. «١» عضوگيرى و بسيج نيروها و تبليغات: سليمان همواره هدفهاى قيام را براى مردم بيان مى‌كرد و افرادى را به مسجدها، بازارها و ديگر مراكز عمومى مى‌فرستاد تا براى آماده شدن براى آغاز قيام، عضوگيرى كنند. «٢» اين تبليغات آن چنان پى‌درپى بود كه بسيارى از مردم سخنان مبلّغان را حفظ كرده و به خاطر سپرده بودند. «٣» چهار چوب دعوت و عضو گيرى، از مردم كوفه فراتر نمى‌رفت. در ابتداى تبليغات توّابين، شيعيان كوفه و سپس ديگر مردم كوفه مورد نظر توّابين بودند.
ولى پس از مدّتى كه با استقبال چشمگير مردم، شمار نيروهاى نهضت توّابين فزونى يافت، دامنه عضو گيرى و دعوت به قيام از شهر كوفه نيز گذشت. سليمان نامه‌اى به سعد بن حذيفه، رئيس شيعيان مداين «٤» نوشت و يك نسخه از آن را براى مثنى بن مخرمة عبدى و شيعيان بصره فرستاد. (٦٤ ه)
سليمان در آن نامه پس از اظهار پشيمانى ازيارى نكردن امام حسين (ع) نوشت: ... چون برادرانتان انديشه كردند و در عواقب كار تأمّل نمودند، دريافتند كه خطايى بزرگ مرتكب نشده‌اند كه از يارى امام پاك بازمانده و او را به دشمن واگذاشته‌اند؛ خطايى كه رهايى و توبه از آن جز با كشتن قاتلان وى يا كشته شدن و جانبازى‌شان ميسّر نيست. برادرانتان كوشيده‌اند، شما نيز بكوشيد و آماده‌