سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩
پروردگارا براى ما و شيعيان ما در نزد خود منزل با كرامتى قرار ده و ما را در جايگاهى از رحمتت گردآور، كه تو بر هر كارى توانايى.
در اين هنگام «نافع» با دلى درد آشنا و چهرهاى آرام به دلجويى از امام برخاست و دومين صحبت خود را كه گوياى آمادگى كامل براى قربانى شدن در مسلخ عشق بود، اين چنين ايراد كرد:
اى فر سرداران صدر اسلام(ج٨) ١٢٩ نيمه شب عاشورا ص : ١٢٢ زند رسولخدا! همان طور كه خود مىدانيد، جدتان رسول الله (ص) نتواست مهر و محبت خود را در همه دلها جايگير كند و آن طور كه مىخواست، نتواست آنان را در تحت امر خود در آورد؛ در ميان مردم منافقانى بودند كه به آن حضرت وعده يارى مىدادند، در حالى كه در درون خويش كينه، بىوفايى و خيانت داشتند. وقتى به حضور حضرتش شرفياب مىشدند. از عسل شيرينتر بودند و در پشت سر از حنظل «١» تلختر، تا اينكه خداى متعال او را به جوار رحمت خويش برد. پدرت على عليهالسلام نيز در موقعيتى مثل موقعيت جدّت قرار داشت؛ گروهى براى يارى او متحد شدند و با ناكثين پيمان شكن و قاسطين جفاكار و مارقين كج رفتار جنگيدند؛ تا عمر او نيز سر رسيد و به سوى روح و رضوان الهى شتافت.
امروز شما درميان ما، در همان حالت قرار گرفتهايد. در چنين موقعيتى، هر كس عهد وپيمانش را بشكند و بيعت از گردن خود بردارد، به هيچ كس جز خود زيان نرسانده است و خداوند از او بىنياز است. پس ما را به هرسو كه مى خواهى بى پروا روانه كن كه راه راست همان راهى است كه شما مىروى، خواه سوى