سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
هجانات»، در خدمت امام عليه السلام بوده است. «١» نافع سفارش كرده بود تا اسب جنگىاش را كه «كامل» نام داشت، به او برسانند. آنهايى كه آن اسب را با خود آورده بودند، در منطقه «عذيب هجانات» به قافله آن حضرت پيوستند. «٢» ارادت نافع به اهل بيت (ع)
آنان كه در ركاب سيدالشهداء (ع) فداكارى كردند، افرادى بودند كه بارها و بارها در بوته سخت آزمايشها- كه قلم از توصيف آن ناتوان است- قرار گرفتند و از رهبر و فرمانده دلسوز خود و راه خداپسندانه وى، نه تنها دركلام و سخن، بلكه در ميادين پرشور نبرد دفاع نموده، جان خويش را سپر بلاى آن حضرت ساختند.
نافع در رديف دلاور مردانى بود كه علاوه بر رزم آورى و حماسه سازى در ميادين شور انگيز نبرد، در عرصه سخن نيز مهارتى بسزا داشت و نيز تاريخ پيامبر (ص) و جانشينان بحق آن حضرت و بى وفايى پيمان شكنان دين فروش را خوب به خاطر سپرده بود.
تاريخ در دو جا سخنان او را كه در حضور ابا عبدالله و يارانش بيان داشته، ضبط نموده است.
اوّلين صحبت وى كه كوتاه نيز بود، زمانى است كه نامه و دستورالعمل «ابن زياد» در منطقه «عذيب هجانات» به دست «حرّ» رسيد.
سى بن طاووس مىنويسد: