سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥
با توجه به اين نقل تاريخى در مىيابيم كه بيشترين نقش را، در پيوستن زهير به امام حسين عليه السلام، «دَلْهم»، همسر زهير داشته است. براستى او بار ديگر، نقش بزرگ و سازنده زن را در بوجود آوردن حماسههاى بزرگ به نمايش گذاشت.
امّا در رابطه با علّت پيوستن زهير به امام، عَزْره (از لشكريان ابن سعد) از زهير پرسيد تو كه عثمانى بودى چرا اينك با اينها هستى؟
زهير در جواب گفت: به خدا سوگند كه من نامه يا نمايندهاى نزد امام حسين (ع) نفرستادم، بلكه در بين راه به هم برخورديم؛ امّا با مشاهده او به ياد رسول خدا (ص) افتادم و به دنيا پرستى، خيانت و پيمان شكنى شما نسبت به او نيز پى بردم.
بنابراين لازم ديدم به منظور حفظ و حراست از حقوقى كه از رسول خدا (ص) پايمال كردهايد، او را يارى كنم و در لشكرش باشم. «١» برخورد زهير با سپاه حرّ وقتى امام حسين عليه السلام با ياران خود در حال حركت بسوى كوفه بود، حرّ بن يزيد رياحى با عدّهاى از لشكريان، مأمور شد تا جلوى حركت امام و ياران او را بگيرد و آنها را وادار كند تا در يك بيابان خشك و بدون آب و آبادى فرود آيند و خيمه بزنند. حرّ خود را به امام و يارانش رساند و مأموريت خود را به امام گفت؛ در اين زمان زهير به امام پيشنهاد كرد كه با لشكر حرّ به مقابله برخيزيم و بجنگيم، چون نيروهاى حرّ اندكند و ما مىتوانيم بر آنها پيروز شويم و گرنه، لشكرى مىرسد كه جنگيدن با آن بسيار مشكلتر خواهد بود. ولى امام در جواب فرمود:
ما جنگ را شروع نمىكنيم. «٢» اين پيشنهاد زهير بيانگر شجاعت و بيم نداشتن او از جنگيدن با دشمن و