ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
محدود جهان مىتوانند در برابر بسيج جهانى حضرت بقيّه الله (ع) مقاومت كنند يا مشكلى ايجاد نمايند؟ هرگز، زيرا تمام امكانات جهان در اختيار آن حضرت و مأمور به اطاعت و انقياد در برابر آن حضرت مىباشند.
٢. «إِنَّماأَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛ جز اين نيست كه هنگامى كه چيزى را اراده كند، به او مىفرمايد او نيز مىشود.»[١]
٣. «وَيَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ؛ آنچه خداوند بخواهد انجام دهد.»[٢]
٤. «إِنَّاللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ؛ خداوند هر چه اراده كند، آن را به خوبى انجام مىدهد.»[٣]
٥. «يَدُاللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ؛ دست قدرت خدا برتر از همه دستها و قدرتهاست.»
٦. «وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛ آسمانها و زمين از آن خدا است.»[٤]
٧. «قُلِاللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ بگو اى خدايى كه صاحب فرمانروايى هستى، به هر كس بخواهى فرمانروايى عطا مىكنى، از هر كس بخواهى باز مىستانى، هر كه را بخواهى عزيز مىكنى و هر كه را بخواهى خوار مىنمايى؛ همه خيرها به دست توست به راستى تو به هر چيز دانايى.»[٥]
بر اساس آيات فوق، تمام قدرت جهان بىكران در دست خداست و هيچ موجودى از خود صاحب اراده نيست و قدرتى ندارد، و بر طبق احاديث ياد شده همه اين قدرتها در اختيار حضرت بقيةالله (ع) قرار خواهد گرفت و ديگر هيچ قدرتى نخواهد بود كه بتواند در برابر آن حضرت، صفآرايى بكند.
يك نمونه واقعى
بسيار شيرين و مطالب پايانى را با نقل اين قضيّه شنيدنى كه والد بزرگوارم آيتالله سيد على موالنا (ره) شنيده و نقل فرموده تقديم خوانندگان عزيز مىنمايم:
در سال ١٣٧٦ قمرى به زيارت اربعين به عراق مشرّف بودم. روزى آيتالله العظمى سيد ابوالقاسم خوئى در نجف مرا به نهار به منزلش دعوت كرد و اينجانب نيز اجابت نمودم. از صحبتهاى شيرين آن جناب لذّتها بردم و هزار مرتبه بيشتر از غذاى روحانى استفاده كردم. از جمله قضايايى كه آن سيّد جليل، براى خود حقير نقل كرد اين بود: «شخصى به نام حاج محمد يزدى برايم نقل كرد، من هر سال با هر وسيله ممكن از يزد به زيارت عتبات عاليات مشرّف مىشدم؛ حتى در آن سالهايى كه از طرف دولت ايران قدغن و سخت بود. در يكى از سالها كه گذرنامه نمىدادند و از تشرّف منع كرده بودند، جهت اخذ گذرنامه عتبات عاليات به شهربانى تهران مراجعه نمودم. سيّدى را ديدم كه از من پرسيد: معلوم مىشود شما جهت اخذ گذرنامه عتبات عاليات به شهربانى آمدهايد چه خوب است براى من هم يك گذرنامه بگيريد. آقاى يزدى مىگويد من در مقابل خواهش سيّد كه اين براى من مقدور نبود چيزى نگفتم.
پس از آن، يك روز آن سيّد را در عراق ديدم. سلام و عليك كرديم و پرسيدم، آقا شما چطور آمديد؟
آن سيّد در جواب گفت، من ديدم از شما كارى برنمىآيد. به زيارت حضرت عبدالعظيم (ع) رفتم و بعد از زيارت آن بزرگوار نماز حاجت خواندم، متوسل به امام زمان (ع) شدم، استغاثه و ندبه كردم و عرض كردم: سيّدى، من زيارت جدّ شما را طلب مىكنم كه خود شما نيز علاقمند آن بزرگوار مىباشيد. آن موقع، از هوش رفتم و در عالم رؤيا آن بزرگوار (امام زمان (ع)) را ديدم. به من فرمودند: «امر كرديم گذرنامه به شما بدهند.»
بلافاصله به شهربانى تهران مراجعه كردم و به اتاق گذرنامه رفتم و گفتم: آمدهام، گذرنامه عراق مىخواهم. مسئول اتاق گذرنامه گفت: هنوز دستور به ما نرسيده است. از اتاق خارج شدم در راهرو شهربانى به اين قضيه فكر مىكردم. با خود گفتم، آن بزرگوار فرمودند: امر كرديم به شما گذرنامه بدهند. دوباره به اتاق گذرنامه مراجعه كردم، از من سؤال كردند آقا براى چه آمدهايد؟ عرض كردم گذرنامه مىخواهم. مسئول گذرنامه اين دفعه به من پرخاش كرد و گفت مگر به شما نگفتيم گذرنامه نمىدهيم. من دوباره از اتاق خارج شدم و متحيّر و حيران در راهرو شهربانى قدم مىزدم، تا اينكه مأيوس شدم و برگشتم. وقتى از پلههاى شهربانى پايين مىآمدم با شخص جوانى روبهرو شدم كه به من سلام كرد و با خوشرويى علّت مراجعه مرا به شهربانى پرسيد.
عرض كردم آمدهام گذرنامه بگيرم، ندادند. او دست مرا گرفت و همراه خودش مرا به اتاق گذرنامه آورد. همين كه وارد اتاق شد، افرادى كه در اتاق بودند به احترام او بلند شدند و سلام كردند. سپس آن شخص جوان به آنها گفت: فوراً براى اين آقا گذرنامه صادر مىكنيد. در جواب عرض كردند: به چشم. چيزى نگذشت، فى المجلس گذرنامه را دادند و همراه آن جوان از اتاق خارج شدم و از پلهها كه پايين مىآمدم، جوان رو كرد به من و گذرنامه را دو دستى به من داد و درخواست دعا كرد و چنين فرمود: «امام زمان به وعده خود خلاف نمىكند»
لذا من با گذرنامه مولايم امام زمان (ع) مشرف شدهام.
پىنوشتها:
برگرفته از شمس ولايت، ويژهنامه نيمه شعبان مسجد آيت الله انگجى تبريز.
[١]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٨٣.
[٢]. تفسير عياشى، ج ١، ص ١٨٣.
[٣]. همان.
(٤). در اينباره ن. ك: سيماى حضرت مهدى (ع) در قرآن
(٥). سوره يس (٣٦)
[٦]. سوره ابراهيم (١٤)، آيه ٢٧.
[٧]. سوره مائده (٥)، آيه ١.
[٨]. سوره فتح (٤٨)، آيه ١٠.
[٩]. سوره آلعمران (٣)، آيه ١٨٩.
[١٠]. سوره آلعمران (٣)، آيه ٢٦.