ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - براى او كه عالى ترين است
براى او كه عالىترين است
هر از چند صباحى با صداى جانسوز مدّاحى و سخنورى كه با تكرار عبارت «يا صاحبالزّمان (ع)» و گفتوگو از تشرّفى و غربت امام ما را متوجّه و متذكّر مىسازد، دلمان مىشكند و اشكمان جارى مىشود، در همان حال و احوال هم بىهيچ مقدّمه به ياد نيازها و حاجات خود مىافتيم و دل شكسته را پيش از آنكه صرف صاحبِ دل يعنى حضرت كنيم براى رفع حوائج ريز و درشت خودمان هزينه مىكنيم و از دير و زود برآورده شدن نياز نيز گلايه سر مىدهيم. گوئيا ناخواسته و نادانسته خوشتر مىداريم كه امام در پرده غربت و غيبت بماند، تا شرح تنهايى و انتظار هزار سالهاش اشكمان را درآورد، بلكه حاجاتمان برآورده شود. اين عين بىانصافى است؛ عين سنگدلى است. ما ناخواسته و نادانسته عالىترين شخص عالم را صرف دانىترين حوائج و گاه هواجس شخصى مىكنيم.
امروز، در ابتداى سال نو و انتهاى سال كهنه مىخواهم خودم را و خودمان را به صندلى محاسبه و پرسش بنشانم و بپرسم:
- براى او كه عالىترين و محقترين است؛ بلكه، همه حقّ و همه حقوق متوجّه او و از آن اوست؛
- براى او كه سخىترين و بخشندهترين است؛ بلكه، همه آنچه آشكار و نهان است و نام روزى دارد، از سوى اوست؛
- براى او كه منتقمترين و طالبترين است؛ بلكه، همه حقوق پايمال شده اوّلين و آخرين در انتظار اوست؛
- براى او كه منتظرترين شخص عالم است تا همه عدالت را در موضع حقّش قرار دهد.
- براى او كه شايستهترين است براى بودن، براى خونخواهى، براى خلافت در عرصه زمين، براى دستگيرى از درماندگان، براى برطرف كردن همه هموم و غموم، براى در هم كوبيدن خانههاى ظلم و ظلمت، براى او كه تنهاترين است و دلشكستهترين، چه كرديم؟
- چه سهمى از سال پيشين، ٣٦٥ روز، ٨٧٦٠ ساعت و همه آنچه كه خورديم، برديم، رفتيم، آمديم، گفتيم و نوشتيم، براى او بود؟
- چه سهمى از نرمى و ملاطفت، خشم و عصبانيت، اندوه و شادى، سفر و حضر، ديدار و دورى و داد و دهش را نصيب او ساختيم؟
- چقدر از او مىتوانستيم بگوييم و نگفتيم؟
- چقدر براى او مىتوانستيم دعا كنيم و نكرديم؟
- چقدر براى او مىتوانستيم بنوازيم و ننواختيم؟
- چقدر براى او مىتوانستيم تبرّى بجوييم و نجستيم؟
- چقدر مىتوانستيم در عهد او وفادار بمانيم و نمانديم؟