ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - انگيزه تأليف
«در موقع پيش آمدن حاجات مهم و عظيم يا محنتهاى سخت كه انسان را بىطاقت مىكند، شخص مىتواند براى اصلاح آن كار مهم يا بر طرف شدن محنتها، عمل صالح يا انفاق مالى را به قصد سلامتى امام عصر (ع) نذر كند. امّا مهم آن است كه مقدار مال، جهتِ انفاق، موفق با عدد مقدس و مبارك ١٤ باشد. مثلًا ١٤ اشرفى، ١٤٠ اشرفى يا ....» ١٢
فصل نهم: دعا براى تعجيل در فرج امام زمان (ع) و آثار، بركات، فضايل و فوايد آن؛ ايشان در اين باره آوردهاند: «ثواب و فايده دعا در فرج آن جناب، از نظر دنيوى و اخروى بسيار، بلكه زياده بر صد فضيلت است كه از جمله آنها كه خود آن بزرگوار در توقيع مبارك فرمودهاند، اين است كه دعا در تعجيل فرج، سبب فرج شما مىشود.»
مؤلف در ادامه مىنويسد: «اينكه دعا موجب فرج انسانها شود، دو گونه است: يكى آنكه به وسيله اين دعا- كه محبوب خداوند است- فرج و گشايش از هر سختى براى دعا كننده حاصل مىشود؛ دوم آنكه دعا در وقوع فرج مثل دعا براى طلب باران است، زيرا اين دعا در واقع در حق خود بندگان است؛ هنگامى كه باران بيايد، [مردم] در امر معاش و معاد خود از آن استفاده مىكنند، همچنين وقتى فرج وقوع يابد، وسيله گشايش و آسايش براى مردم در تمام جهات معاش و معاد [حاصل] مىشود.» ١٣
فصل دهم: اين فصل درباره تجديد عهد با امام عصر (ع) است. نويسنده در فلسفه اين عمل مىنويسد: «معناى تجديد عهد آن است كه بنده در قلب و زبان خود به امامت آن جناب اقرار كند و اطاعت، محبت و نصرت ايشان را بر عهده خود- هر روز- تازه كند و اين عمل در هر روز، سه ثواب عظيم بدين شرح براى فرد دارد:
١. چنين شخصى در ثواب و اجر مانند كسى است كه در خدمت ايشان حاضر شده، فرمايش ايشان را اطاعت و ايشان را نصرت كرده باشد.
٢. تجديد عهد موجب ثبات و كمال محبت، اخلاص و ايمان مىشود.
٣. اين عمل موجب توجه خاص و نظر رحمت كامل آن جناب نسبت به شخص مىشود.» ١٤
فصل يازدهم: اين فصل درباره نشر نام و ياد امام و احياى امر ايشان است. نويسنده مىنويسد:
«در احاديث داريم كه امام صادق (ع) فرمودند: «خدا كسى را كه امر ما را زنده نگاه دارد، رحمت كند» و در روايت ديگر فرمودند: «بهترين مردم بعد از ما- اهل بيت (ع)- كسى است كه امر ما را احيا كند و مردم را به سوى ما بخواند.» ١٦
امّا كيفيت احياى امر ايشان به چند وجه حاصل مىشود كه به صورت كوتاه بدانها اشاره مىشود:
١. بيان فضايل مخصوص ايشان، به ويژه آنچه را كه در مورد معرفت امر امامت و ولايت ايشان است.
٢. تأليف كتاب در فضايل و معارف آن حضرت
٣. انتشار كتب علما در اين باب
٤. برپا كردن مجلس براى ذكر فضايل آن جناب، دعوت مؤمنان، انفاق مال در اين راه و همچنين مدح و ستايش آن حضرت در قصايد و اشعار. ١٧
فصل دوازدهم: تحصيل و تكميل تقوا؛ مؤلف مىنويسد: «محبت، بدون تقوا حاصل نمىشود و شيعه خالص و خُلّص، كسى است كه مرتبه كمال محبت را داشته باشد. نتيجه مرتبه كامل محبت، آن است كه شخص در دنيا پيوسته در امر دين و دنيا، مشمول عنايات كامل امام شده، بعد از مرگ هم همه جا با آنان و ملحق به ايشان بوده، از همه خطرات در همه مواقف از دنيا، برزخ و قيامت در امان و به سلامت خواهد بود. ١٨ مراد از تقوا و حقيقت آن، پرهيزكارى و نگهدارى باطن قلب و روح و همچنين ظاهر حال از چيزهايى كه مورد نهى و مذمت خداوند مىباشد، است.» ١٩
مؤلف در ادامه به بيمارىهاى چندى در اين راستا اشاره مىكند كه بر سالك و عاشق امام لازم است كه از آنها اجتناب كرده، تقوا را تحصيل و تكميل نمايد.
فصل سيزدهم: اين فصل درباره زيارت و تعزيه حضرت سيدالشهداء (ع) نوشته شده و در آن آمده است:
«در اخبار بسيارى آمده كه توسل به هر يك از ائمه اطهار (ع)، توسل به حضرت صاحب الامر (ع) است. از جمله در حديثى از پيامبر اكرم (ص) آمده: «فرزندم حسين (ع) در كربلا در حال تشنگى و تنهايى كشته مىشود، پس هر كس او را يارى كند، بدون شك مرا و همچنين فرزند او قائم (ع) را يارى كرده است.» پس در اقامه تعزيت، زيارت و يارى امام حسين (ع)، توسل به حضرت صاحب الامر (ع) نيز حاصل مىشود.» ٢٠
فصل چهاردهم: اين فصل به حزن و ندبه در فراق امام عصر (ع) اختصاص يافته است. مرحوم آيت الله فقيه ايمانى در اين باب، حزن و گريه مؤمنان براى حضرت صاحب الامر (ع) را به سه گونه تقسيم نموده، مىنويسد: نوع اوّل، آن است كه حزن و گريه او حقيقتاً بر اثر محبتى است كه شخص مؤمن در باطن قلب خود نسبت به آن حضرت دارد؛ پس بر حسب اين شدت محبت، شخص براى فراق، مظلوميت و مصيبتهاى ايشان گريان مىشود.
نوع دوم، براى محروميت وى از بعضى فيوضات قدسيه ايشان و سخت بودن تحصيل معرفت در عصر غيبت، يا به دليل مشاهده بسيارى خرابىها در دين و فراوانى فتنهها و هتك حرمتهايى كه نسبت به اهل حق و اولياى الهى وارد مىشود.
نوع سوم، براى شدايد و محنتهاى دنيوى است كه در غيبت ايشان، حاصل شده است.
آنچه از اين سه قسم محبوبتر است و نشانه ايمان مىباشد، همان قسم اوّل است و بعد از آن، قسم دوم قرار دارد. امّا قسم سوم در حقيقت حزن و گريه انسان بر محنت حال خود است.