ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - ٢ حُديث وصى امام حسن عسكرى (ع)
حضرت مهدى (ع) بود. امام حسن عسكرى (ع) در دوران حيات خود بشارت تولد فرزند مبارك خود مهدى (ع) را از عامه پنهان نگه داشتند و جز چند تن از خواص و ارحام نزديك، كسى را بر آن آگاه نساختند. اينچنين بود كه هنگام رحلت آن امام همام، جز همان افراد زبده و منتخب كه محرم اين سرّ الهى بودند، كسى از وجود فرزندى براى حضرت عسكرى خبر نداشت. امّا بلافاصله پس از شهادت آن حضرت، خواصّ اصحاب ايشان به رياست عثمانبن سعيد به جامعه شيعيان اعلام داشتند كه امام (ع) فرزندى از خود بر جاى نهادهاند كه جانشين ايشان و اكنون متصدى مقام رفيع امامت است. به گفته عثمانبن سعيد، دليل اخفاى آن بزرگوار اين بود كه در صورت پديدار شدن، به دست عمال حكومت به شهادت مىرسيد. ٣٥ به دليل وجود حالت تقيه در آن سالها اطلاعات تفضيلى مربوط به آن حضرت تا سالها از عامه مردم مخفى نگه داشته مىشد تا آنجا كه حتّى در مورد تاريخ ولادت مبارك ايشان، اختلافنظر فراوان به وجود آمد. ٣٦ مادر بزرگ ايشان، حضرت حديث به ظاهر اظهار فرمود كه ايشان در زمان شهادت بدر، هنوز چشم به جهان نگشوده و در بطن مادر بودهاند. ٣٧
بنابر روايات و نقلهاى تاريخى، امام حسن عسكرى (ع) تنها حديث را وصى خود قرار داد، با آنكه هم فرزند داشت و هم برادرش در قيد حيات بود. ٣٨ شيخ مفيد در كتاب «فصولالعشرة» پس از نقل ماجراى وصى قرار دادن حديث از سوى امام (ع) به ذكر دلايل عقلى و نقلى اين كار مىپردازد و از اين حركت به عنوان يك اقدام سياسى ياد مىكند. ٣٩ پس از آنكه حديث از مدينه به سامرا بازگشت، مشاهده نمود كه جعفر- برادر امام حسن عسكرى (ع)- به دروغ ادعاى ارث امام حسن عسكرى (ع) را مىكند. از اين رو به عنوان تنها وصى امام حسن عسكرى (ع) نزد قاضى وفت و اقامه دعوى نمود در حالى كه در اين زمان جعفر ادعاى جانشينى امام عسكرى (ع) را مىنمود. او يكى از فرزندان امام هادى (ع) بود، ولى روشى برخلاف پدران گرامىاش در پيش گرفته بود. گفته شده: مخفى بودن ولادت حضرت مهدى (ع) نيز به اين امر كمك كرد. از اين رو، بعد از شهادت امام حسن عسكرى (ع) تمام اموال آن حضرت را تصاحب كرد. وى در اينگونه اعمال خويش از سوى معتمد نيز حمايت مىشد. با مصادره اموال حضرت امام حسن عسكرى (ع) بازماندگان امام در وضعيتى بسيار اسفانگيز قرار گرفتند. تا جايى كه در آن شرايط، خانواده امام (ع) نه مسكن مناسبى داشتند و نه خوراك و پوشاك و نه كسى جرئت مىكرد دم از آشنايى با آنها بزند، زيرا اگر چنين مىكردند دشمن سرسخت دولت قلمداد مىشدند. ٤٠
طبق روايتى وقتى جعفر با بازماندگان امام حسن عسكرى (ع) در باب فوت منازعه مىكرد، حضرت مهدى (ع) ناگهان در مقابل عموى خود مىايستند و بر وى فرياد مىزند: «يا جعفر! مالك تعرض فى حقوقى»؛ جعفر! حق ندارى متعرض حقوق و اموال من شوى. سپس از نظرها غايب مىشود. جعفر كه مات و مبهوت شده بود، هر چه در بين مردم به دنبال آن حضرت مىگردد اثرى از ايشان به دست نمىآورد. ٤١
ادعاى جعفر در مورد جانشينى امام حسن عسكرى (ع) موجب دو دستگى در بيت جليل امام نيز شد. حديث مادر حضرت عسكرى (ع) و حكيمه عمه محترمه ايشان.- دختر امام جواد (ع)- از وجود و امامت فرزند حضرت عسكرى (ع) هوادارى مىنمودند. ٤٢ شيعيان نيز در اين ماجرا دو دسته شدند: يك گروه از جعفر و گروهى ديگر از حديث مادر حضرت امام عسكرى (ع) پشتيبابى مىكردند. در بحبوحه اين شرايط ادعاى وصايت حديث نزد قاضى اثبات شد و بخشى از اموال آن حضرت به وى داده شد. ٤٣
لازم به ذكر است كه اموال امام، افزون بر خانه آن حضرت شامل موقوفات و صدقات شيعيان نيز بود كه بايد صرف امور شيعيان مىشد و آن حضرت حديث را لايق اين مسئوليت ديده بود.
از ديگر وظايف و مسئوليتهاى حديث پاسخگويى به شبهات و سؤالات شيعيان بود. چنانكه اشاره شد، پس از شهادت امام حسن عسكرى (ع) اوضاع شيعيان چنان بحرانزده بود كه به نقل مورّخان و انديشمندان، در زمان هيچيك از ائمه (ع) چنين وضعيتى پيش نيامده بود. ٤٤
در اين بحران سياسى و تحير و سرگشتگى، حديث مفزع و پناه شيعيان بود، چنانكه طبق روايتى، احمدبن ابراهيم پس از شهادت امام حسن عسكرى (ع) نزد حكيمه، عمه آن حضرت، رفت و از اعتقاد او درباره امامت پس از امام حسن عسكرى (ع) پرسيد. حكيمه پاسخ گفت كه به حجّتبن الحسن (ع) اقتدا مىكند، وى از محل و شخصيت امام زمان (ع) پرسيد و سپس اظهار داشت، پس از شيعه به چه كسى پناه ببرد؟ حكيمه پاسخ داد: «به جدّه، مادر ابومحمّد»، او گفت: آيا من به كسى اقتدا كنم كه يك زن را وصى خود قرار داده است؟ حكيمه با درايت و درك وسيع خود پاسخ داد: «به امام حسين (ع) اقتدا كن كه خواهرش زينب را وصى خويش قرار داد.» ٤٥ اين روايت از موقعيت و مقام والاى حديث حكايت مىكند. اينكه يك زن در بحران سياسى و تحير و سرگشتگى، پناه شيعيان باشد و رهبر جامعه او را وصى خود در امور مهم اقتصادى و دينى خويش قرار دهد، روشن است كه از مقام والايى برخوردار بوده و نقش اجتماعى- سياسى مهمى بر عهده داشته است. زيرا تا وقتى ظرفيت و توانايىهاى افراد آزموده نشود هرگز از سوى اولياى دين، مسئوليتها و منصبهاى كليدى به آنان واگذار نخواهد شد. اين مسئوليت نشانه ظرفيت و توانايى بالاى او بود كه از سوى امام عسكرى و امام عصر (ع) به عنوان وصى و پناه شيعه معرفى شد و به خوبى از عهده اين مهم برآمد.
اين بانوى بزرگوار پس از شهادت حضرت عسكرى (ع) مدتى در قيد حيات بود، پس از آن در سامرا وفات يافت.