ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - ٢ نياز هميشگى به حجت
جايگاه حجتهاى الهى در هستى
ابراهيم شفيعى سروستانى
يكى از مبانى اساسى امامت و ولايت، اعتقاد به ضرورت وجود حجت الهى در هر عصر است. بر اساس اين اعتقاد، خداوند از ابتداى آفرينش تا روز قيامت همواره انسانهاى شايستهاى را به عنوان حجتهاى خود بر مردم برگزيده است و انسانها هيچگاه بىنياز از اين حجتها نمىشوند. البته حجتهاى الهى همواره ظاهر و آشكار نيستند و چهبسا كه در برخى دورهها، بر اساس مصالح و حكمتهايى، از ديدگان مردم پنهان شوند.
شيخ صدوق (ره) در مورد اين مبناى مهمّ اعتقادى مىنويسد:
«و واجب است كه [فرد شيعه] معتقد باشد كه زمين هيچگاه از حجت خدا بر آفريدگانش خالى نمىماند، خواه اين حجت آشكار و شناخته شده باشد و خواه ترسان و پنهان از ديدهها.» ١
«حجت» در لغت به معنى دليل، برهان و راهنما است. به عبارت ديگر، «آنچه به آن دعوى يا مطلبى را ثابت كنند»، حجت گويند. ٢ راغب اصفهانى، حجت را اينگونه معنا كرده است:
«راهنمايى آشكار به راه مستقيم و آنچه به وسيله آن مىتوان به درستى يكى از دو مخالف پى برد.» ٣
در روايات آمده است كه «خداوند تعالى دو حجت بر بندگانش دارد: يكى حجت آشكار كه رسولان، پيامبران و امامان هستند و ديگرى حجت پنهان كه عقل و خرد انسان است.» از امام موسى كاظم (ع) در اين زمينه چنين نقل شده است:
«براى خدا بر مردم دو حجت است: حجتى آشكار و حجتى پنهان. حجت پنهان رسولان، پيامبران و امامان، و حجت پنهان خردها هستند.» ٤
مهمترين مباحثى كه در اين زمينه در آموزههاى قرآنى و روايى مطرح شده، به شرح زير است:
١. حجتهاى الهى، مايه بسته شدن راه بهانهجويى بر مردم
خداوند در قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«رُسُلًامُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً؛ ٥
پيامبرانى كه بشارتدهنده و بيمدهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران، در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است.»
خداوند در اين آيه، هدف از فرستادن پيامبران را اتمام حجت بر مردم و بستن راه استدلال و بهانهجويى بر آنها دانسته است. بنابراين، مىتوان گفت كه پيامبران، «حجت» خدا بر مردم هستند و با آمدن آنها، ديگر كسى نمىتواند در پيشگاه خداوند مدعى شود كه چرا راه مستقيم را به ما نشان ندادى.
در دعاى شريف ندبه نيز به اين موضوع توجه شده و پس از اشاره به چند تن از پيامبران بزرگوار الهى چنين آمده است:
«و براى هريك از آنان [پيامبران] شريعتى و روشى معين كردى و برايش جانشينانى نگهبان انتخاب كردى تا هر كدام يكى پس از ديگرى، در مدتى معين دينت را برپا دارند و حجت بر بندگانت باشند تا حق از جايگاه خود خارج نشود و باطل بر حقمداران چيره نگردد و كسى نتواند بگويد: «چرا پيامبرى هشداردهنده به سوى ما نفرستادى و نشانهاى هدايتگر براى ما به پا نداشتى تا پيش از آنكه خوار و رسوا شويم، از آياتت پيروى كنيم؟» ٦ ....» ٧
٢. نياز هميشگى به حجت
در اعتقاد اسلامى، بشر همواره نيازمند هدايتگر است. به همين دليل، از ابتداى آفرينش انسان تاكنون هيچگاه جهان از پيامبران و امامان هدايتگرى كه حجتهاى خدا بر بندگانش هستند، خالى نبوده است. بر اساس اين اعتقاد، اگر بر روى كره زمين تنها دو نفر باقى مانده باشند، يكى از آنها حجت الهى خواهد بود. ٨ دانشوران شيعه اين موضوع را تحت عنوان «اضطرار به حجت» (ناگزيرى از حجت) مطرح ساختهاند. ٩ امام محمد باقر (ع) در اين باره مىفرمايد:
«به خدا سوگند، خداوند از روزى كه آدم (ع) قبض [روح] شد، هيچ سرزمينى را از پيشوايى كه [مردم] به وسيله او به سوى خدا هدايت مىشوند، خالى نگذاشته است. اين پيشوا، حجت خدا بر بندگانش است و هرگز زمين