ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - ٢ ما و برنامه اقامه دين
تنها با اقامه دين است كه بندگى آسان شده، نفاق و جحود به صعوبت و سختى از اينرو خصوصيت اصلى دولت كريمه «تعزّبها الإسلام و أهله و تذلّ بها النّفاق و أهله» ١٣ معرفى شده است.
«عزيز» شدن هر چيز، يعنى خدشهناپذيرى و خللناپذير شدن آن: در مقابل، ذلت ملازم با رخنهپذيرى است. اقامه دين يعنى بناى مناسبات اجتماعى و ساختارهاى متنوع فرهنگى و اقتصادى بر محور تعاليم اسلام. لذا نه دين خدشهاى مىپذيرد كه به علت تنگناهاى عينى، فرائض آن تعطيل و معارفش متروك شود و نه اهل اسلام براى مسلمانى دچار سختى و صعوبت مىشوند، بلكه كفر و نفاق به تنگنا مىافتد.
چگونه است كه امروز ارتباطات خارج شده از مدار دين در كانالهاى تلويزيونى، ماهوارهاى و مهمانىها، پارتىها، خيابانها و فروشگاهها و ... جوان مسلمان را به تنگنا مىاندازد، به گونهاى كه حفظ دين براى او مثل شنا در خلاف جهت رودخانه يا به تعبير روايات، آتش در دست داشتن است؛ در دولت حضرت مهد (عج) فسق و نفاق چنين وضعى مىگيرد و البته اين كاملًا درنتيجه نحوه تمدن و مناسباتى است كه امام (ع) بر پا مىكند.
٢. ما و برنامه اقامه دين
اقامه دين چنانكه گذشت، به مسائل مهمى در حوزه فرهنگ و تمدن وابسته است و انجام آن به عدّه و عُدّه خاصى نياز دارد. قرآن كريم به زيبايى درباره اهل كتاب از فقدان اين توانايى براى اقامه دين سخن مىگويد:
«بگو اى اهل كتاب شما بر جايگاه استوارى قرار نداريد؛ تا [مگر اينكه] بتوانيد تورات و انجيل و ساير كتابهاى آسمانى را كه از جانب پروردگارتان به سوى شما فرستاده شده است بر پا داريد». ١٤
علامه طباطبايى «لَسْتُمْعَلى شَيْءٍ؛ بر جايگاه استوارى قرار نداريد» را به معناى نداشتن جايگاه، توانايى و نداشتن مقدمات و آمادگى لازم مىداند. پس مهمترين وظيفه مسلمين- كه به صراحت «أَنْتُمُالْأَعْلَوْنَ» قوم تواناى خداوند براى اين كارند- درباره اين برنامه الهى، اين است كه به آن جايگاه و قدرت فعلى جهت اقامه دين برسند و البته اين در خود دهها دستور جزئى دارد كه مجال طرحش نيست. امّا از جمله مهمترين و صريحترين آنها «انضباط معرفتى در درك و دريافت از دين» است. آيه سوره شورى صريحاً پس از دستور اقامه دين مىفرمايد: «در دين تفرقه نكنيد». اين مطلب با «خود متفرق نباشيد» تفاوت مىكند. گرچه وحدت اسلامى ضرورتى است كه نبودش صدمههاى جبران ناپذيرى دارد، امّا متفرق كردن دين با برداشتهاى متجزى و نداشتن دين جامع و نگاه منظومهاى به آموزههاى دينى صدمهاى بالاتر است كه اقلّ ضرر آن، اين است كه حتى اگر دين، رايج و عمل هم بشود، مناسبات دينى اقامه نمىگردد! مثلًا هنگام استنباط احكام نماز به جهات اقامه نماز كه به شهرسازى و اصلاح مناسبات مربوط است، توجه نمىشود. يا وقتى مىخواهيم انتظار را بشناسانيم از جهات استراتژيك آن غفلت مىنماييم.
يكى از اسرار «لَسْتُمْعَلى شَيْءٍ» و بودن اهل كتاب براى اقامه دين هم در قرآن به دليل «نُؤْمِنُبِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ» ١٥ بودن آنها معرفى شده است.
پىنوشتها در دفتر مجله موجود است.