ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - آمريكا در ترازوى نقد جيمسن بوفارد
خطراتى در زمينه نگارش اين مطالب وجود دارد، همانگونه كه من نامههاى مخالفت آميز و تهديدآميز هم دريافت كردم چه از طريق پست الكترونيكى يا معمولى و من را خائن و دشمن آمريكا و حامى دشمن ناميدند، اما اين مهم نيست. آنچه مهم است، اين است كه من در نوشتههاى خود از دهه ٩٠ تا كنون يعنى از زمانى كه كلينتون بر مسند قدرت قرار داشت، نقض قوانين صورت گرفته را به رشته تحرير درآوردم. همچنين كارهايى را كه مردم توسط دولت خويش نيك و پسنديده تصور مى كردند، در حالى كه ماهيت اين اعمال زشت و ناپسند بود را برملا ساختم و مردم توانستند بدين وسيله ديدى واقعى و حقيقى نسبت به حزب موردنظرشان به دست آورند و اين زمانى صورت گرفت كه بسيارى از محافظهكاران از دروغها و اشتباهات بوش سخن نمى گفتند و در قبال فساد دولت وسوءاستفاده از قدرت سكوت اختيار ميكردند.
\* اين سوءاستفاده از قدرت و فساد دولتى در چه جاهايى بيشتر قابل ملاحظه است؟
دولت آمريكا در حال حاضر به صورتى غيرقانونى عليه ملت و مردم آمريكا جاسوسى ميكند. مى دانيم، با همكارى آژانس امنيت ملى آمريكا، بدون توجيه و مجوز قانونى اقدام به استراق سمع مكالمههاى تلفنى مردم آمريكا نمودند، بسيارى را بدون دليل و اتهام بازداشت كرد، در حالى كه بيگناه هستند و بسيارى را بدون هيچ اتهامى دستگير كردند مسئله يك وكيل مسلمان آمريكايى كه در آمريكا به دنيا آمده و در «پورتلند اورگن» زندگى مى كرد و به آيين اسلام درآمده بود، مورد شك و ظن «اف. بى. آى» قرار گرفت. وى با اينكه به اسپانيا مسافرت كرده بود، تحت پيگرد قرار گرفت و مشخصات وى براى پليس اسپانيا ارسال شد كه پس از بازجويى پليس اسپانيا از وى به «اف. بى. آى» ابلاغ كرد شد هيچ چيز شك برانگيزى در اين وكيل مشاهده نمى شود كه باعث دستگيرى وى باشد.
\* در ١١ اكتبر ٢٠٠٤ درباره «براند موفيلد» آمريكايى كه با خانمى مصرى ازدواج كرده است در مجله آمريكايى محافظهكاران مقالهاى به رشته تحرير درآورديد، ماهيت تلفيقاتى كه به سوى مسلمانان از سوى دستگاههاى امنيتى آمريكا توجيه مى شود، چيست؟
به نظر من بسيارى از قوانين مصوب توسط دولت اجازه مى دهد به محض ظنين شدن به شخصى، وى مورد بازجويى قرار گيرد مثلًا پس از حوادث يازده سپتامبر ملاحظه مى كنيم، بسيارى از جمعيتها و گروههاى خيريه اسلامى در معرض تحت و بازجويى قرار گرفتند و يا به خاطر دلايل واهى از فعاليت منع شدهاند و موارد بسيارى وجود داشت كه دولت عنوان كرد، فلان شخص از تروريسم حمايت كند، در حالى كه بعداً ملاحظه شد وى مثلًا با دولت از اين جهت اختلاف نظر دارد كه ماليات زيادى بر وى بسته شده و مخالفت مالياتى بوده است. از ديگر موارد نقض قوانين اين است كه هنگام سخنرانىهاى بوش، دولت افرادى از آژانس امنيت ملى را ميان مردم مى فرستد تا هرگونه مخالفت را سركوب نمايند يا ميان بوش و مردم يك حايل قرار مى دهد تا مردم نتواند به راحتى به او دسترسى داشته باشند، يا مقابل آزادى بيان را مى گيرند، از جمله موارد نقض ديگر مى توان به قانون آزادى اطلاعات اشاره كرد كه به موجب آن آمريكايىها مى توانند آزادانه اطلاعات لازم درمورد فعاليتهاى دولت را به دست آورند. بوش اين قانون را زير پا گذاشت و قوانين سرى بسيارى وضع كرد كه هيچ آمريكايى از آن مطلع نيست.
\* چگونه مى توانيد نقض قوانين را دريابيد؟
برخى از آمريكايىها از اين موضوعات اطلاع ندارند و هم برخى از وكلا كه به اين مسائل توجه دارند و با اينكه بسيارى از آمريكايىها با آن مخالفت كردند، اما بسيارى ديگر اعتقاد دارند، كه بوش برخلاف قانون عمل ميكند و قوانين را نقض مى نمايد غير از آن سازمان عفو بينالملل يا برخى از مراكز تحقيقاتى، نيز تفحصات و تحقيقاتى در اين زمينه و در زمينه نقض حقوق شهروندان انجام مى دهد، اما اكثر قريببه اتفاق مردم آمريكا با اين نقض قوانين مخالف هستند.
\* بر اساس گزارش سالانه «سازمان آمريكايى ريمون ريت ورلد» كه بر موانع حقوق بشر تأكيد كرد، شكنجه و آزار و اذيت و توهين به زندانيان بخش اساسى و مهم استراتژى بوش در جنگ وى عليه تروريسم بوده است، چه توضيحاتى در اين زمينه داريد؟
دولت بوش نسبت به برخى پژوهشها و تحقيقات به عمل آمده درباره برخى از آزار و اذيتها در عراق و در معرض ضرب وشتم قرار گرفتن مردم تا سرحد مرگ در افغانستان كه آخرين مورد آن ١٣٥ نفر تلفات داشته است، آن اعتراف نموده و عنوان كرده كه آنها در تحقيق و بازجويى جان خود را از دست دادهاند و به نظر من اين تعداد بيشتر از اينها مى باشند. تعدادى از افسران و سربازان آمريكايى يا در تجاوزات صورت گرفته مشاركت داشته يا در آنها سخن گفتهاند و تعدادى از وكلاى نظامى سعى كردند، اين خشونتها را متوقف نمايند، اين مسئله شايد مهمترين مسئلهاى باشد كه ديدها را نسبت به دولت بوش تغيير داد، چون مطالبى وجود دارد كه نشان مى دهد خود بوش دستور چنين اعمالى را داده است و حتى گفته شده كه در زمان جنگ، بوش بالاتر از قانون است و اين به شكل عميقى ميتواند تيشه به ريشه آمريكا بزند، به ويژه اهداف بنيانگذاران آمريكا. بنابراين برخى از وكلاى دولت حق دارند، بگويند بوش ديكتاتورى تمام عيار است بى آنكه مردم آمريكا از اين موضوع اطلاع داشته باشند.