ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - كشف بمب اتم و نقش دانشمندان يهودى
هاليوود و فرجام جهان ١
ابوالحسن طباطبايى
فيلم سازى در سينماى هاليوود يكى از مهم ترين روش هاى ممكن است كه توسط دنياى غرب براى به اصطلاح جا انداختن فرهنگ و ايدئولوژى غربى در زمينه پايان دنيا با وسعت و با كليه امكانات مورد استفاده قرار گرفته است. در اين نوع فيلم سازى با استفاده از «ژانر» يا گونه علمى- تخيلى همواره تصويرى از آينده به شكلى داستانى و گيرا ترسيم گرديده و سعى شده تا با استفاده از عناصر تحليل و هيجان و شگفتى به بيننده اين گونه فيلم ها بقبولاند كه آينده جهان آن گونه خواهد بود كه آنها تصوير مى كنند. اين مسئله تصويرى ريشه در ادبيات دارد و كتب علمى- افسانه اى نويسندگانى چون «ژول ورن»، «رى برادبرى»، «هربرت جرج ولز» «آرتورسى كلارك» و تعدادى از نويسندگان رمان هاى علمى- تخيلى را در بر مى گيرد.
در تمام اين آثار تنها به اين نكته اشاره شده كه غرب سفيدپوست با دسترسى به علم و فن آورى به پيشرفت هاى حيرت انگيز بر همه چيز مسلط شده و بر همه اركان عالم هستى، چنگ بيندازد. در واقع در انديشه سلطه جوى غربى و به ويژه در آينده نگرى آنها به خوبى مى توان نداى فرعونيت و «انا ربّكم الأعلى» را شنيد. از ديدگاه آنها معارضه و مبارزه با انسان ها در آينده همواره مسئله اى حل شده است.
غربى ها جهان را همواره شامل دو قطب پيشرفته و عقب افتاده دانسته اند. معيار چنين پيشرفت و پس رفتى، ترقى علمى و صنعتى و انباشت ثروت و قدرت هاى سياسى و نظامى و اقتصادى است، در حالى كه ديگر براى همگان اين حقيقت افشا گرديده كه اختلاف شرق و غرب از ابتدا به ويژه در سال هاى جنگ سرد (١٩٩١- ١٩٤٦) يك بازى سياسى بود براى تحميق مردم تا آنان را با انتخاب يكى از دو برقدرت به عنوان قيّم و سرپرست و پشتيبان داشته باشند؛ حال آنكه حقيقت ماجرا چيز ديگرى بود. هر دو ابرقدرت يك ماهيت داشتند كه آن هم استكبار و سلطه جويى بود. حتى بعداً افشا شد كه شرق ماركسيست خود زاييده و آلت فعل غرب مال اندوز بوده است.
هاليوود همواره درباره جنگ جهانى آينده، خطر بمباران هسته اى، انفجار جمعيت و فاجعه گرسنگى، آلودگى محيط زيست و بيمارى هاى همه گير و مهلك و غيره تبليغات فراوانى از طريق فيلم، نوار ويديويى و سى دى و دى وى دى به سرتاسر جهان داشته است. هدف اصلى و پشت پرده سياست گزاران سينمايى آمريكا ترساندن مردم دنيا، تحميل راه حل هاى از پيش ساخته شده و محكم كردن بند هاى بردگى و اسارت آنها است، نه آنكه بخواهند توجه انسان ها را به خطراتى كه بشر در پيش رو دارد، جلب كنند. بايد توجه كرد كه در واقع تصوير حقيقى جهان، تصوير يك جنگ و مبارزه اساسى بين دو نيرو است: يكى قدرت هاى استكبارى با همه ترفندهاى اقتصادى و سياسى و فرهنگى و مجهز به يك شبكه تبليغاتى وسيع شامل وسائل ارتباط جمعى و دوم توده هاى عظيم و بيكاران چندميلياردى انسان ها كه در سرتاسر جهان، حتى در همان كشورهاى به اصطلاح متمدن و ابرقدرت و قلدر حضور دارند.
فرجام جهان از ديدگاه هاليوود اصولًا بر اساس دو اصل دنبال شده است: يكى آنكه بشر به دليل پرداختن به انرژى هسته اى و در نهايت بمب اتمى باعث نابودى حيات در كره زمين خواهد شد، و ديگر آنكه يك برخورد نهايى بين نيروهاى شرّ و كافر (اعراب و مسلمانان) عليه مسيح موعود و كشور بزرگ اسرائيل به نابودى و تخريب اكثر شهرهاى جهان مى انجامد و اين همان جنگ «آرمگدون» است كه حاوى بخشى از اعتقادات بنيادگرايان انجيلى امريكا است كه يك پنجم آمريكا را تشكيل مى دهند. آنها ضمن در آميختن مسيحيت با صهيونيسم، منتظر آن واقعه- حضور مسيح (ع)-، برپايى مملكت بزرگ اسرائيل و ساخت معبد «هيكل سليمان» بر خرابه هاى مسجدالاقصى هستند. در اينجا نگاهى به تاريخ استفاده از انرژى هسته اى به عنوان يك سلاح كشتارجمعى خواهيم داشت.
كشف بمب اتم و نقش دانشمندان يهودى
در سال ١٩٣٩ م. «لئوسيلارد» فيزيكدان يهودى اهل مجارستان، از جمله افرادى بود كه خبر شكستن هسته اورانيوم را دنبال مى كرد. وى مى دانست كه اگر مقدارى اورانيوم شكسته شود، انرژى حاصل از آن بسيار زياد و انفجارى خواهد بود. به علاوه نيروى انفجارى مقدار خيلى كمى از اورانيوم با هزاران تن از مواد منفجره معمولى برابر است. او به دليل توسعه طلبى و محدوديت هايى كه «هيتلر» براى يهوديان ايجاد كرده بود، اروپا را ترك گفته و به امريكا مهاجرت كرد و در آنجا با «آلبرت انيشتين» دانشمند يهودى كه وى نيز از آلمان فرار كرده بود، ملاقات كرد. چندى بعد بزرگان قوم يهود در امريكا انيشتين را واداشنتد كه نامه اى به