ماهنامه موعود
(١)
شماره شصت و پنجم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
تربيت پهلوانى
٢ ص
(٤)
امانت خدا
٤ ص
(٥)
دوستداران فاطمه، همراهان پيامبر (ص)
٤ ص
(٦)
فاطمه (س) امانت خدا
٤ ص
(٧)
بهترين خانه ها
٥ ص
(٨)
نام مبارك
٥ ص
(٩)
بهترين زنان جهان از ماست
٥ ص
(١٠)
رسوايى دشمنان فاطمه (س)
٥ ص
(١١)
فاطمه بتول (س) از ماست
٥ ص
(١٢)
يا فاطمه (س)!
٥ ص
(١٣)
نام عزيز و محترم
٥ ص
(١٤)
برتر از مريم (ع)
٥ ص
(١٥)
سفارش به انصار
٦ ص
(١٦)
پاداش مجاهدان روز بدر
٦ ص
(١٧)
برترين كار
٦ ص
(١٨)
زيارت روزانه
٦ ص
(١٩)
حجت بر امامان (ع)
٦ ص
(٢٠)
الگو و سرمشق
٦ ص
(٢١)
ذكر جبيب
٧ ص
(٢٢)
از ميان خبرها
٨ ص
(٢٣)
شكنجه گرى خاخام هاى صهيونيست در گوانتانامو
٨ ص
(٢٤)
منبع استفاده از اينترنت توسط يهوديان افراطى
٨ ص
(٢٥)
سوء استفاده از نام امام خمينى (ره) ومسجد جمكران
٩ ص
(٢٦)
مركز تازه فعاليت هاى تروريستى عليه شيعيان
٩ ص
(٢٧)
تهديد به بمباران اماكن مقدس مسلمانان
٩ ص
(٢٨)
ساكنان عالم غيب
١٠ ص
(٢٩)
معرفت امام زمان از ديدگاه شيخ صدوق
١٨ ص
(٣٠)
1 اعتقاد به امامان دوازده گانه
١٩ ص
(٣١)
الف) روايات سنى
١٩ ص
(٣٢)
ب) روايات شيعه
٢٠ ص
(٣٣)
2 اعتقاد به واجب الاطاعه بودن امامان
٢٠ ص
(٣٤)
سيماى حضرت مهدى (ع) در كلام نبوى
٢٢ ص
(٣٥)
1 ستايش ها
٢٢ ص
(٣٦)
2 نكوهش ها
٢٣ ص
(٣٧)
ظهور حضرت مسيح در عصر حضرت مهدى (ع)
٢٤ ص
(٣٨)
مسيح در خدمت حضرت مهدى (ع)
٢٤ ص
(٣٩)
خطر چيست؟
٢٧ ص
(٤٠)
مسئله قدس
٢٨ ص
(٤١)
تسلط يهود بر ايران شاهنشاهى
٢٨ ص
(٤٢)
موعود نوجوان
٣٣ ص
(٤٣)
سبزينه خاطراتى از امام
٣٤ ص
(٤٤)
قرائت قرآن
٣٤ ص
(٤٥)
خاطره جوانى
٣٤ ص
(٤٦)
سفر به سوريه
٣٤ ص
(٤٧)
گلبرگ سپيده سر مى زند
٣٥ ص
(٤٨)
سپيده سر ميزند
٣٥ ص
(٤٩)
گلبرگ
٣٦ ص
(٥٠)
امتحان خدا
٣٧ ص
(٥١)
وفات شيخ
٣٩ ص
(٥٢)
بوى گل سرخ
٤٠ ص
(٥٣)
پنجره فولاد
٤٠ ص
(٥٤)
نسيم
٤١ ص
(٥٥)
مَدار عشق
٤١ ص
(٥٦)
لحظه هاى سبز
٤٢ ص
(٥٧)
آخرالزمان
٤٣ ص
(٥٨)
يادگار كتاب ماندگار
٤٤ ص
(٥٩)
خرمايى از آتش
٤٦ ص
(٦٠)
گلبانگ
٤٩ ص
(٦١)
خانه چشم
٤٩ ص
(٦٢)
محبوب داور
٤٩ ص
(٦٣)
تا بهار تو
٥٠ ص
(٦٤)
در عطش انتظار
٥٠ ص
(٦٥)
شكوه
٥١ ص
(٦٦)
غزل انتظار
٥١ ص
(٦٧)
هاليوود و فرجام جهان 1
٥٢ ص
(٦٨)
كشف بمب اتم و نقش دانشمندان يهودى
٥٢ ص
(٦٩)
پروژه مانهاتان و آغاز عصر اتم
٥٣ ص
(٧٠)
آمريكا در ترازوى نقد جيمسن بوفارد
٥٤ ص
(٧١)
دنياى حرفه اى ها
٦٠ ص
(٧٢)
آمريكاى لاتين و ورزش مدرن
٦٠ ص
(٧٣)
ورزش حرفه اى «پروفسيوناليسم»
٦٣ ص
(٧٤)
عنايتى در غربت
٦٨ ص
(٧٥)
يك پرسش
٧٣ ص
(٧٦)
سلسه نشست هاى فرهنگ مهدوى
٧٤ ص
(٧٧)
ايدئولوژى آرمگدون
٧٤ ص
(٧٨)
پخش فيلم
٧٥ ص
(٧٩)
پرسش شما و پاسخ موعود
٧٦ ص
(٨٠)
معناى لغوى و اصطلاحى رجعت
٧٦ ص
(٨١)
دلائل قرآنى رجعت
٧٧ ص
(٨٢)
1 زنده شدن مردگان به وسيله حضرت عيسى (ع)
٧٧ ص
(٨٣)
2 زنده شدن پس از صد سال مرگ (مربوط به عزير)
٧٧ ص
(٨٤)
3 مرگ گروهى (از بنى اسرائيل) و حيات مجدد آنها
٧٧ ص
(٨٥)
دلايل روايى بررجعت
٧٧ ص
(٨٦)
همگانى يا غيرهمگانى بودن رجعت
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - ساكنان عالم غيب

باش كه اجازه تشرف و ملاقات يافتى. وقتى على‌بن مهزيار وارد شد شما گمان مى‌كنيد كار آسانى است، بعد از بيست سفر شخص عاشق حالى دارد كه در ابتدا گمان مى‌كند كه معشوق به او جفا كرده است. وقتى وارد خيمه شد طبيعى است كه يك عاشق حال طلبكارى عجيبى داشته باشد كه يكى از نكات و دقائق بسيارى اين تشرف همين بخش ملاقات اوليه است. امام زمان (ع) با يك جمله صحنه را تغيير دادند. حال على‌بن مهزيار حال عشق است، حال كسى است كه هر زحمتى مى‌بايد بكشد، كشيده و معشوق به او جفا كرده ولى حضرت با يك جمله فرمودند:

«كنّا نتوقعك ليلًا و نهاراً يا اباالحسن![١]؛ پسر مهزيار! ما شبانه‌روز منتظر آمدن تو بوديم چه امرى موجب دير آمدن تو شد، چرا دير آمدى؟» پسر مهزيار متحير شد. عجيب كه من كه نوزده سفر به عشق حضرت آمدم، حالا حضرت مى‌فرمايند شبانه‌روز منتظر تو بوديم؟ چطور اينها را جمع بكند؟ يك جوابى داد كه شايد شما هم بوديد همين جواب را مى‌داديد، عرض كرد: «يابن رسول‌الله، آقا من كسى را نيافتم كه مرا به وجود شما دلالت كند.» مى‌گويد حضرت چهار زانو نشسته بودند و با انگشت سبابه به سمت زمين اشاره‌اى مى‌كردند اين جمله را كه عرض كردم سرشان را بلند كرد فرمودند: يا اباالحسن. دليلش اين نيست. نه، آن كسى كه الان كسى را به دنبال تو فرستاد بيست سال پيش هم مى‌توانست بفرستد و من متحير بودم پس چه دليلى دارد كه حضرت شروع كردند سه دليل براى اين قضيه آن هم خطاب به على مهزيار، كسى كه عاشق است، كسى كه نوزده سفر حج كرده به خاطر زيارت آقا. سفر اولش سفر واجب بوده و نوزده سفر ديگر فقط به خاطر آقا. آقا نخواستند كه تكدّر خاطر براى او حاصل شود و خطاب را تمام كردند نسبت به همه شيعه. فرمودند: «ولكنّكم كثّرتم الأموال.» اى پسر مهزيار شماها درصدد زياد كردن اموال بوده‌ايد يعنى اگر كسى بخواهد تشرف محضر امام زمان (ع) پيدا كند بايد تمام وجودش و تمام دلش امام‌زمانى باشد. ببينيد حضرت كجا را دست مى‌گذارند. «و لكنكم كثرتم الأموال و قطعتم الرّحم.» شما مراعات رحم و سفارشاتى كه براى حق و حقوق بين شما شده است را نكرديد. حق و حقوق دينى و عاطفى بين خودتان را مراعات نكرديد. اين مسئله دومى بود كه حضرت سفارش كردند كه اگر تشرفى براى تو حاصل نشد دليلش يكى زياده‌خواهى بود كه نسبت به اموال داشتى. نه زياده‌خواهى حرام، آنكه خارج است و بلكه حلال. يعنى بايد امام‌زمانى خالص بود و حتى اين مسئله را هم كنترل كرد و زاهد شد و بعد هم مسئله صله‌رحم و رسيدگى به ارتباطهاى عاطفى بين كسانى كه حقى بر گردن انسان دارند. «و قطعتم‌الرحم و تجبّرتم على فقراء المؤمنين.» اگر يك وقت نسبت به فقراى مؤمنين بى‌توجهى‌هايى صورت گرفت. شما آنها را به استخدام گرفتيد، يا به گونه‌اى نسبت به آنها ظلم روا داشتيد كه آنها را متحير كرديد در بعضى از تعابير دارد كه (تحيّرتم)، شما حق و حقوق فقرا را خلط كرديد. اين هم باز به مسئله اول برمى‌گردد يعنى شما وقتى فقر را در مؤمن حس كرديد بايد به ايمان او نگاه مى‌كرديد و همه ارزش‌هاى انسانى را طبق ايمان او بايد قائل مى‌بوديد و توجه شما به اين مسئله نبود و اگر پاى خود را بر پاى فردى ضعيف گذارديد و ديديد كه مشكلى نيست فشار مى‌داديد. حضرت اين را خطاب به همه مؤمنين بيان مى‌كنند كه على‌بن مهزيار روى زمين نشست و شروع كرد به گريه كردن كه «التوبه التوبه سيدى الإقاله الإقاله» حضرت فرمودند «لابأس عليك» اينجا بود كه دلگرمى‌اى شد براى على‌بن مهزيار.

جريان‌هاى تشرفات كار خيلى مشكلى است. يا رزقى خاص است كه نصيب بعضى افراد مى‌شود و يا افرادى كه مى‌خواهند در مراتب عالى ايمان سير كنند و بر اثر خواست فراوان، خداى متعال رزق آنها مى‌كند كه در همين زمان هم بوده است كه بعضى اين رزق را داشته‌اند و اين عنايات به آنها شده و اين مسئله را انكار نمى‌توان كرد كه اكنون هم تشرف محضر حضرت بقيةالله ممكن است. و بزرگانى بوده‌اند از علما و بزرگان دلسوخته كه نصيبى از اين معنا داشته‌اند و رزقى از اين سفره برداشته‌اند. مقدمات و تمهيداتى كه انسان را ارتقا مى‌دهد نهايتاً بازگشتن به تقوا و رسيدن به مراتب عالى‌ترى از تقوا و حضور در محضر حق‌تعالى و حضرت بقيةالله (ع) است.

\* آيا اساساً مسئله تشرف در عصر غيبت وجود دارد يا خير؟ اگر اين جواب مثبت است آيا اين امكان براى عموم است يا خصوص؟

بله تشرف در زمان غيبت امكان دارد، اولًا بهترين دليل بر امكان آن وقوعش است و ثانياً در برخى از دعاها كه درخواست ديدار شده، عبارت مطلق است. نظير عبارتى كه در دعاى عهد عرضه مى‌داريم: «ألّلهم أرنى الطلعة الرّشيدة» امكان تشرف به نظر بزرگان هم وجود دارد اما خواص اين مسئله، خواصى كه رزق تشرف دارند، افراد دلسوخته هستند پيرمرد دل‌شكسته‌اى ممكن است نصيبش شود، دلسوخته زحمت‌كشيده‌اى كه تمام همّ و غمّش عشق به حضرت بقيه‌الله- روحى‌له‌الفداء- است‌

و در عين حال ممكن است شخصى كه به صورت ظاهرى داراى موقعيتى اجتماعى است نصيب پيدا نكند. اين رزق براى افراد ممكن است گرچه به ندرت اتفاق مى‌افتد اما بوده‌اند افرادى كه درك محضر آن بزرگوار را كرده‌اند و بهره برده‌اند.

\* آيا شرط يا شرايطى خاص براى نيل به تشرف ذكر شده است؟ اين شرائط كدامند؟

البته مسئله تشرف به گونه‌اى پيچيده است كه در زمان خود امام عسكرى كه حضرت چندساله بودند حضرت احياناً حضرت بقيه‌الله (ع) را به بعضى از خواص شيعه نشان مى‌دادند براى اتمام حجت و شرطى كه از مجموع قضاياى تشرفات در چند جمله به نظر مى‌آيد شرائط اوليه را بايد دارا بود به اضافه ايمان و تقوا و عمل صالح.