ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - ٢ اعتقاد به واجب الاطاعه بودن امامان
اين دين تا قيام قايمت پابرجا خواهد بود، يا بر شما دوازده خليفه خواهد بود كه همگى از قريش هستند.
نكتهاى كه در مورد روايات ياد شده بايد بدان توجه داشت اين است كه منظور رسول خدا (ص) از دوازده خليفه پس از خود، كسانى است كه استحقاق و صلاحيت خلافت و جانشينى ايشان را دارا مىباشند و لازم نيست حتماً آنها بر اريكه قدرت نشسته باشند تا عنوان خليفه بر آنها بار شود. اگر چه خواست پيامبر در واقع اين بود كه همين دوازده نفر موردنظر به خلافت ظاهرى برسند و قدرت را به دست گيرند.
از سوى ديگر اگر احاديث خلفاى دوازدهگانه را به معناى يادشده حمل نكنيم، حتماً بدون تفسير خواهد ماند؛ چرا كه تعداد خلفاى اموى و عباسى كه همگى از قريش بوده و به حكومت ظاهرى رسيدهاند، چندبرابر تعداد ذكر شده در اين احاديث است.[١]
ب) روايات شيعه:
علماى شيعه نيز در كتابهاى خود روايتهاى دوازده امام را مورد توجه قرار داده و آنها را نقل كردهاند، كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
علىبن محمد خزاز قمى (از علماى قرن چهارم) در كتاب خود از پيامبر اكرم (ص) چنين نقل مىكند:
اهل بيتى عترتى من لحمى و دمى و هم الأئمة بعدى، عدد نقباء بنىاسرائيل[٢]
خاندان من، عترت من از گوشت و خون من هستند، آنها امامان پس از من و به تعداد نقباى بنىاسرائيل هستند.
او همچنين از سلمان فارسى نقل مىكند كه پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمود:
الأئمّة بعدى اثناعشر. ثمّ قال: كلّهم من قريش، ثمّ يخرج قائمنا فيشفى صدور قومٍ مؤمنين.[٣]
امامان پس از من دوازده نفرند، آنگاه فرمود: همه آنها از قريش هستند، سپس قائم ما قيام مىكند و قلوب مؤمنان شفا مىيابد.
محمدبن يعقوب كلينى (م ٣٢٩ ق.) در «كتاب الحجة» الكافى بابى را به رواياتى كه در موضوع امامان دوزادهگانه وارد شده، اختصاص داده و در اين باب بيست روايت از پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم در اين زمينه نقل مىكند.[٤] از جمله اين روايات، روايت زير است كه مرحوم كلينى آن را به سند خود از امام محمدباقر (ع) روايت مىكند:
قال رسولالله (ص): من ولدى إثناعشر [احدعشر] نقباء نجباء محدّثون مفهّمون آخرهم القائم بالحقّ يملأها عدلًا كما ملئت جوراً.[٥]
پيامبر خدا (ص) فرمود: از فرزندان من دوازده نفر پيشوا، برگزيده، محدّث و مفهّم[٦] خواهند بود كه آخرين آنها قيامكننده به حق است كه زمين را از عدل پر مىكند چنانكه از ستم پر شده بود.
شايان ذكر است كه برخى بر روايت ياد شده اشكال گرفته و گفتهاند بر اساس اين روايت بايد تعداد جانشينان پيامبر اكرم (ص) سيزده نفر باشد، چراكه آن حضرت در اينجا مىفرمايد: دوازده نفر از فرزندان من به پيشوايى مىرسند و با توجه به اينكه نخستين پيشواى مسلمانان، امام على (ع) از فرزندان پيامبر نبود و ما هم يقين داريم كه پيامبر اكرم (ص) ايشان را به جانشينى خود انتخاب كرده بود، در نتيجه تعداد جانشينان پيامبر و پيشوايان مردم سيزده نفر خواهند بود نه دوازده نفر. در پاسخ اين اشكال بايد گفت: ظاهراً اشتباهى از سوى نسخهنويسان الكافى رخ داده و به جاى كلمه «احدعشر»، «اثنىعشر» نوشته شده است؛ چرا كه در كتاب ابوسعيد المصفرى كه از جمله اصول روايى شمرده مىشود روايت مزبور به اين صورت نقل شده است. «من ولدى أحد عشر نقباء نجباء ...»[٧]
ابن شهرآشوب (م ٥٨٨ ق.) نيز به سند خود نقل مىكند كه پيامبر خدا (ص) در يكى از خطبههاى خود فرمودند:
معاشرالناس، من أراد أن يححيى حياتى و يموت ميتتى فليتولّ علىبن أبىطالب، و ليقتد بالأئمة من بعده.
اى مردم! هر كس مىخواهد مانند من زندگى كند و مانند من از دنيا برود، سرپرستى علىبن ابىطالب را بپذيرد و از امامان پس از او پيروى كند.
پرسيده شد: امامان پس از شما چند نفرند؟ فرمود:
عدد الأسباط[٨]، و انفجرت لموسى اثنتا عشرة عيناً[٩] و[١٠]
به تعداد قبايل [بنىاسرائيل]. براى موسى دوازده چشمه جوشيدن گرفت.
٢. اعتقاد به واجب الاطاعه بودن امامان
شيخ صدوق (ره) پس از اشاره به اسامى دوازده امام به بيان خصايص اين امامان و آنچه مسلمانان بايد در مورد آنها معتقد باشند، پرداخته، مىنويسد:
واجب است كه معتقد باشد آنها «اولىالأمر» هستند؛ همانها كه خداوند امر به اطاعت آنها كرده است.
كلام مرحوم صدوق اشاره به اين آيه از قرآن كريم دارد كه مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ.[١١]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد.
امينالاسلام طبرسى (٤٦٨- ٥٤٨ ق) در ذيل اين آيه، در بيان مراد از «اولى الأمر» مىنويسد:
در [تفسير عبارت] «أولى الأمر» دو نظر در ميان مفسران وجود دارد؛ نظر اول اين است آنها حاكمان (امرا) هستند. اين نظر ابوهريره، ابن عباس- در يكى از دو روايتش- ميمون بن مهران و ... است. نظر دوم اين است كه آنها عالمان هستند، اين نظر از جابربن عبدالله، ابن عباس- در روايت ديگرش