ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - ورزش حرفه اى «پروفسيوناليسم»
در زمان ما آنقدر گران تمام مى شود كه اولًا تشكيل آن در قدرت چند كشور معدود است و ثانيًا به جهت همين مخارج
سنگين به سوى جنبههاى تجارى گراييده است تا از اين راه هزينههاى ياد شده جبران شود.»[١]
هيچگاه پرسيده نمىشود كه كمپانى سيگار «مارلبورو» و «رينولدز» امريكايى چه نسبتى با ورزش دارند و چگونه است كه همواره اين كمپانىها، چتر حمايتى خود را بر سر كلوپها و كميتههاى ورزشى كشيدهاند؟ «ششمين جشن سالگرد گروه وابسته به سيگار مالبورو در اسفند ٥٧ در كلوب سن تيلر با حضور قهرمانان بولينگ و اغلب اعضاى شركت مالبرو برگزار شد.»[٢]
ذكر اين موارد تنها براى نشان دادن رد پاى جريانهاى سياسى و اقتصادى بر ورزش امروز جهان است وبىسبب نيست كه پروفسور لويى شارنيه درباره ورزشكاران عصر جديد مىگويد: «ورزشكاران و قهرمانان، مبلغين مذهبى قرن بيستم هستند كه مذهب اقتصاد را ترويج مىكنند.»[٣]
وى در كتاب «زنجيرها و پيوستگىها» در بيان نقش تبليغات قرن در بهرهبردارى از قهرمانان مىنويسد: «قهرمان به طور كلى ابزارى است براى تبليغ و اين را هيچ كس نمىتواند انكار كند ... در جايى نوشتهام كه غرب «نمونه» هاى برگزيده را فراروى مردم خامانديش قرار مىدهد. نمونههايى كه تصويرگر اخلاق زمانه خويشاند. آيا هيچ جزوه و يا رسالهاى را ديدهايد كه راه و رسم «ليبراليسم» و يا پيشه كردن اباحيت و دم غنيمتدانى را آموزش دهد و يا در لابهلاى صفحات خود «راه و رسم غافل شدن» و «طريق بندگى هواجس نفسانى» را بياموزد؟! هرگز! زيرا، آنچه در ميانه غوغا چهره پوشانده «نمونه و الگويى» است كه راه و رسم اين مسلك و مذهب را مىنماياند و از همين روست كه مردم كشورهاى غيرغربى، پيش از آنكه فرصت پرسش از اعتقاد و اخلاق غربيان را پيدا كنند، در همه صورتهاى عملى و مناسبات اجتماعى آيين و مقررات آنها را پذيرا گشتهاند. آيينها و مقرراتى كه غرب از طريق «نمونهها» در ميان ملل مىگسترد تا با نشر فرهنگ خود امكان چنگ انداختن بر تماميت اندوختههاى فرهنگى و مادى ملل را به دست آورد.
مطبوعات اروپايى درباره «جرج بست» فوتباليست انگليسى كه در دهه پنجاه ساليانه بيش از ٧٥٠ هزار تومان حقوق ثابت دريافت مىداشت و قريب به دوازده ميليون و پانصد هزار ريال از طريق فروش آدامس و ادكلن و تبليغات كسب مىنمود و در عين حال به عنوان ورزشكارى بىانضباط و مشروبخوار شناخته مىشد، نوشتند: «وقتى جرج بست گفت سيگار را دوست ندارم، تمام دخترها در انگليس سيگار را ترك كردند. لباس او بهترين مدل لباس جوانان بود.»[٤]
پوشيده نيست كه امروزه قوىترين و مجهزترين مطبوعات و ايستگاههاى راديويى و تلويزيونى در اختيار ثروتمندان يهودى است و هم آنان طى پنجاه سال اخير بزرگترين نقش را در قهرمانپرورى و تبليغات ميدانهاى ورزشى عهدهدارند. در واقع آنان در غافل ساختن مردم جهان از آنچه در پس پرده ميگذرد، نقش عمدهاى ايفا
مىكنند.
عنوانهاى پرزرق و برق، تعريف و تمجيدهاى پرطمطراق و جلوههاى نور و صدا در زمره ابزارى هستند كه خبرنگاران، روزنامهنگاران و دستگاههاى تبليغاتى سمعى و بصرى جهان از آنها براى به نمايش گذاردن جلوه و جمال جعلى قهرمانان و ورزشكاران حرفهاى استفاده مىكنند.
كمپانىهاى بزرگ امريكايى و اروپايى، براى سرگرم كردن همگان سالهاست كه مسابقات بزرگ ورزشى ترتيب مىدهند و به اسم بشردوستى دانشجويان كشورهاى جهان سوم را بورسيه مىكنند. هنوز خاطره مسابقات ابتكارى «يويوى كوكاكولا» از ذهن مردان و زنانى كه بيش از چهل و پنج سال از عمرشان سپرى شده، محو نگرديده است. خاطره حضور بيش از ٥٠٠٠ نفر در اين مسابقه كه با حضور مربيان و نمايندگان كوكاكولا در تهران برگزار شد. مطبوعات همان سالها نوشتند: «ماراس «و «ساير» دو تن از نمايندگان كمپانى كوكاكولا طبق برنامه تنظيمى كه از طرف كارخانه كوكاكولا تنظيم شده بود، در مدارس، در باشگاههاى ورزشى و در بين محلات مختلف شروع به تعليم بازى «يويو» به جوانان و كودكان به طريق صحيح آن كه در آمريكا و اروپا رواج كامل دارد، نمودند.
اين حادثه اگر چه به ظاهر ساده و معمولى به نظر مىرسد، ليكن دانهاى است كه در زمين بكر خاطر نونهالان كاشته مىشود تا در آيندهاى نه چندان دور به ثمر بنشيند. ماجراهاى اين چنين را در سرتاسر دنيا در ميان همه كشورها مىتوان سراغ گرفت.
بد نيست بدانيد كه در گيرودار حمله اسرائيل به اعراب دهها هزار نفر از جوانان عرب به هواى ديدار مسابقات فوتبال راهى اروپا شدند و چشم و گوش خود را بر واقعه فلسطين و فرياد و ناله زنان و كودكان بستند. در سال ١٣٦١ مطبوعات نوشتند: «در حالى كه ده هزار نفر كويتى به اسپانيا مىروند تا فوتبال تماشا كنند در كشورهاى عربى براى جنگ با اسرائيل فقط دويست نفر داوطلب شدهاند.»[٥]
شايان ذكر است كه هيچ يك از ملتهاى عقب نگه داشته شده در كميتههاى تصميمگيرى سازمانهاى ورزشى جهانى دخالت مستقيم ندارند.
در يكى از كنگرههاى «فيفا» كه معمولًا بعد از هر جام جهانى برگزار مىشود، نماينده يك كشور آفريقايى به يك مسئله اشاره كرد و گفت كه در كارهاى حساس فيفا نمايندگان قارههاى آسيا و آفريقا حضور و دخالت ندارند و انگشت روى دو كميته مهم امور مالى و مقررات نهاد كه در اين دو كميته اثرى از غير اروپايى و غير آمريكايى نيست. جواب اين بود: «٨٩ درصد درآمدهاى فيفا از راه حق مسابقات و غيره را كشورهاى اروپايى و امريكايى مىپردازند و يازده درصد بقيه را ديگر كشورهاى جهان. آنگاه چهل و پنج درصد هزينههاى فيفا در راه گسترش و غيره صرف