ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - الگو و سرمشق
خود بود، ولى خدا تو را سرور زنان زمان خودت و زمان مريم و نيز زنان اولين و آخرين قرار داده است.[١]
سفارش به انصار
امام كاظم (ع) از پدرش روايت كرد كه رسول خدا (ص) در حال احتضار، انصار را خواست و به آنان فرمود: «اى گروه انصار! وقت جدايى فرا رسيد. بدانيد كه در خانه فاطمه (س)، در خانه من و خانه او، خانه من است. هر كه حرمت او را هتك كند، به خدا بىاحترامى كرده است». عيسى از ياران امام كاظم (ع) مىگويد: آن حضرت در اين هنگام بقيه سخنش را قطع كرد و بسيار گريست و سه بار فرمود: «به خدا قسم حرمت خدا را حفظ نكردند».[٢] امام كاظم (ع) در روايت ديگرى فرمود: «فاطمه (س)، صدّيقه شهيده است».[٣]
پاداش مجاهدان روز بدر
دو نفر از ياران امام رضا (ع) مىگويند: نزد آن حضرت رفتيم. ايشان در سجده بود و سجدهاش طول كشيد. هنگامى كه سرش را بلند كرد، گفتيم: چرا سجده را طولانى كرديد؟ فرمود: «هر كه اين دعا را در سجده شكر بخواند، همچون مجاهدان روز بدر در كنار رسول خدا پاداش دارد». گفتيم: آن دعا چيست؟ حضرت دعايى را خواند و در بخشى از آن، مظلوميت مادرش- حضرت زهرا (س)- را نيز بيان كرد.[٤]
برترين كار
يكى از ياران امام جواد (ع) مىگويد: به حضرت عرض كردم: تصميم گرفته بودم به نيابت از شما و پدرتان طواف كنم. ولى به من گفتند: به نيابت از اوصيا طواف نمىكنند. حضرت فرمود: «هر چه مىتوانى طواف كن، جايز است.» سه سال بعد دوباره به آن حضرت عرض كردم: پيشتر از شما درباره طواف به نيابت از شما و پدرتان اجازه گرفتم و طواف بسيار كردم. سپس چيزى بر دلم افتاد و به آن عمل كردم. پرسيد: «چه بود؟» گفتم: يك روز از جانب رسول خدا (ص) طواف كردم. حضرت سه بار فرمود: «درود خدا بر پيامبر.» سپس روز دوم به نيابت از امير مؤمنان (ع)، روز سوم امام حسن (ع)، روز چهارم امام حسين (ع) تا روز نهم به نيابت از پدرت علىبن موسىالرضا (ع) و روز دهم به نيابت از شما سرورم. اينان كسانىاند كه به ولايتشان معتقدم. حضرت فرمود: «در اين صورت به دينى معتقدى كه خدا، جز آن را از بندگانش نمىپذيرد.» عرض كردم: گاهى هم از سوى مادرتان حضرت فاطمه (س) طواف كردهام. گاهى هم نه. حضرت فرمود: «اين را بيشتر انجام بده. اين برترين كارى است كه انجام مىدهى، انشاءالله.[٥]»
زيارت روزانه
قلب امام نهم حضرت جواد (ع) از مهر و محبت مادرش حضرت زهرا (س) لبريز بود. آن حضرت هر روز ظهر در مدينه به مسجد پيامبر اكرم (ص) مىرفت و بر پيامبر (ص) درود مىفرستاد و مشام جان خويش را از ياد جدّ بزرگوارش معطر مىساخت. سپس به سراغ خانه مادرش فاطمه زهرا (س) مىرفت كه در همان نزديكى قبر پيامبر بود و در نهايت ادب و احترام، ابتدا كفشها را از پا در مىآورد و آنگاه با دلى سرشار از شور و اشتياق، وارد آن خانه كوچك و نورانى مىشد و در آنجا به نماز و دعا مىپرداخت.[٦]
حجت بر امامان (ع)
پيشوايان معصوم (ع) الگويى براى ديگر مردم هستند، ولى حضرت فاطمه زهرا (س) با داشتن فضيلتهاى بيكران، حجت و الگويى براى امامان بوده است. امام حسن عسكرى (ع) فرمود: «ما حجتهاى خدا بر بندگان هستيم و جده ما حضرت فاطمه زهرا (س) حجت بر ماست».[٧]
الگو و سرمشق
امام زمان (عج) نيز در روايتى فرمود: «دختر رسول خدا (س) براى من الگو و سرمشقى نيكوست».[٨]
پىنوشتها:
برگرفته از: گلبرگ نشريه مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما.
[١]. مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ٢٧، ص ١١٦.
[٢]. جزوه مؤسسه جهانى سبطين؛ به نقل از فرائد المسطين، ج ٢، ص ٦٨.
[٣]. محمدى رىشهرى، محمد، اهل بيت در قرآن و حديث، ص ١٩٢.
[٤]. قمى، شيخ عباس، سيماى پرفروغ محمد (ص)، (ترجمه كحلالبصر)، ترجمه محمد محمدى اشتهاردى، ج ١، صص ٣١٧- ٣١٦.
[٥]. طبرسى، مجمعالبيان، ج ٧ و ٨، ص ٢٢٧.
[٦]. جلالى عزيزيان، حسن، فرزندان چهارده معصوم؛ سيد كبارى، سيد عليرضا، مسند فاطمه بنت الحسين (ع).
[٧]. نهجالبلاغه، نامه ٢٨.
[٨]. طبرسى، احتجاج، تحقيق ابراهيم بهادرى، ج ٢، ص ٤٠؛ مجلسى، همان، ج ٤٣، ص ١٩٧.
[٩]. عاملى، سيد جعفر مرتضى، رنجهاى زهرا (س)، ص ٣٨٧؛ به نقل از المسترشد فى امامة علىبن ابىطالب (ع)، صص ٦٦- ٦٥.
[١٠]. مجلسى، همان، ج ٢٩، ص ٢١٥.
[١١]. محمدى رىشهرى، همان، ج ١، ص ٢٤٠.
[١٢]. مجلسى، همان، ج ٦٢، ص ١٠٢؛ قمى، سفينةالبحار، ج ٣، صص ٩٣١- ٩٣٢.
[١٣]. محمدى رىشهرى، همان، ج ١، ص ٢٤٧.
[١٤]. حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٧٣.
[١٥]. سوره آلعمران (٣)، آيه ٤٢.
[١٦]. سوره آلعمران (٣)، آيه ٤٣.
[١٧]. مجلسى، همان، ج ٤٣، ص ٧٨.
[١٨]. مجلسى، همان، ج ٢٢، صص ٤٧٧- ٤٧٦.
[١٩]. كلينى، اصول كافى، ج ١، ص ٤١٨.
[٢٠]. مجلسى، همان، ج ٨٦، ص ٢٢٣.
[٢١]. كلينى، فروع كافى، ج ٤، ص ٣١٤.
[٢٢]. قمى، سفينهالبحار، تحقيق مجمعالبحوث الاسلاميه، ج ١،، ص ٩٣٢؛ مجلسى، همان، ج ٥٠، ص ٥٩.
[٢٣]. فضايل چهارده معصوم در آثار علامه حسنزاده آملى، ص ١٢٣؛ به نقل از تفسير اطيب البيان، ج ١٣، ص ٢٢٥.
[٢٤]. مجلسى، همان، ج ٥٣، ص ١٨٠.