ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - آمريكاى لاتين و ورزش مدرن
حاضر است وسايل تفريح آنها را فراهم سازد ... كمپانى با وارد كردن مقدار زيادى توپ فوتبال و پخش مجانى آن در
ميان خانواده هاى كارگران و نيز با ارايه طريقه اين بازى، ريشه اى براى فوتبال به وجود آورد ... در عرض دو سال
يعنى از ١٩٢٠ تا ١٩٢٢ كار به جايى رسيد كه يكى از واردات عمده كشور اروگوئه توپ فوتبال و وسايل اين بازى
بود ... دستگاه هاى تبليغاتى به كار افتاد و در آغاز جوايز به پاداش هاى نقدى مبدل گرديد.»[١]
رئيس كمپانى «دوك لند» در اروگوئه در نامهاى به رئيس مستقيم اين كمپانى در لندن نوشت: «آقاى رئيس، دوست محترم، از لطف شما حال ما خوب است. كارها در نهايت سرعت جريان دارد و تغيير فاحشى در بهرهبردارى از چوبهاى جنگلى پيدا شده است. خوشوقتم به اطلاع شما و هيأت مديره برسانم كه درآمد امسال، به طور تحقيق سى تا سى و پنج درصد بر سالهاى پيش فزونى خواهد داشت. اگر بيمارى، مالريا و گاه گاه تب زرد مزاحم نشود. ما اينك كارگردانى داريم كه با حداقل دستمزد حداكثر كار را تحويل مىدهند. از اخبار بسيار جالب اين كه ورزش فوتبال در طى چند سال اخير در اينجا رشد بسيار سريعى كرده، تا به آن اندازه كه امروز هيچ فردى از افراد كشور اروگوئه پيدا نمىشود كه راجع به فوتبال علاقهاى در خود احساس نكند ... در مورد توسعه اين ورزش به نظر من بايد كارى كرد كه ملت اروگوئه آن را به عنوان يك اصل و سنت مقدس تلقى كند و تمام ساعات فراغت خويش را به فكر كردن درباره آن بپردازد»[٢]
جالب توجه است كه در خلال سالهاى ١٩٢٢ تا ١٩٢٦ سى و دو ميسيون ورزشى وارد اروگوئه شد و به تحقيق درباره چگونگى ورزش در اين كشور پرداخت و سپس اعلاميهاى صادر شد كه براى تأمين سعادت و سلامت و ترقى و رفاه ملت اروگوئه استاديومهاى ورزشى خواهند ساخت. خبرى كه روزنامههاى محلى آن را با آب و تاب نقل كردند. بردهدارى نوين تجويز شده، صورت نو و جديدى از استعمار را در امريكاى لاتين به نمايش مىگذاشت. طى مدت كوتاهى تنها در برزيل ١٢ استاديوم با ظرفيت بالا ساخته شد و با حمايت امريكا مسابقات بزرگ و خريد و فروش ورزشكاران رواج يافت.
امرى كلًا همه هم خويش را مصروف آن كرد تا فوتبال به عنوان يك «شأن ملى» در امريكاى لاتين شناخته شود و اين امر مىتوانست تماميت توان، غيرت و تعصب ملى مردم برزيل و اروگوئه را مصروف بازى فوتبال نمايد و از اين
رهگذر عموم مردم را از حضور استعمار نو غافل سازد و در اجراى اين سياستها بود كه روزنامههاى پرتيراژ، فوتبال
را به عنوان «سنت بزرگ برزيل» قلمداد كرده و امريكاى لاتين را در ميان امواج ورزش حرفهاى غرق كردند تا جايى
كه امروزه در برزيل فوتباليستها را چون پيامبران بزرگى مىدانند كه تجاوز به حريم آنها غيرممكن است. «رولف كونيل» خبرنگار ورزشى آلمان در گزارشى نوشته بود: «در دنيا هيچ ملتى به اندازه ملت برزيل به فوتبال عشق نمىورزد و اينگونه فوتبال را مافوق همه چيز قرار نمىدهد. روزى در برزيل ضمن يك مصاحبه از طرف صحبتم پرسيدم چرا شما برزيلىها اين چنين كوركورانه كشته و مرده فوتبال هستيد؟ مىدانيد چه جواب داد؟ او گفت: شما بايد درك كنيد كه ملت برزيل را هيچ عامل مشتركى به يكديگر پيوند نمىدهد. ما فاقد زندگى سياسى، زندگى فرهنگى و حتى زندگى مذهبى هستيم.»[٣]
استعمارگران خوب دريافته بودند كه از طريق رواج ورزش پرسر و صدا و مهيج فوتبال مىتوان نيروهاى بالقوه ملتهاى امريكاى لاتين را خنثى نمود و آن نيرو را به مسير ديگرى منحرف كرد تا از رو در رو شدن اين نيروى قوى با عوامل داخلى استعمارى غارتگر جلوگيرى به عمل آيد.
دستنشاندگان غربى همه تلاش خود را مصروف آن داشتند تا با برگزارى مسابقات پرخرج، مرهمى بر زخمهاى كهنه ملتهاى امريكاى لاتين بگذارند و شأن و شخصيت حقيقى و ويران شده اين اقوام را در هيأتى ديگر نشان دهند.
حكومت آرژانتين از زبان ژنرال «مرلو» مسئول اجرايى جام جهانى آرژانتين، طى يك مصاحبه مطبوعاتى اعلام كرد: «جام جهانى به بهترين شكل ممكن برگزار خواهد شد. اين يك تصميم سياسى برگشتناپذير است. هفتصد ميليون دلار خرج مىكنيم تا به وسيله فوتبال تصوير حقيقى كشور خود را به جهانيان عرضه كنيم. يك تصوير متفاوت ...» و مجله «الاوپينيون» در سر مقاله خود نوشت: «البته كه مسابقات جام جهانى فوتبال يك رويداد سياسى است و اهداف سياسى را تعقيب مىكند.»[٤]
نكته قابل توجه آن است كه هيأتهاى مذهبى امريكايى نيز در شهرهاى امريكاى لاتين مسابقه برگزار كردند و جوانان برزيل را با بليط مجانى براى تماشاى آن دعوت كردند تا از اين طريق جوانان برزيلى را تطميع كنند.
گفتنى است كه امريكا از سالهاى ١٩٥٠، ماشينهاى كشاورزى را به صورت گسترده به امريكاى لاتين وارد كرد تا با ماشينيزه كردن كشاورزى بتواند قهوه، شكر، كائوچو و محصولات مورد نيازش را به دست آورد. اما چون با مكانيزه كردن كشاورزى با توسعه بيكارى مواجه شد فوتبال را جايگزين آن نمود. اين حركت يادآور اين سخن استعمارگران است كه: «ما آدمها را بر حسب قدرت بدنى، دقت فنى و ارزش تكنيكى قيمت مىگذاريم و اگر بيكارى هست، فوتبال را به عنوان كار مىتوان پيشه كرد. اگر ماشين به دشمنى با نيروى انسانى پرداخته است، انسان بايد نيروهاى خود را در راه صحيحى به كار اندازد و به فروش برساند.»[٥] شايد به همين دليل بود كه ورزشكار حرفهاى مثل يك گاو شيرده ارزش پيدا نمود. چنانكه رئيسجمهور برزيل، با هواپيماى شخصى خود، بازيكنان را به ديگر كشورها مىفرستاد.[٦] اين حركات مقدمهاى بر «توسعه پروفسيوناليسم» يا «ورزش حرفهاى» از سوى