ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - امتحان خدا
باران
امتحان خدا
شيخ رجب على نكو گويان، سالها بعد به دليل انتخاب شغل دوزندگى به «خياط» شهرت يافت. در سال ١٢٦٢ هجرى شمسى در تهران ديده به جهان گشود. پدرش، مشهدى باقر، پيشه ور[١] بود و سايه پرمهرش دوازده سال، رجب على را آسوده داشت. با مرگ پدر، رجب على دوازده ساله، كه از برادر و خواهر تنى بى بهره بود، در غربتى سنگين و جان كاه گرفتار شد. سال هاى كودكى و نوجوانى را چونان هم سالان خويش به فراگيرى خواندن و نوشتن پرداخت و پس از آن، براى گذران زندگى، به كار خياطى روى آورد. نوجوانى بيش نبود كه به شوق شنيدن موعظه ها و پندهاى انسان ساز اخلاقى، در حرم حضرت عبدالعظيم و مساجد شهر، پاى منبر سخنران ها مى نشست و خميره درون خويش را با نوشيدن آيات قرآن و روايات معصومان شكل مى بخشيد. تنهايى، تفكر و خودسازى، از او شخصيتى ساخت كه توانست در پرتلاطم ترين سال هاى آغاز جوانى، قهرمانانه ترين حركت زندگى خود را، كه در تمام ساليان عمر پربركتش نقش داشت، آشكار سازد.
«در ايام جوانى دخترى رعنا و زيبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه اى خلوت مرا به