ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - يادگار كتاب ماندگار
يادگار كتاب ماندگار
معصومه نجفى مطيعى
مدت هاست نگاهم بر ويترين كتاب فروشى ها، قفسه كتاب خانه ها، روى طاقچه ها و حتى سر سفره هاى مجلل عقد، ثابت مى شود و چشمانم به كتابى خيره مى ماند كه گرد و غبار فراموشى بر گل ها و پرندگان زيباى روى جلد آن نشسته است. با خود مى انديشم كه چرا كم تر كسى دست نياز به سوى آن مى برد؟ چرا دير به دير به سراغش مى رويم؟ چرا غالباً در هم نشينى با آن احساس غريبى و دلتنگى مى كنيم و حرف ها و كلماتش را نمى فهميم؟! چرا اين كتاب آشنا كه روزگارى مورد احترام ما بود، امروز آن قدر غريب است كه هر وقت تابوتى به هوا برمى خيزد، كلمات آن زنده مى شود و چون فرو مى نشيند، فراموش مى شود؟ يا وقتى كلمات و جملات آن را از بلندگويى مى شنويم ناراحت و افسرده مى شويم و مى گوييم: حتماً باز هم كسى از دنيا رفته است! در حالى كه رسالت اين كتاب فقط كسب ثواب و آمرزش گناهان و خير اموات و مردگان نيست. اين كتابى نه براى مردگان كه براى زندگان است.
امروزه اگر خيلى همت كنيم، ماه مبارك رمضان كه مى شود، سراغى از آن مى گيريم و سعى مى كنيم لااقل يك دور هم كه شده آن را ختم كنيم. شايد براى اين كه خواندنش در اين ماه ثواب بيشترى دارد! نمى دانم آيا به قدر يك آيه هم كه شده در زندگى بدان عمل كرده ايم يا فقط صفحات تذهيب شده و طلاكوبش را ورق مى زنيم و لحظه شمارى مى كنيم