ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - آمريكا در ترازوى نقد جيمسن بوفارد
مهم است همچنين بسيارى از سياستمداران مخالف بوش اكنون در «گوانتانامو» به سر ميبرند، درحالى كه هيچ اقدام مخالفى عليه دولت انجام نداده اند و آنها را با ديگر متهمانى كه به اتهامات واهى از عراق و افغانستان گردآورى كرده، به آنجا فرستاده است. او تمام اين كارها را انجام داد تا قدرت مطلق را به دست آورد، در حالى كه نمى داند، تمام اين اعمال و تداوم خونريزى در عراق و افغانستان، آمريكا را به ورطه خطر بزرگترى مياندازد.
\* بوش در سخنرانى هفتگى خويش گذشته تأكيد كرد كه دولتش تلاش مى كند از طريق دستيابى به نوارهاى مكالمه تلفنى ميليون ها شهروند، «القاعده» را رديابى كند اما تأكيد كرد، اين اقدامات به خاطر القاعده و نه صرف آگاهى از مكالمات شهروندان آمريكايى صورت مى گيرد.
اگر اين اعمال براى مردم توجيه شده است، پس چرا تمام مكالمات يكباره از بين ميروند. بوش مى گويد، بسيارى از ياران و حاميان القاعده در آمريكا به سر مى برند، در حالى كه زمان انتخابات مى گفت «هيچ استراق سمعى بدون مجوز قانونى و قضايى صورت نخواهد گرفت» و اين را بارها تكرار كرد كه البته در آن موقع چنين بود. من تعجب مى كنم كه آمريكايى ها چگونه تمام اين دروغ ها را ناديده مى گيرند و به بوش اعتماد دارند و پس از زير پا گذاشتن قوانين، همچنين تلاش هاى وى جهت كسب اقتدار و قدرت مطلق كه تمام آنها فاجعه اى براى ملت آمريكا به شمار مى آيد، اطمينان كنند.
\* اما آمريكايى ها براى دومين بار بوش را انتخاب كردند و همچنان مطبوعات آمريكا تبليغ مى كنند كه بوش امانتدار ملت آمريكاست و حافظ اين ملت است، شما چه نظرى داريد؟
من نظر ديگرى دارم، چون تصوير اسمى كه از بوش ارائه شده با آنچه هست تفاوت دارد، به گونه اى كه حتى از گفتن آن خجالت مى كشم، چه برسد كه اين مطالب را در برنامه اى بيان كنم كه هزاران خانواده و بيننده ناظر آن هستند. از زمان رسيدن بوش به قدرت، مطبوعات و دستگاه هاى اطلاع رسانى به سود او به تبليغ پرداخته اند، چون متأسفانه قانون حاكم در واشنگتن اين است كه هر كه به قدرت برسد، مطبوعات و دستگاه هاى اطلاع رسانى مقابل او زانو مى زنند، چون مطبوعات و دستگاه هاى ارتباط جمعى تمايل دارند، مردم آمريكا ببينند كه آنها نيز در قدرت شريك هستند. هنگامى كه بوش در سال ٢٠٠٤ به قدرت رسيد، براى مطبوعات مهم بود و دولت هاى فدرال اقدام به صدور اطلاعيه هاى هشداردهنده بيموردى نمودند، آن هم براساس نظرسنجى هايى كه مطبوعات انجام داده بودند و در آن اعلام كرده بودند، هرگاه دولت اقدام به صدور اطلاعيه هاى هشداردهنده نموده است، سه درصد بر محبوبيت بوش افزوده شده است. اين چيزى نيست كه آمريكايى ها به آن افتخار كنند، چون اين بيانگر اين نكته است كه دولت چقدر راحت مى تواند مردم را بترساند تا تسليم وى شوند. به همين دليل چه بسا بوش بار ديگر در انتخابات پيروز شد و جان كرى رقيب مناسبى براى وى نبوده است و اين براى آمريكا خجالت آور است كه بوش را بار ديگر انتخاب كردند و كسانى كه به وى رأى ندادند، شايد از ماهيت و حقيقت اعمال و نقض قوانين وى مطلع بوده اند، به همين دليل به وى رأى نداند.
\* چرا مسئله «واترگيت» و رسوايى نيكسون اتفاق افتاد، در حالى كه آمريكايىها در قبال رسوايىهاى بوش سكوت اختيار كردهاند؟
جواب اين سؤال ساده است، چون حزب بوش بركنگره حاكم است. هنگامى كه نيكسون قانون را نقض مى كرد و يا با آن مخالفت مى نمود و حقوق بسيارى از شهروندان آمريكا را نقض مى كرد، كنگره تحت حاكميت حزب ديگر بود كه همان حزب دمكرات بود و دمكراتها اقدام به تحقيقات دقيق از وى كردند و بسيارى اعتقاد دارند، در صورتى كه در انتخابات نوامبر سال آينده در ايالتها، دمكراتها به پيروزى برسند، چنين تحقيقى از بوش نيز به عمل خواهند آورد اما به عنوان يك شهروند آمريكايى نمى دانم اكنون دولت چه مى كند و بىشك ما از بسيارى از اعمال و كردههاى بوش اطلاع نداريم، همچنين از دستورات و فرامين سرّى كه بوش صادر مى كند چه در صورت اطلاع از آنها بىشك محبوبيت سىويك درصدى بوش كاهش خواهد يافت، اما دولت تمام فعاليتهاى خود را به اطلاع مردم نمى رساند.
\* آيا به نظر شما محبوبيت سىويك درصدى بدين معناست كه جمهورى خواهان در انتخابات نوامبر شكست خواهند خورد؟
بله شما مى دانيد، اگر خداى عادل و دادگر در آنجا وجود داشته باشد، اين كار بسيار بزرگى خواهد بود كه ببينيم رأى دهندگان، نمايندگان و منتخبان خويش را به خاطر دروغهايشان مورد بازخواست قرار دهند، اما موضوع نااميدكنندهاى است كه سخنرانىهايى مى شنويم و مطالبى مى خوانيم كه نشان مى دهد، دروغ گفتن براى سياستمداران چقدر آسان است.