ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - تسلط يهود بر ايران شاهنشاهى
به جامعه معرفى شده است. خوب است بدانيد كه جدّ بزرگ اين خانواده فروغى از يهوديان «بغداد» بوده است، و محمدعلى فروغى، خود، از سركردگان و فعالان سازمان «فراماسونرى»، بنيانگذار و استاد اعظم «لژ بيدارى ايران»، و از خادمان دانشمندمآب يهوديت جهانى در كشور ما بود.[١] به طور مختصر بايد به اين واقعيت اشاره نمود كه نقش و عملكرد چندين بعدى فروغى و امثال او در تاريخ معاصر ايران، بسيار وحشتناك و تكاندهنده است. به اين سان، جاى تأسف و تعجب است كه هنوز جوانان دانشجو و دانشپژوه كشور ما، درباره چنين مهرههايى آگاهى كافى ندارند.
يهود، براى دستيابى به اهداف پنهان خود، به انتخاب مقامهاى درجه اول كشور بسيار اهميت مىداد. در مورد روى كار آمدن رضاخان، همين اشاره كافى است كه:
صعود سلطنت رضاخان را گامى از سوى صهيونيسم، به منظور تأمين شرايط لازم براى تأسيس «تمدن يهود» در خاورميانه [و بلكه ايجاد و استقرار سلطنت جهانى يهود] ارزيابى كنيم. اين گام توسط «اردشير ريپورتر»، سرجاسوس انگليس در ايران، به فرجام رسيد و رژيمى ضداسلامى مردم ايران، اين نيروى عظيم را از منطقه خاورميانه بيگانه و منزوى سازد.[٢]
پس از رضاخان، فرزند و وليعهد او به سلطنت نشست و ادامه نقش و مأموريت پدر به او تفويض شد. در مدت ٣٧ سال سلطنت محمدرضا، سراسر كشور جولانگاه محافل و مأموران «يهودى- ماسونى» گرديد. اكثر كسانى كه در اين مدت به عنوان نخستوزير انتخاب شدند، يا از دستان و اعضاى بلندپايه لژهاى فراماسونرى بودند و يا از دستنشاندگان و مأموران يهود و ماسون؛ در اين زمينه نيز به نمونهاى اكتفا مىكنيم:
«اميرعباس هويدا» از نخستوزيران معروف دوران سلطنت محمدرضا پهلوى به شمار مىرفت. او از نوادگان «ميرزا يعقوب» يهودى و از بهائيان مشهور و عضو بلندپايه فراماسونرى ايران بود. وى از بهمن ١٣٤٣ تا مرداد ١٣٥٦، حدود سيزده سال سمت نخستوزيرى را بر عهده داشت و در ميدانى به پهنه ايرانزمين، يكهتازى مىكرد:
در دوران هويدا، پيوندهاى نهان و عيان دربار پهلوى با محافل قدرتمند و چپاولگر غرب و صهيونيسم جهانى، به مستحكمترين شكل خود رسيد[٣]
البته ميان كسانى چون «فروغى»، «هويدا»، «منصور»، «زاهدى»، «عَلَم»، «اقبال» و «شريف امامى»- كه در دوران محمدرضا، نخستوزير بودند- و برخى از وزرا و امرا و اشرافزادگان- كه با محافل پشتپرده يهودى- فراماسونرى ارتباط پنهان و تشكيلاتى داشتند- چندان نمىتوان فرق نهاد زيرا همه اين افراد در حد توان و موقعيت خويش، خدمات شايانى به محافل جهانى يهود و خيانتهاى جبرانناپذيرى به ملت ايران و فرهنگ اسلامى اين سرزمين كردند.
اين حقايق حساس، هيچگاه از ديد امام خمينى (ره) دور نماند. او در دوران سياه سكوت و سكون با فريادها و پيامهاى حسينوار خود، چهره دشمنان را افشا نمود و لحظهاى در مبارزه با آن سستى نورزيد:
تأسف بالاتر، تسلط اسرائيل و عمال اسرائيل است بر بسيارى از شئون حساس مملكت؛ و قبضه نمودن اقتصاديات آن، به كمك دولت و عمال دستگاه جبار[٤]
در ديدگاه امام خمينى، هدف اصلى دشمن آن بود كه فرهنگ نورانى اسلام را از صحنه اجتماع بزدايد و علماى راستين را در ميان مردم منزوى سازد. «سازمان اطلاعات و امنيت» رژيم شاهنشاهى نيز به دستور كارفرمايان جهانى خويش، با تمام توان در اين جهت تلاش مىكرد:
هدف اجانب، قرآن و روحانيت است. دستهاى ناپاك اجانب با دست اين قبيل دولتها قصد دارد قرآن را از ميان بردارد و روحانيت را پايمال كند. ما بايد به نفع يهود آمريكا و فلسطين هتك شويم و به زندان برويم، معدوم گرديد، و فداى اغراض شوم اجانب شويم![٥]
حضور كارشناسان و مشاوران يهودى در رأس دستگاه پهلوى و مراكز حساس تصميمگيرى، از دربار گرفته تا سازمان امنيت و هيأت دولت و سازمان طرح و برنامه و راديو- تلويزيون و ...، از ديگر مسائل اسفناكى بود كه امام امت آن را افشا كرد:
مشاورين سلاطين سابق علما بودند، «علىبن يقطين» بوده است؛ گاهى ائمه اطهار (ع) بودهاند. حالا مشاورين چه كسانى هستند؟ اسرائيل! مشاورها از اسرائيل [مىآيند][٦]
ايران عصر پهلوى نه تنها پايگاه نظامى- جاسوسى يهود و آمريكا بود، بلكه طرحها و برنامههاى مهم حكومت پهلوى به دست يهوديان و فراماسونرها تدوين مىشد و براى اجرا به شاه و نخستوزير يا ديگر مقامهاى اجرايى ابلاغ مىگرديد. برنامه انحرافى موسوم به «انقلاب سفيد» يا «انقلاب شاه و ملت» نمونهاى آشكار از همين برنامهها بود. اين طرح به نام محمدرضا پهلوى شهرت پيدا كرد؛ اما بر آگاهان پوشيده نيست كه اصول اين طرح، همسو با منافع كارفرمايان جهانى محمدرضا و سرمايهداران بزرگ بينالمللى، به سركردگى صهيونيسم جهانى طرحريزى گشت. طبق اسناد موجود، اين پروژه به دست يكى از يهوديان سرشناس با نام «والت راستو»[٧] طراحى گشت. او عضو فعال نهاد نيمهمخفى «شوراى روابط خارجى آمريكا»، رئيس «شوراى برنامهريزى وزارت امورخارجه امريكا»، مشاوره امنيت