ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - سيماى ظاهرى
كُنْيَتى، أشْبَهُ النَّاسِ بى خَلْقاً و خُلْقاً ...[١].
مهدى از فرزندان من است. اسم او اسم من و كنيه او كنيه من است. او از نظر خَلق و خُلق، شبيه ترين مردم به من است.
٢. احمد بن اسحاق بن سعد قمى مى گويد: از امام حسن عسكرى (ع) شنيدم كه مى فرمود:
ألْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يخْرِجْنى مِنَ الدُّنْيا حَتّى أَرانىَ الخَلَفَ مِنْ بَعْدى، أشْبَهَ النّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) خَلْقاً و خُلقاً ...[٢].
سپاس از آن خدايى است كه مرا از دنيا نبرد تا آنكه جانشين مرا به من نشان داد، او از نظر آفرينش و اخلاق شبيه ترين مردم به رسول خداست.
با توجه به اين روايات مى توان همه خصال و صفاتى را كه در قرآن و روايات به پيامبر گرامى اسلام (ص) نسبت داده شده است، به وجود مقدس امام مهدى (ع) نيز نسبت داد.
قرآن كريم در آيات متعددى به توصيف پيامبر خاتم (ص) پرداخته و آن حضرت را به دليل ويژگى هاى برجسته و منحصر به فردش ستوده است كه از آن جمله مى توان آيات زير را برشمرد:
١. در نخستين آيه خداوند كريم، ويژگى نرم خويى پيامبر اكرم (ص) را يادآور شده و مى فرمايد اگر اين چنين نبودى مردم از پيرامون تو پراكنده مى شدند:
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ...[٣].
پس با بخشايشى از [سوى] خداوند، با آنان نرم خويى ورزيدى و اگر درشت خويى سنگ دل مى بودى، از دورت مى پراكندند ....
٢. در آيه اى ديگر، خداوند متعال به دل سوزى، احساس مسئوليت، خيرخواهى و مهر و محبت بى پايان رسول خاتم (ص) نسبت به امتش اشاره كرده، مى فرمايد:
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ.[٤]
بى گمان پيامبرى از [ميان] خودتان نزد شما آمده است كه هر رنجى ببريد، بر او گران است. بسيار خواستار شماست؛ با مؤمنان، مهربانى بخشاينده است.
٣. يكى ديگر از آيات قرآن، رحمت بودن پيامبر اكرم نسبت به همه جهانيان را مورد توجه قرار داده، مى فرمايد:
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ.[٥]
و تو را جز رحمتى براى جهانيان، نفرستاده ايم.
٤. آيه ديگرى از قرآن در مقام ستايش خلق و خوى بى نظير پيامبر اسلام (ص) مى فرمايد:
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ.[٦]
و به راستى تو را خويى است سترگ.
با توجه به آنچه گذشت مى توان گفت: خاتم اوصيا نيز چون خاتم پيامبران مظهر نرم خويى، دلسوزى، خيرخواهى، مهر، محبت، گذشت و خلق و خوى شايسته و سترگ بوده و رحمتى براى همه جهانيان است.
رواياتى كه به توصيف ويژگى هاى سيرت و صورت پيامبر اكرم پرداخته اند نيز فراوان اند، كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
در روايتى كه از امام محمد باقر (ع) نقل شده ويژگى هاى ظاهرى پيامبر خاتم (ص) چنين توصيف شده است:
رخسار پيامبر خدا سپيد آميخته به سرخى و چشمانش سياه و درشت و ابروانش به هم پيوسته، و كف دست و پايش پر گوشت و درشت بود؛ بدان سان كه گويى طلا بر انگشتانش ريخته باشد. استخوان دو شانه اش بزرگ بود، چون به كسى روى مى كرد به خاطر مهربانى شديدى كه داشت با همه بدن به جانب او توجه مى نمود. يك رشته موى از گودى گلو تا نافش روييده بود، انگار كه ميانه صفحه نقره خالص خطى كشيده شده باشد. گردن و شانه هايش به سان گلاب پاش سيمين بود. بينى كشيده اى داشت كه هنگام آشاميدن آب نزديك بود به آب برسد. هنگام راه رفتن محكم قدم برمى داشت كه گويا به سرازيرى فرود مى آيد، بارى، نه قبل و نه پس از پيغمبر خدا كسى مثل او ديده نشده است.[٧]
دسته دوم، رواياتى كه خصال و سيماى امام مهدى (ع) را به تفصيل بيان كرده و ويژگى هاى آن حضرت را يك به يك برشمرده اند. برخى از رواياتى كه در اين زمينه وارد شده به شرح زير است:
از پيامبر گرامى اسلام (ص) در توصيف آن حضرت روايت شده است كه:
ألمَهدىُّ طاوُوسُ أَهْلِ الجَنَّة وَجُهُه كَالقَمَرِ الدُّرّى عَلَيهِ جَلابِيبُ النُّورِ.
مهدى طاوس اهل بهشت است. چهره او مانند ماه درخشنده است. بر [بدن] او جامه هايى از نور است.
امام باقر (ع) از پدرش، از جدش روايت مى كند كه امام على (ع) روزى، در حالى كه بر بالاى منبر بود، فرمود:
يخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدى فى آخِرِالزَّمانِ أبْيَضُ اللَّون، مُشْرَبٌ بِالحُمْرَة، مَنْدَحُ [مَبْدحُ] البَطْنِ، عَريضُ الفَخْذَينِ، عَظيمُ مَشاشِ المَنْكَبَينِ، بَظَهِرهِ