ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - همراهى با يادآوران
به اين مقام؛ و صفت جماليه اى است كه ذكرش موجب تحريك سلسله اجابت است و از خداوند اين مقام را مسئلت نمايد
لوازم همراهى
آنچه را محقق مزبور در بيان معيت روحانى ذكر فرمود بيان پاره اى از لوازم و آثار آن مقام است و اما حقيقت آن از ادراك آن هايى كه به آن مقام نرسيده اند بالاتر است.
و نيز رسيدن به چنين مقامى، اكتسابى نيست بلكه موهبتى خدايى است و چيزى كه از طرف بنده است اين است كه خود را آماده سازد به تزكيه يعنى تخليه و تحليه و فكر و ذكر و شدت طلب و دوام التجاء به شرحى كه مى آيد.
دوستى همراه كامل
و نيز آيات و رواياتى كه در آنها امر به مودت و ولايت مؤمن كامل و شيعه خالص شده براى بهره مندى از نور يقين آنها است چون مؤمن كامل نهايت اتصال را به آل محمد (ص) دارد و متّصل به مؤمن هم در اثر مصاحبت و علاقه دوستى و اداى حقوق برادرى ايمانى، با او ربط روحانى پيدا مى كند، متصل به متصل هم متصل است پس اتصال روحانى به آل محمد (ص) نصيب او مى شود
كلام امام (ع) با غلام
حضرت صادق (ع) را غلامى بود كه هرگاه آن حضرت سواره به مسجد مى رفت آن غلام همراه آن حضرت مى رفت و وقتى كه از استر پياده مى گشت و داخل مسجد مى شد آن غلام استر را نگاه مى داشت تا آن جناب مراجعت نمايد.
اتفاقاً در يكى از روزها كه آن غلام بر در مسجد نشسته و استر را نگاه داشته بود چند نفر مسافر از اهل خراسان پيدا شدند، يكى از آنها رو كرد به غلام و گفت ميل دارى كه از آقاى خود حضرت صادق (ع) خواهش كنى كه مرا مكان تو قرار دهد و من غلام او باشم و به جاى تو بمانم و مالم را به تو دهم و من مال بسيار از هرگونه دارم تو برو آن مال ها را براى خود قبض كن و من به جاى تو اينجا مى مانم، غلام گفت از آقاى خود خواهش مى كنم.
پس رفت خدمت حضرت صادق (ع) و عرض كرد فدايت شوم مى دانى خدمت مرا نسبت به خودت و طول خدمتم را پس هرگاه حق تعالى چيزى را براى من رسانيده باشد شما منع آن خواهيد كرد؟
حضرت فرمودند: من آن را از نزد خودم به تو خواهم داد و از غير خودم منع مى كنم تو را. پس غلام قصه آن مرد خراسانى را با خود براى آن جناب حكايت كرد، حضرت فرمودند: اگر تو در خدمت ما بى ميل شده و آن مرد به آن رغبت كرده است، او را قبول كرديم و تو را فرستاديم پس غلام پشت كرد به رفتن.
حضرت او را طلبيدند و فرمود: به جهت طول خدمت تو در نزد ما نصيحتى را به تو مى نمايم آن وقت در كار خود مختارى و آن نصيحت اين است، كه چون روز قيامت شود حضرت رسول (ص) به نور الله آويخته و چسبيده باشد و اميرالمؤنين (ع) آويخته باشد به رسول خدا (ص) و ائمه (ع) آويخته باشند به اميرالمؤمنين (ع) و شيعيان ما آويخته باشند به ما پس داخل شوند در جائى كه ما داخل شويم و وارد شوند آن جايى كه ما وارد شويم.
غلام چون اين را شنيد عرض كرد: من از خدمت شما جائى نمى روم و در خدمت شما خواهم بود، اختيار مى كنم آخرت را بر دنيا و بيرون رفت به سوى آن مرد.
مرد خراسانى گفت: اى غلام، از نزد حضرت صادق (ع) بيرون آمدى به غير آن رويى كه با آن خدمت آن حضرت رفتى؟ غلام كلام آن حضرت را براى او نقل كرد و او را خدمت آن حضرت برد، حضرت ولاء او را قبول فرمودند و امر فرمودند كه هزار اشرفى به غلام دادند.[١]
پس دانسته شد كه متّصل به متصل، متّصل است.
چنانچه آيات و رواياتى كه در آنها از دوستى و علاقمندى با اهل شرك و نفاق و جهل و عناد نهى شده بلكه دستور به بيزارى از آنها داده شده است براى اين است كه مؤمن از تيرگى و كدورت باطنى آنها محفوظ بماند، و بالجمله اگر مصاحبت و صداقت و علاقه قلبى با اهل يقين نصيب شود اميد هر خيرى در آن خواهد بود و در نتيجه به مقام يقين خواهد رسيد.
مسلّم و وجدانى است كه نفس انسانى آثار و كمالات مصاحب و رفيق خود را مى گيرد؛ مثلًا اگر شما ببينيد همسفرتان كه رفيق صميمى است از سفرى كه در پيش داريد دلهره دارد و ترسان و لرزان است و پيوسته در مقام تدارك آذوقه راه است و براى نجات از شرّ دزدان اسلحه تدارك مى كند، قطعاً در شما هم ترس پيدا مى شود و شما هم دوش به دوش او درصدد تحصيل آذوقه برمى آييد.
همچنين اگر رفيقى داشتيد كه از سفر آخرت سخت ترسناك است و دائماً به فكر تهيه توشه براى اين سفر مهيب مى باشد، پس در شما هم ترسى پيدا مى شود كه به فكر اين سفر هولناك و تهيه زاد آن برآييد و همين طور است اگر رفيقتان صاحب توكل يا ساير صفات كماليه باشد شما هم از اين صفات بهره مند مى شويد.
چنانچه در برابرش اگر رفيق شما اهل غفلت باشد شما را هم غافل مى كند اگر بخيل و حريص باشد شما را هم مثل خودش خواهد كرد.
همراهى با يادآوران
براى تأكيد مطلب به پاره اى از آيات و روايات اشاره مى شود:
«خودت را به شكيبايى با كسانى كه پروردگارشان را