ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - نمونه ها
كردند: اى رسول خدا (ص) از اين جا به سايه برويد. آن حضرت در پاسخ فرمودند:
قد وَعَدْتُه إلى هَهنُا؛[١]
من با او عهد كرده ام كه همين جا بيايد.
نمونه سوم: رسول خدا (ص) وعده هايى به مردم داده، ولى بر اثر بروز حوادث نتوانسته بودند به آنها وفا كنند آن حضرت هنگام رحلت، حضرت على (ع) را به حضور طلبيدند، و چنين وصيّت كردند:
يا أخى! تقبل وصيّتى و تنجز عدّتى و تقضى عنّى دينى؛[٢]
اى برادرم! وصيّتم را بپذير، و به وعده هايم وفا كن، و قرض هايم را بپرداز.
على (ع) عرض كرد: «وصيّت را انجام مى دهم».
نمونه چهارم: هنگامى كه آتش بس تحميلى بين امام حسن (ع) و معاويه برقرار شد، امام حسن (ع) به اين پيمان و قرارداد وفا كردند. امام حسين (ع) نيز تا معاويه زنده بود، به اين قرار داد و پيمان نامه، احترام گذاشتند و برخلاف آن رفتار نكردند، با اين كه آن حضرت حدود ده سال بعد از امام حسن (ع) در عصر معاويه مى زيستند.
عالم بزرگ شيخ مفيد (م ٤١٣ ق) مى نويسد:
امام حسين (ع) پس از شهادت امام حسن (ع)، مردم را، به علّت تقيّه و پيمانى كه با معاويه انجام شده بود به سوى امامت خود دعوت نمى كرد:
وألتزم الوفاء بها؛[٣]
امام حسين برخود لازم مى دانست كه به آن پيمان وفا كند.
نمونه پنجم: امام سجّاد (ع) از شخصى مطالبه ده هزار درهم قرض كردند، او گفت: در مقابل اين پول و قرضى كه مى دهم، وثيقه (گرو) مى خواهم.
امام سجاد (ع) نخى را از عبايشان جدا كردند و به او دادند و فرمودند: «اين نخ پيش تو وثيقه باشد».
آن شخص از چنين وثيقه ناچيزى اظهار ناراحتى كرد.
امام سجاد (ع) فرمودند:
أنا أولى بالوفاء أم حاجب؟[٤]
آيا من به عهدى كه مى كنم با وفاتر هستم يا حاجب بن زراره؟
او گفت: شما با وفاتر هستى.
امام سجاد (ع) فرمودند: با اين كه حاجب بن زراره كافر بود، عهد او با وثيقه نهادن يك كمان چوبى كم ارزش در برابر صد درهم، پذيرفته شد، آيا عهد من با وثيقه قرار دادن يك نخ از عبايم، وفا نمى شود؟»
آن شخص قانع شد و ده هزار درهم به امام سجاد (ع) قرض داد و يك نخ از عباى آن حضرت را به عنوان وثيقه گرفت و در جعبه كوچكى نگه داشت.
مدّتى بعد وضع مالى امام رونق گرفت، آن حضرت پول طلبكار را نزدش برده، فرمودند:
«وثيقه را بده تا پولت را بدهم».
او عرض كرد:
وثيقه (نخ) را گم كرده ام.
امام سجاد (ع) فرمودند: «در اين صورت مال خود را از من نگير، آيا مثل من عهد خود را سبك مى شمرد؟»
سرانجام وثيقه پيدا شد، امام سجاد (ع) آن را گرفتند و پول طلبكار را پرداختند.
در اين ماجرا امام سجاد (ع) در اهميت وفاى به عهد سخن گفتند، و با اين تعابير، اصل وفاى به عهد را از اصول قطعى در زندگى امامان (ع) معرّفى كردند:
أنا أولى بالوفاء؛
من به وفاى بر عهد و پيمان از ديگران، برتر هستم.
أمثلى يستخفُّ بذمّته؛
آيا مثل من، عهد و پيمانش را سبك مى شمرد.
پى نوشت:
برگرفته از آموزه هاى اخلاقى- رفتارى امامان، محمدتقى عبدوس و محمد محمدى اشتهاردى.
[١]. توبه (٩) آيه ٧٧. اين آيه به دنبال عهدشكنى ثعلبه انصارى نازل شد. او با خدا عهد كرد اگر ثروتمند شود حقوق واجب آن را بپردازد ولى پس از آن كه داراى گوسفندهاى بسيار شد بخل ورزيد و زكات آن ها را نداد.
[٢]. بقره (٢) آيه ٤٠.
[٣]. همان، آيه ١٧٧.
[٤]. مائده (٥) آيه ١٠.
[٥]. مؤمنون (٢٣) آيه ٨.
[٦]. اسراء (١٧) آيه ٣٤.
[٧]. مريم (١٩) آيه ٥٤.
[٨]. نحل (١٦) آيه ٩٢؛ تفسير على بن ابراهيم، ج ١، ص ٣٨٩ و تفسير نورالثقلين، ج ٣، ص ٨٢.
[٩]. محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج ٧، ص ٤٩.
[١٠]. مجلسى، بحارالأنوار، ج ١٠٠، ص ٤٥.
[١١]. همان، ج ٧٥، ص ٩٦.
[١٢]. كلينى، اصول كافى، ج ٢، ص ٣٦٣
[١٣]. مجلسى، همان، ج ٧٥، ص ٩٧.
[١٤]. محدث قمى، نفس المهموم، ص ٢١٥.
[١٥]. صدوق، خصال، ج ١، ص ٦٦.
[١٦]. محدث قمى، كحل البصر، ص ١٠٣؛ بحارالأنوار، ج ٧٥، ص ٩٦.
[١٧]. همو، همان، ج ٧٥، ص ٩٥.
[١٨]. همو، همان، ص ١٧٦.
[١٩]. مفيد، الإرشاد، ص ٢٠٦.
[٢٠]. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابيطالب، ج ٤، ص ١٣١