ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - شباهت به حضرت ابراهيم (ع)
مردم را از راست و چپ كنار مى زدم تا خيال كردند ديوانه ام. مردم براى او راه مى گشودند و من چشم از او برنمى گرفتم تا از مردم جدا شد. من به سرعت مى رفتم و او با تأنى و آرامش، و چون به جائى رسيد كه غير از من كسى او را نمى ديد، به سمت من برگشت، و فرمود: آنچه با خوددارى پيش آور. من نامه را تقديم كردم. بدون اينكه به آن نگاه كند فرمود: به او بگو كه از اين بيمارى ترسى بر تو نيست و مرگى كه ناچار از آن پس از سى سال مى رسد. اشك در چشمم حلقه زد، و نمى توانستم از جا حركت كنم. مرا به حال خود گذاشت و رفت.
ابوالقاسم مى گويد: اين جريان را ابن هشام برايم گفت.
راوى مى افزايد: پس از سى سال از آن ماجرا ابوالقاسم بيمار شد. پس به امور خود رسيدگى كرد، وصيت نامه اش را نوشت، و جديت عجيبى در اين كار داشت. به او گفتند: اين ترس چيست؟ اميدواريم خداوند به سلامت بر تو منت بگذارد، جواب داد: اين همان سالى است كه ترسانيده شدم. و در همان بيمارى درگذشت. خداوند رحمتش كند.[١]
ابراهيم (ع) را خداوند از آتش نجات داد، خداى عزّوجل، در كتاب خود مى فرمايد:
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ.[٢]
گفتيم: اى آتش بر ابراهيم سرد و سلامت باش.
قائم (ع) نيز به همين ترتيب خواهد شد. چنان كه از امام صادق (ع) منقول است كه فرمودند:
هنگامى كه قائم (ع) خروج مى كند، شخصى از اصفهان نزد آن حضرت مى آيد، و معجزه حضرت خليل الرحمن، ابراهيم (ع) را تقاضا مى كند؛ پس آن جناب دستور مى دهد كه آتش عظيمى برافروزند و اين آيه را مى خواند:
فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ.[٣]
منزه است آن خدايى كه ملكوت هرچيزى به دست اوست و همه به سوى او بازگردانده مى شوند.
سپس داخل آتش مى شود و آنگاه به سلامت از آن بيرون مى آيد. آن مرد ملعون اين معجزه را انكار مى كند و مى گويد: اين سحر است. پس آن حضرت به آتش دستور مى دهد و او را مى گيرد و مى سوزاند. و مى فرمايد: اين جزاى كسى است كه صاحب الزّمان و حجت الرّحمن را انكار نمايد.
ابراهيم (ع) مردم را به سوى خداوند فراخواند. قرآن مجيد مى گويد:
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ.[٤]
و مردم را به حج فراخوان تا پياده يا سوار بر شتران تكيده، از راه هاى دور نزد تو بيايند.
و از حضرت امام باقر (ع) است كه فرمودند:
ابراهيم در ميان مردم به حج بانگ زد و گفت: «ايها الناس، من، ابراهيم خليل الله هستم؛ خداوند شما را امر فرمود كه حج اين خانه را به جاى آوريد، پس شما حج به جاى آوريد. هركس به حج مى رود- تا روز قيامت- ابراهيم را اجابت كرده است.[٥]
قائم (ع) نيز مردم را به سوى خدا دعوت مى كند.
پى نوشت ها:
(\*) برگرفته از كتاب مكيال المكارم در فوائد دعا براى امام قائم (ع).
[١]. علامه محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ٩.
[٢]. شيخ صدوق، كمال الدين، ج ٢، ص ٣٤٥.
[٣]. شيخ طبرسى، مجمع البيان، ج ٦، ص ٥١٩.
[٤]. تفسير قمى، ج ٢، ص ٥١.
[٥]. سوره قصص (٢٨)، آيه ١٣.
[٦]. كمال الدين، ج ٢، ص ٤٢٨.
[٧]. بحارالأنوار، ج ٥١، ص ٦٨.
[٨]. سوره ذاريات (٥١)، آيه ٤٢.
[٩]. كمال الدين، ج ١، ص ١٣٥.
[١٠]. سوره ذاريات (٥١)، آيات ٤١ و ٤٢.
[١١]. سوره اعراف (٧)، آيه ٧٥.
[١٢]. همان.
[١٣]. سوره اعراف (٧)، آيه ٧٦.
[١٤]. كمال الدين، ج ١، ص ١٣٦.
[١٥]. بحارالأنوار، ج ١٢، ص ١٩.
[١٦]. همان ج ٥١، ص ٢٧.
[١٧]. سوره مريم (١٩)، آيه ٤٨.
[١٨]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٩٤.
[١٩]. كمال الدين، ج ١، ص ١٤٢.
[٢٠]. بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٣٥٥؛ نعمانى، الغيبة، ص ١٢٨.
[٢١]. سوره بقره (٢)، آيه ١٢٧.
[٢٢]. علامه بحرانى، البرهان، ج ١، ص ١٥٣.
[٢٣]. بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٣٣٨.
[٢٤]. قطب راوندى، الخرائج، باب ١٣.
[٢٥]. سوره انبياء (٢١)، آيه ٦٩.
[٢٦]. سوره يس (٣٦)، آيه ٨٣.
[٢٧]. سوره حج (٢٣)، آيه ٢٧.
[٢٨]. البرهان، ج ١، ص ١٥٤؛ شيخ كلينى، كافى، ج ٤، ص ٢٠٥.