ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - شباهت ميان حضرت ادريس (ع)
شباهت ميان حضرت ادريس (ع)
ادريس (ع) جدّ پدر نوح (ع) است كه نامش «اخنوخ» بوده، خداوند او را به جايگاه بلندى بالا برد؛ گفته مى شود به آسمان چهارم بالا رفت، و گفته مى شود كه به آسمان ششم برده شد.
در مجمع البيان از مجاهد نقل شده است كه گفت: «ادريس به آسمان بالا برده شد، همان گونه كه عيسى به آسمان برده شد، و او زنده است و نمرده» و ديگران گفته اند: بين آسمان چهارم و پنجم قبض روح شده است. اين معنى از امام باقر (ع) نيز روايت شده است.[١]
قائم (ع) را نيز خداوند به جايگاه والايى به آسمان برد.
ادريس (ع) را خداوند بر بال فرشته اى نشانيد كه در فضاى آسمان او را به پرواز درآورد. در اين زمينه از امام صادق (ع) چنين روايت شده است:
خداوند تبارك و تعالى برفرشته اى از فرشتگان غضب كرد و بال هايش را بُريد، و او را در يكى از جزيره هاى دريا افكند؛ پس زمانى طولانى كه خدا مى داند در آن دريا ماند، و چون خداوند ادريس را به رسالت برانگيخت، آن فرشته نزد وى آمد و گفت: اى پيغمبر خدا دعا كن خداوند از من راضى شود و بال هايم را برگرداند. ادريس فرمود: آرى، [چنين خواهم كرد]. آنگاه از پروردگار درخواست نمود، و خداوند بال هاى آن فرشته را بازگرداند و از او راضى شد، سپس آن فرشته به ادريس گفت: آيا حاجتى دارى؟ فرمود: آرى، دوست دارم مرا به آسمان بالا ببرى تا به ملك الموت نگاه كنم چون با ياد او زندگى ندارم. پس فرشته او را برگرفت و بر بال هاى خود به آسمان ها برد تا به آسمان چهارم رسيد كه ناگهان ديد ملك الموت سر خود را از روى تعجب حركت مى دهد. ادريس بر ملك الموت سلام كرد و به او گفت: چرا سرت را تكان مى دهى؟ گفت: چون خداوند به من امر فرمود كه تو را بين آسمان چهارم و پنجم قبض روح كنم؛ گفتم: پروردگارا، چگونه اين كار را انجام دهم و حال آنكه غلظت آسمان چهارم به مقدار پانصد سال راه است و از آسمان چهارم تا آسمان سوم مقدار پانصد سال راه است و غلظت آسمان سوم نيز پانصد سال است، و هر آسمان و مابين آن به همين ترتيب است، اين چگونه شدنى است!؟ سپس او را بين آسمان چهارم و آسمان پنجم قبض روح نمود. و همين است كه خداوند مى فرمايد:
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا؛
و ما او را به جايگاه بلندى رسانديم.
و بدين جهت او را «ادريس» ناميدند كه كتاب هاى بسيار درس مى گفت».[٢] و گفته مى شود كه او در بهشت زنده است، و اين قول مروى از ابن عباس است.
قائم (ع) را هم روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمان ها برد. در حديثى كه از حكيمه، در باب ميلاد آن حضرت آمده است:
پس امام حسن عسكرى (ع) فرزندش را گرفت، در حالى كه كبوترها بالاى سرش پرواز مى كردند، آن گاه امام به يكى از كبوترها بانگ زد كه: او را بردار و حفظ كن و هر چهل روز به ما برگردان. آنگاه شنيدم كه حضرت ابومحمد (امام عسكرى (ع)) مى فرمود: تو را به كسى مى سپارم كه مادر موسى، فرزندش را به او سپرد. نرجس گريه كرد. آن حضرت به او فرمود: آرام باش كه رضاع جز از پستان هاى تو بر او حرام است و به زودى به تو باز خواهد گشت، چنان كه موسى به مادرش بازگردانده شد، خداى عزّ و جل مى فرمايد:
فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ.[٣]
سرانجام ما او را به مادرش بازگردانديم تا ديده اش روشنى يابد، و غمگين نشود.
حكيمه مى گويد: عرض كردم: اين پرنده چيست؟ فرمود: اين «روح القدس» است كه موكّل به امامان است. آنها را تسديد و توفيق مى دهد و به علم تربيت مى كند ....[٤]
حضرت ادريس از قومش غايب شد، هنگامى كه مى خواستند او را بكشند، چنان كه در حديثى از حضرت باقر (ع) آمده است.
قائم (ع) نيز همين طور، هنگامى كه دشمنان مى خواستند آن حضرت را بكشند، غايب شد.
غيبت ادريس به طول انجاميد، به حدى كه شيعيان و پيروان او در سختى و شدت و فشار واقع شدند.
قائم (ع) نيز غيبتش طولانى است تا جايى كه شيعيانش به منتهاى سختى و فشار و مشقت واقع شوند. از پيغمبراكرم (ص) روايت شده كه فرمودند:
پيوسته وضع شما چنين خواهد بود تا اينكه در ميان فتنه و جور كسى متولد شود كه مردم او را نشاسند. سپس زمين پر شود از ظلم و جور به حدّى كه هيچ كس نتواند بگويد: «الله». سپس خداوند عزّ و جل مردى از من و از عترت من برانگيزد كه او زمين را پر از عدل سازد، همچنان كه قبل از او آن را پر از جور و ستم كرده باشند ....[٥]
و از اميرالمؤمنين (ع) مروى است كه فرمودند:
البته زمين پر از ظلم و جور مى شود. تا