ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - ١٣ مقدم داشتن فرهنگ و نظر و ارج نهادن به مقام اهل نظر و فرهنگ، چه اينان اساس نظام را استوار و آن را در نقاط عطف مهم در امان نگه مى دارند
حاجات مردم را برآور. ما تو را نصرت و يارى خواهيم كرد.
نصرت و يارى حضرت مشروط به مراعات موارد مذكور و سابق الذكر است.
٩. جلوگيرى از تصميم گيرى عجولانه در امور مهم و بزرگ عمومى
عموم مردم وقتى كه مى خواهند براى خود يك جوراب يا كفش خريدارى كنند چندين مغازه را وارسى مى كنند اما گاه هم آنان در مقام كارپرداز، در طرفةالعينى هزاران كارتن كيف و كفش و جوراب معامله مى كنند.
بيت المال را مى بايست به دست مردان با كياستى داد كه در برابر مال مردم بيش از مال خود حساس مى شوند. و در اخذ تصميم مهم كه مستلزم هزينه كردن از بيت المال، شأن و آبروى مسلمانان و دنيا و آخرت مردم است منتهاى خداترسى را در كار وارد مى سازند. حسابرسى دقيق و موشكافانه، پيش بينى براى امور مختلف و نحوه انجام عمل حسب برنامه ريزى دقيق (در فرصتى كامل و شايسته) و دورى از مقدم نداشتن «نام و نشان خود» بر رضايت خداوند و بالاخره مشورت با كارآمدترين مردان با تجربه ضمن توكل و توسل بزرگ مى تواند ره گشاى اين امر باشد. عجله و شتاب همواره باعث انجام برنامه هاى سطحى، سخيف، نابخردانه مى شود.
١٠. دورى از رقابت با غرب در سوگيرى فرهنگى و مادى مناسبات و اخذ تصميم و برنامه ريزى
همواره آنچه باعث مى شود هريك از ما آگاهانه دربارهء لباس و كفش، همراه و رفيق، وسيله نقليه و بالاخره زمان خروجمان از خانه تصميم گيرى كنيم آگاهى، از مقصدى است كه در پيش رو داريم. اين مقصد ما است كه بر ما حكم مى راند و باعث مى شود ما درباره همه امور سابق الذكر دقت كنيم. كدام عاقل مردى را ديده ايد كه با كت و شلوار و كفش چرمى مخصوص ميهمانى شب به كوه پيمايى مشغول شود؟
همواره اول مقصد است بعداً راه و وسيله طى سال هاى آخر با غفلت از اين اصل بسيارى از فرصت ها و سرمايه ها را از دست داده ايم. به راهى رفته ايم كه نبايد، شيوه اى را تبليغ كرده ايم كه نبايد، قوانينى را وضع كرده ايم كه نبايد.
مقصد ما كجاست؟ مى خواهيم كجا برويم؟ مالزى، ژاپن، انگليس؟ كدامين كشور را و نظام را الگو ساخته ايم كه چنين پراكنده مى رويم؟
ضرورتاً كليه تصميمات، قوانين، شيوه نامه ها، برنامه ها و ... متناسب با مقصد ما تعيين و تنظيم مى شوند. اين مقصد ضرورتاً مى بايست مقصد ثابت و واحد تبيين شده براى كليه سازمان ها، نهادها و وزارتخانه ها باشد تا هركدام متناسب با وظيفه و مقدوراتشان مردم را در طى طريق و نيل بدان مقصود مطلوب يارى دهند.
آنچه در برنامه هاى پنجساله قابل گفتگو است «توسعه و گسترش مناسبات بدون اتكاء به استراتژى كلان» است. پرسش از استراتژى و تدوين آن به مدد «مبانى و منابع دينى» و مقصد «كلان و مطلوب» متناسب با شأن و جايگاه مسلمانى مقدم بر توسعه و گسترش امكانات است.
١١. تلاش براى كشف سؤالات و ارائه پاسخ هاى مناسب
يكى از بغرنج ترين مشكلات ما در مناسبات ابهام در «سؤالات» است. در واقع مشكلات و معضلات مردم در موضوعات مختلف اجتماعى، اقتصادى، قضايى، و ... احصاء نشده اند. در حالى كه با گذر ايام در هريك از مناسبات مشكلات و مسايلى سر راه مردم قرار گرفته كه حسب موضوع براى حل و فصل آن قاعده و قانون لازم است. در مرتبه نخست مى بايست كليه «سؤالات شناسايى، احصاء و دسته بندى شود و سپس دستگاه هاى مربوطه موظف به كشف پاسخ، قانونمند كردن آنها و ايجاد ضمانت اجرائيش شوند.
١٢. برخورد سخاوتمندانه همراه با بزرگ منشى و مناعت طبع با عموم مردم و به ويژه رعاياى ضعيف
١٣. مقدم داشتن فرهنگ و نظر و ارج نهادن به مقام اهل نظر و فرهنگ، چه اينان اساس نظام را استوار و آن را در نقاط عطف مهم در امان نگه مى دارند.
١٤. هوشيارى درباره آخرالزمان، فرهنگ مهدوى و اخبار ويژه مربوط به اين فصل از حيات بشر.
بى شك براين مجموعه موارد ديگرى را مى توان افزود و هريك از بندها را مى توان مشروع و مفصل بيان كرد. در اين مجال اندك و در اين وقت خاص صميمانه آنچه را شايسته مى شناختيم ابراز داشتيم.
بى شك جمله موارد چهارده گانه در زمره مصاديق «عدالت ورزى اند».
تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد.
والسلام
سردبير