ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - پيامبر (ص) و امامان (ع) برتر از همه مردم
پاكى و پاكيزگى، و كان عبادت و زهد، و معدن علم و بندگى است. به دعوت پيغمبر (ص) مخصوص گشته و از نسل پاك بتول است. در نسب او طعنى زده نشده و قرينى در حسب ندارد. از خانواده قريش و بزرگ بنى هاشم و از عترت پيغمبر (ص) و خشنود شده ايست از خداى عزّ و جل، سبب بزرگى بزرگان و برتر از همه آنها و شاخه اى از عبد مناف است در حد اعلاى علم وكمال حلم قرار دارد. حامل امر امامت و عالم سياست است. فرمانبردارى از او واجب شده است. قيام كننده به فرمان خدا، نصيحت كننده بندگان خدا و حافظ دين خداست.»
پيامبر (ص) و امامان (ع) برتر از همه مردم
«هر آينه خداوند به انبياء و ائمه (ص) توفيق مى دهد و از مخزون علم و حكمت هاى خود، كه به غير ايشان نداده، به آنها عطا مى نمايد. پس علم آنان بالاتر از علم همه اهل زمان است آنجا كه مى فرمايد:
آيا كسى كه هدايت به سوى حق مى كند براى پيروى شايسته تر است، يا آن كس كه خود هدايت نمى شود مگر هدايتش كنند؟! شما را چه مى شود، چگونه داورى مى كنيد؟![١]
و فرموده خداى تعالى:
و به هر كس حكمت داده شود، خير فراوانى داده شده است.[٢]
و فرموده خداوند در مورد طالوت كه فرمود:
خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند ملكش را به هركس بخواهد، مى بخشد؛ و احسان خداوند، وسيع است و (از لياقت افراد براى منصب ها) آگاه است.
و در مورد پيغمبر خود فرمود:
و خداوند كتاب و حكمت برتو نازل كرد و آن چه را نمى دانستى به تو آموخت و فضل خدا برتو (همواره) بزرگ بوده است.[٣]
و در حق امامانى كه از اهل بيت پيغمبر او و عترت و ذريّه اويند فرمود:
يا اين كه بر مردمان (پيامبر (ص) و خاندانش)، برآن چه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى ورزند؟ ما به آن ابراهيم، كتاب و حكمت داديم؛ و حكومت عظيمى در اختيارشان قرار داديم. ولى جمعى از آنها به آن ايمان آوردند؛ و جمعى راه (مردم را) برآن بستند. و شعله فروزان آتش دوزخ، (براى آنها) كافى است.
هنگامى كه خداى عزّ و جلّ بنده اى را براى امور ساير بندگانش اختيار مى نمايد، براى انجام آن امور به او شرح صدر عطا كرده و چشمه هاى حكمت را در قلب او به وديعت مى گذارد. و علوم مختلف را به او الهام نموده به نحوى كه پس از آن از هيچ جوابى عاجز نمى شود و در جواب صحيح گفتن سرگردان نمى ماند. آن امام مختار، از هر خطا، گناه، لغزش و سهو نسيانى معصوم است و تأييد شده و توفيق داده شده است. در كردار و گفتار و رفتار راست، درست، استوار و محكم است. خدا او را به آن صفات، مخصوص گردانيده است تا بربندگان او حجت باشد و بر اعمال و رفتار و گفتار خلق او گواه باشد؛ و اين ها همه از فضل خداست كه به هركه بخواهد مى دهد و خدا صاحب فضل بزرگ است. پس آيا مردمان مى توانند مانند چنين كسى را به امامت اختيار كنند؟ و اگر كسى را به امامت اختيار كرده و او را برخود مقدّم بدارند، آيا اين صفاتى كه ذكر شد در او هست؟
قسم به خانه خدا! از حدّ خود تجاوز كردند و از حق گذشتند و كتاب خدا را پشت سر انداختند، گويا نمى دانند و حال آن كه هدايت و شفاء در كتاب خدا است، آن را پشت سرهاشان انداختند و از هواهاى نفس خود پيروى نمودند. پس خدا آنها را مذّمت فرموده و دشمن خود گرفته و آنها را به هلاكت مى اندازد. خداوند عزّ و جل فرموده:
كيست گمراه تر از كسى كه از هواى نفس خود پيروى مى كند به جاى پيروى كردن از هادى و راهنمايى كه از جانب خدا اختيار شده؟ همانا خدا ستم كاران را هدايت نمى كند.
و فرموده است:
هلاكت سخت برآنها باد و كارهايشان آنها را به هلاكت انداخته است.
و نيز فرموده است:
بزرگ شد دشمنى آنها در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمانى آورده اند همچنين خدا بر هر دلى كه متكبّر و سركش باشد مُهر مى زند.
درورد و رحمت پى در پى خدا بر نبى اش محمّد و آل محمد (ص) باد و سلام بى پايان برآنها باد.»
پى نوشت ها:
(\*) كلينى، أصول كافى، ج ١، ص ١٩٨؛ صدوق، أمالى، ص ٣٩٩؛ همو، عيون اخبار الرّضا (ع)، ص ١٢٠؛ طبرسى، احتجاج، ج ٢، ص ٢٢٦؛ نعمانى، الغيبه، ج ١، ص ٢١٦؛ تحف العقول، ج ١، ص ٤٣٦؛ مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧، ص ٢١٢.
[١]. سوره انعام (٦)، آيه ٣٨.
[٢]. سوره مائده (٥)، آيه ٣.
[٣]. سوره بقره (٢)، آيه ١٢٤.
[٤]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٦٨.
[٥]. سوره يونس (١٠)، آيه ٣٥.
[٦]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٦٩.
[٧]. سوره نساء (٤)، آيه ١١٣.