ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - ٣ استقرار وحدت و همبستگى
زيرا بخشى از آثار وجودى خويش را شاهد بوده و آنها را باور دارد. ديگر اينكه هرگونه تحرك و پويايى نيز داراى چنين آثارى نخواهد بود؛ زيرا ركت بدون هدف، عقيم و داشتن هدف بدون حركت نيز بى معنا است. از اين روى پويايى معطوف به هدف، موردنظر است؛ زيرا شامل هر دو مؤلفه است.
بنابراين، براساس اين مقدمات مى توان گفت كه انتظار امام عصر (ع)، در منتظرانش، شامل هر دو مؤلفه «پويايى» و «معطوف به هدف بودن» است؛ زيرا منتظر به جامعه اى مى انديشد كه تمامى وعده هاى انبيا و اوليا در آن به وقوع خواهد پيوست و از اين روى تلاش مى كند تا به ميزان توانايى و درك مسئوليت خويش، در ساختن چنين جامعه اى سهيم باشد. از سوى ديگر، او مى داند كه براى چه تلاش مى كند؛ انگيزه اى آشكار، منطقى، معقول و قابل دفاع دارد؛ بنابراين تمامى تلاشهاى او، معطوف به هدفى والا به نام «انتظار ظهور» مى شود و اين هدفى معنادار و ارزشمند است.
تجلى اينگونه تلاشها را در فرمايش امام صادق (ع) مى بينيم:
هركس دوست دارد از ياران حضرت قائم (ع) باشد، بايد در انتظار او باشد، به نيكويى و پرهيزكارى رفتار نمايد؛ پس اگر او به اين حال، پيش از قيام او از دنيا برود، پاداش ياران مهدى را خواهد گرفت؛ بنابراين بكوشيد و جديت كنيد و چشم به راه باشيد كه بر شما گوارا باد.[١]
برخى از روانشناسان مكتب كمال، نظير «ويكتور فرانكل»، معتقدند در وجود انسان، تواناييهايى نهفته است كه جز در موقعيتهاى خاص، بروز و ظهور نمى يابند؛ موقعيتهايى نظير برخورد با سختيها و تنگناها كه آدمى را به پويايى و تحرك وا مى دارد و همين خودانگيزيها، عامل تحقق خويشتن و خود شكوفايى است. رويكردهاى او كه برگرفته از دوران سخت اسارت در بازداشتگاههاى مخوف آلمان نازى است، با زيبايى هر چه تمامتر در كتاب انسان در جست وجوى معنا به تصوير كشيده شده است.[٢]
حضرت على (ع) نيز در نهج البلاغه به اين مطلب اشاره دارد:
... و كانى بقائلكم يقول: «اذا كان هذا قوت ابن ابى طالب فقد قعد به الضعف عن قتال الاقران و منازلة الشجعان» الا و ان الشجرة البرية اصلب عودا و الرواتع الخضرة ارق جلودا و النابتات العذية اقوى وقودا و ابطا خمودا ...[٣]
... گويا مى شنوم كه شخصى از شما مى گويد: «اگر غذاى فرزند ابوطالب همين است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان بازمانده است». آگاه باشيد! درختان بيابانى، چوبشان سخت تر، و درختان كناره جويبار پوستشان نازك تر است. درختان بيابانى كه با باران سيراب مى شوند آتش چوبشان شعله ورتر و پردوام تر است ... ١
در يك جمع بندى، آثار تربيتى انتظار پويا و معطوف به هدف، عبارتند از:
الف) به جريان افتادن نيروهاى نهفته و سرمايه هاى راكد انسان در پرتو دوران سخت انتظار؛
ب) پالايش درون و به مرحله خلوص رسيدن به جهت طولانى شدن دوران غيبت؛
ج) معنا يافتن زندگى در پرتو پويايى معطوف به هدف، با نگاه تطبيقى به زندگى بدون هدف و فرجام آن كه تهى شدن از درون و روزمرگى است؛
د) رشد قدرت تحمل در برابر ناملايمات و تنگناها به جهت قداست و عظمت هدف كه در انتظار حضرت معنا مى يابد؛
ه) فراتر رفتن از مرز انسان متعادل و رسيدن به مرحله انسان متعالى؛
و) رها شدن از سطح و مرحله رنجهاى حقير مادى و گام نهادن در وادى رنجهاى تحمل عظيم معنوى و دغدغه هاى بزرگ انسانى، همچون رنج انتظارى راستين و طولانى و چشم دوختن به دروازه هاى روشن ظهور.
٣. استقرار وحدت و همبستگى
چنانچه، انتظار را به عنوان يك آرمان بنگريم، در جنبه هاى فردى و اجتماعى نيز داراى آثارى خواهد بود. نخست از لحاظ فردى، موجب تمركز افكار و نيروهاى آدمى مى شود؛ زيرا همه آنها، ناظر به يك هدف؛ يعنى انتظار ظهور هستند و اين امر به نوبه خود، موجب وحدت شخصيت او مى گردد. در مقابل، مى توان به پراكنده بودن و متفرق بودن تلاشهاى انسان اشاره نمود كه هيچ نتيجه اى در پى نخواهد داشت. اين معنا در قرآن كريم چنين آمده است:
هر آينه سعى و كوشش شما پراكنده است.[٤]
آلپورت در بيان چنين رابطه اى مى نويسد:
تلاش براى آينده، به كل شخصيت آدمى، يگانگى و يكپارچگى مى بخشد ... به عبارت ديگر، مى توان با كوشش براى دست يافتن به مقاصد و رسيدن به هدفها، جنبه هاى شخصيت را يكپارچه ساخت و جامعيت بخشيد.[٥]
وحدت شخصيت، از هرز رفتن تواناييها و قابليتها، جلوگيرى مى كند و زمينه رشد و ظهور قدرتى شگرف و فوق العاده را فراهم مى كند؛ زيرا چنين وحدتى در درون آدمى، تضادهاى درونى را از