ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - معركه قرقيسيا
در ماه شوال خبر مى دهند كه «معمعه» در لغت به معناى نواخته شدن كوس جنگ و صداى ابطال در جنگ و كنايه است از وقوع جنگى ناگوار و تلخ. تاكيد بر اين مطلب را در اين عبارت از حديث مى توان يافت كه قبايل غذاى مايحتاج خويش را از ترس مرگ و مير جنگها خريده و انبار مى كنند. اين معمعه ماه شوال، على القاعده بايد به معركه «قرقيسيا» اشاره داشته باشد.
معركه قرقيسيا
قرقيسيا شهرى در منطقه شمالى سوريه است كه در ميان فرات و سرچشمه نهرى كه[١] خابور در آن است قرار دارد. اين شهر حدود ١٠٠ كيلومتر با مرزهاى عراق و ٢٠٠ كيلومتر با مرزهاى تركيه فاصله دارد و در نزديكيهاى شهر «ديرالزور» است. در آينده نزديك در آن گنجى از طلا، نقره يا مانند آنها (مثلا نفت) كشف مى شود آن گونه كه روايات بيان نموده اند: آب فرات كوهى از طلا و نقره را نمايان مى كند كه بر سر آن از هر نه نفر، هفت كشته مى شوند.[٢] در اين جنگ اقوام مختلفى شركت دارند:
١. تركها: آنها كه به جزيره[٣] نيرو پياده كرده اند؛
٢. روميان: يهوديان و دولتهاى غربى كه وارد فلسطين شده اند؛
٣. سفيانى: كه در اين هنگام بر ديار شام مسلط شده است؛
٤. عبدالله: روايات به مطلب خاصى درباره او اشاره نمى كنند ظاهرا هم پيمان مغرب زمين است؛
٥. قيس: مركز فرماندهى اش مصر است؛
٦. فرزند و نواده عباس: كه از عراق مى آيد.
به دنبال اين جنگ، خونريزى و كشتار شديدى پيش مى آيد كه تا قبل از به پايان رسيدن آن در مدت كوتاهى ٠٠٠/ ١٠٠ نفر (و بنا بر روايتى ٠٠٠/ ٤٠٠ نفر)[٤] كشته مى شوند. اين مطلب مى تواند اشاره اى به استفاده از سلاحهاى كشتار جمعى (اتمى، هسته اى، بمبهاى شيميايى و ميكروبى و الكترونى كشنده) در اين جنگ باشد كه بر حيوانات و گياهان خوراكى هم اثر مى گذارند). اين جريان يكى از ميدانهاى جنگ جهانى بى مانند آخرالزمان است كه قبل و بعد از آن مانند نداشته و نخواهد داشت كه در انتهاى آن هم پيمانان سفيانى پيروز مى گردند.
روايات شريف ما صراحتا به اين واقعه اشاره كرده اند:
در روايتى، عمار ياسر اين گونه نقل مى كند:
غربيان به سوى مصر حركت مى كنند و ورود ايشان بدانجا نشانه (آمدن) سفيانى است. پيش از آن شخصى كه دعوت مى كند، قيام كرده و تركها وارد حيره و روميان وارد فلسطين مى شوند. عبدالله هم بر آنها سبقت مى گيرد تا اين كه دو لشكر در سر نهر در مقابل هم مى ايستند جنگ بزرگى درمى گيرد و صاحب المغرب (هم پيمان غربيان) هم حركت مى كند. مردان را كشته و زنان را اسير مى كند، سپس به سوى قيس برمى گردد تا اينكه سفيانى وارد حيره مى شود. يمانى هم شتافته و سفيانى هر چه را جمع كرده بودند درهم مى شكند و به سوى كوفه حركت مى كند.[٥]
جابر جعفى هم طى حديثى طولانى از امام باقر (ع) چنين روايت كرده است:
از دين برگشتگانى از جانب تركها حمله كرده و سپاهى از روم آنها را دنبال مى كند. برادران تركها، پياده كردن نيروهايشان را در جزيره ادامه مى دهند. روميان از دين برگشته هم در رمله نيرو پياده مى كنند. جابر! در آن سال در تمام زمين به واسطه غربيان اختلاف زيادى وجود دارد كه اول مغرب زمين شام است. در اين زمان سه پرچم (سپاه) در مقابل هم مى ايستند: سپاه اصهب، ابقع، سفيانى. در ابتدا سفيانى با ابقع مى جنگد و او و همراهانش را كشته و به دنبال آن اصهب را هلاك مى كند. پس از آن تا عراق جنگ و كشتار به پا مى كند و سپاهيانش را به قرقيسيا مى رساند و در آنجا هم به جنگيدن مى پردازد. در اين جنگ ٠٠٠/ ١٠٠ نفر از جباران و ستمگران كشته مى شوند. پس از آن سفيانى سپاهى را به سوى كوفه گسيل مى دارد.[٦]
عبدالله بن ابى يعفور مى گويد كه امام باقر (ع) به ما فرمودند:
براى بنى عباس و بنى مروان حتما اتفاقى در قرقيسيا مى افتد كه در آن جوان قوى و تنومند، پير مى شود و خداوند از آنها پيروزى را برمى دارد و شكست مى خورند (پس از اين جنگ) به پرندگان آسمان و درندگان زمين وحى مى كند كه شكم خود را از گوشت تن جباران سير كنيد و پس از آن است كه سفيانى شورش مى كند.[٧]
حذيفة بن منصور هم از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمودند:
خداوند سفره اى در قرقيسيا دارد كه گاهى از آسمان ندا مى دهد و ديگران را آگاه مى كند كه اى پرندگان آسمان و درندگان زمين براى سير كردن خود از گوشت بدن جباران بشتابيد.[٨]
محمدبن مسلم از امام باقر (ع) ضمن حديثى بلند چنين نقل كرده است:
آيا نمى بينيد كه دشمنان شما در معاصى خداوند كشته مى شوند، بدون آن كه شما حضور داشته باشيد در حالى كه شما با آرامش و امنيت در گوشه