ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - از سازمان وكالت تا فقاهت
افكار باطل و افراطى و ... راه انحراف پوئيده و نهايتا به خاطر شدت انحرافات خود از سوى امامان (ع) طرد و عزل و به تبع آن، مطرود و منفور جامعه شيعه گشتند.
اسامى اين وكلا بدين قرار است:
على بن ابى حمزه بطائنى، زياد بن مروان قندى، عثمان بن عيسى رواسى، احمد بن ابى بشر سراج، منصور بن يونس، حيان سراج، هشام بن ابراهيم راشدى عباسى، صالح بن محمد بن سهل، فارس بن حاتم بن ماهويه قزوينى، عروة بن يحيى نخاس، احمد بن هلال كرخى عبرتائى، محمد بن على بن بلال، محمد بن على شلمغانى.[١]
توجه به نقش و جايگاه تاريخى تشكيلات مخفى وكالت، مى تواند شناخت دقيق ترى نسبت به حيات و سيره امامان شيعه (ع) در اختيار ما بگذارد. هرگاه تصور كنيم كه امامان ما با وجود فشارها و سخت گيريهاى فراوان از سوى حكام بنى عباس، از طريق نمايندگان خود، يك شبكه ارتباطى فعال و مطمئن بين خود و شيعيان در اقصى نقاط شيعه نشين فراهم آورده بودند و بدين ترتيب، شيعيان مى توانستند بدون اين كه خود مجبور به سفرهاى دور و دراز براى پرسيدن سؤالات يا تحويل وجوه شرعى و امثال آن شوند؛ با مراجعه به وكلا و نمايندگان امامان (ع) مشكل خود را حل كنند واز خطرات مراجعه و ارتباط مستقيم با امامان نيز مصون بمانند؛ به اهميت كار امامان (ع) در تشكيل و ساماندهى شبكه ارتباطى وكالت بهتر واقف مى شويم. بدين صورت است كه امامان شيعه (ع) نه به عنوان افرادى گوشه گير و منعزل از مردم و شيعيان، بلكه به عنوان رهبرانى كه با دقت و زيركى تمام، يك شبكه مخفى ارتباطى با شيعيان در اقصى نقاط را راهبرى مى كردند؛ لحاظ خواهند شد. مرورى بر اسامى شهرهايى كه به عنوان نواحى مرتبط با سازمان وكالت معرفى شد، ما را به گستردگى كار اين شبكه ارتباطى رهنمون خواهد شد. شبكه اى كه از يك سو تا شمال آفريقا و از سوى ديگر تا عراق و سپس مناطق مختلف شيعه نشين در ايران و حتى برخى از نواحى خراسان قديم و ماوراءالنهر گسترش يافته بود.
ساختار سازمان وكالت را مى توان بدين گونه تصوير كرد: در راس اين سازمان، امامان شيعه (ع) در نقش رهبر حضور داشتند؛ سپس برخى از برجسته ترين وكلاى ايشان به عنوان دستيار و وكيل ارشد، نقش ساماندهى كار وكلاى نواحى مختلف را عهده دار بودند و بالاخره وكلاى ائمه (ع) در شهرها و نواحى مختلف شيعه نشين در قاعده اين هرم قرار داشتند كه با حضور مستقيم در اين نواحى و سكونت در آنها، نقشهاى مختلف ياد شده در صفحات پيشين را ايفا مى كردند.
پس از شروع غيبت صغرى، مرجع و ملجا و تكيه گاه اصلى شيعيان، نواب اربعه بودند كه وظيفه ايجاد ارتباط بين امام عصر (ع) و شيعيان را به عهده داشتند. فعاليت نواب اربعه در حقيقت استمرار فعاليتهاى شبكه مخفى وكالت بود كه از حدود يك قرن و اندى پيش و از عصر امام صادق (ع) آغاز شده بود. اولين سفير ناحيه مقدسه در عصر غيبت صغرى؛ يعنى عثمان بن سعيد عمرى، از مدتها پيش از غيبت صغرى، ابتدا در محضر امام هادى (ع) و سپس در محضر امام عسكرى (ع) نقش وكيل ارشد و دستيار مخصوص را به عهده داشت و وكلاى نواحى مختلف مكلف به مراجعه نزد وى و كسب تكليف از او بودند.
وى با شروع غيبت صغرى، در سال ٢٦٠ ق. از سوى امام عصر (ع) به عنوان نايب آن حضرت انتخاب شد و در بغداد سكنى گزيد. شايان ذكر است كه مركز استقرار دو امام هادى و عسكرى (ع) تا پايان عمر شريفشان، شهر سامرا بود؛ اما با شروع غيبت صغرى، شايد بيشتر به خاطر جهات امنيتى، مركز فعاليت نواب خاص حضرت حجت (ع) از سامرا به بغداد انتقال يافت؛[٢] گرچه اين، به معنى سكونت شخص حضرت حجت (ع) در بغداد نيست.
تاريخ رحلت اولين سفير ناحيه مقدسه، به درستى روشن نيست؛ البته طبق قرائنى، مى توان حدس زد كه وى بيش از يكى دو سال از عصر غيبت صغرى را درك نكرده است.[٣]
پس از وى، فرزند ارشد او؛ يعنى ابوجعفر محمد بن عثمان سعيد عمرى، عهده دار مقام نيابت خاصه شد. وى در ميان نواب اربعه، داراى طولانى ترين دوران نيابت است كه از اوايل غيبت صغرى (حدود ٢٦٣ ق). تا سال ٣٠٥ ق. به طول انجاميد و پس از وى، يكى از دستياران برجسته اش، به نام «ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى» مقام نيابت را عهده دار گرديد و تا سال ٣٢٦ ق. در اين سمت باقى بود. با