ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - ٤ جهانى شدن
قرار دهيم. در حقيقت انتظار، يك هديه الهى است براى ما انسانها؛ يعنى خداوند به بعضى از انسانها اين توفيق را عنايت كرده كه آگاه باشند كه امامى در پس پرده غيبت است و آگاه باشند كه بايد منتظر او باشند و خود اين مسئله، اولين صفت انسان منتظر را مى سازد.
ويژگيهاى انسان منتظر
١. انديشيدن به آينده
يكى از ويژگيهاى انسان منتظر اين است كه به واقعه اى كه در آينده اتفاق خواهد افتاد، ايمان دارد. اين موضوع را اگر شما با اين رويكرد ملاحظه كنيد كه اگر در وجود انسان اين قابليت بود كه بتواند وقايع آينده را پيش بينى كند، چه مى شد. يا مثلا در آمريكا اگر عده اى مى دانستند چنين اتفاقى خواهد افتاد، خودشان را آماده اين اتفاق مى كردند.[١] خداوند دو هديه بزرگ به ما كرامت فرموده است: نخست اين كه قيامت را وعده داده است و ديگر اينكه ظهور موعود را مطرح كرده است. آينده اى را به نام عصر ظهور پيش بينى كنيم كه در آن، شيعيان منتظر دوازدهمين حجت الهى، حضرت مهدى اند. بنابراين يكى از ويژگيهاى تربيتى انسان منتظر اين است كه به آينده اى با وقايع و ويژگيهاى خاص مى انديشد.
٢. آمادگى
دومين ويژگى انسان منتظر، آمادگى است؛ يعنى نسل منتظر، كودك و نوجوان و جوان ما بايد بداند كه در عصر ظهور چه كاره است و داراى چه نقشى است. انسان منتظر بايد آمادگى كارگزارى حكومت جهانى را داشته باشد. امام زمان (ع) به نيرو و آدمى نياز دارد كه بتواند با پديده ها و شرايط مواجه شود. اين امر كه افراد، در دوران غيبت قابليتها و تخصصهاى خودشان را گسترش ندهند، با مفهوم انتظار، تطابق ندارد.
٣. اميد به آينده جهان
يكى ديگر از ويژگيهاى نسل منتظر، اميدوارى و نگرش مثبت به آينده جهان است. اگر ما خودمان را در اين شرايط ببينيم، تصور كنيم كه منتظر دادگستر و عدل گستر جهان هستيم، در راستاى اين اهداف تلاش خواهيم كرد. اديانى كه موعودگرا نيستند، يك نگرش كاملا منفى و ياس آور نسبت به جهان دارند. اگر اميد به آينده نباشد، انسان دچار افسردگى خواهد شد. اگر به آينده جهانى بينديشيم كه به دست بوش[٢] و امثال او اداره مى شود، احساس نااميدى و خطر خواهيم كرد و سرنوشت جهان را بسيار تاسف آور و نگران كننده خواهيم ديد.
٤. جهانى شدن
چهارمين ويژگى كه براى نسل منتظر مى توان در نظر گرفت؛ اين است كه انسان از خويشتن و از خودش بيرون بيايد و جهانى شود. اصلا يكى از ويژگيهاى انتظار اين است كه انسانها را از درون خودشان بيرون بياورد تا از پرداختن به مسائل جزئى زندگى خودشان دورى كنند. خود محورى براى جامعه بسيار خطرناك است. كسى كه درخت را از خيابان مى كند و در منزل خويش مى كارد، انديشه اين آدم در حقيقت، از خودش و خانه خودش فراتر نمى رود. و خود محورى يعنى اين كه خود را در حد خودش و خانه خودش ببيند. هر چيزى، در خانه او معنا دارد؛ در درون خانه او ارزش دارد؛ فراتر از خانه خودش نمى انديشد؛ به شهر نمى انديشد؛ به كشور نمى انديشد؛ انگار فقط همين نسل است و بس.
انتظار، انسان را از خانه خود بيرون مى آورد و جهانى مى كند. اصلا ما مى خواهيم نسل منتظر را تربيت كنيم؛ نه فقط يك شهروند. اگر بخواهيم يك نوجوان را تربيت كنيم بايد بتوانيم او را با انتظار و مفهوم آن آشنا كنيم. بايد به او بفهمانيم كه تو براى خودت و در چارچوبه خودت زندگى نمى كنى؛ بايد به جهان بينديشى، به حكومتى كه بر جهان حاكم است.
خوشبختانه در رگه هايى كه با عنايت خود امام (ع) در وجود جوانان، به وجود آمده، كاملا ديده مى شود كه مثلا دانشجوى مهندسى اينگونه مى انديشد كه من بايد پاسخگوى امام زمانم باشم؛ امامى كه حكومت جهانى برقرار خواهد كرد. حال اگر ايشان را درك كردم كه به مقصود رسيده ام؛ در غير اين صورت نيز باز پاسخگوى او هستم و براى تحقق حكومتش تلاش كرده ام. او از عمل و حاصل عمل ما آگاه است.
و از آن طرف، متاسفانه در دستگاهها و ادارات ما برخى از افراد، گويا با همين رئيس كه بالاى سرشان است مواجهند؛ مثلا مى گويند، آقا تا وقتى در اين اداره وضعيت اينگونه است، من مانند شمعك كار مى كنم؛ يعنى شعله ور نمى شوم. اين حرف در حقيقت حرف آدمى است