ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - ١ فضاسازى
كه گويى رئيس او همين كسى است كه بالاى سرش است. نسل منتظر نبايد اينگونه باشد. او بايد پاسخگوى امام زمانش باشد؛ يعنى هر كس كه منتظر است: كارمند، دانشجو، طلبه، پزشك و ... بايد امام زمان (ع) را بالاى سرش ببيند، نه رئيس و وزير و رئيس جمهور و ... را.
علاوه بر مسئله پيش گفته، مسئله نياز به ولى و مرشد است. كسى كه به او عشق بورزيم و او را از صميم دل دوست بداريم و به گونه اى عمل كنيم كه گويى ذره ذره عمل ما با هدايت او انجام مى گيرد.
٥. زيستن با ياد او
ما بايد اين آرزو را داشته باشيم كه اگر توفيق زيارت ايشان حاصل شد، چگونه زيستن و چگونه مردن را از او بپرسيم. نسل منتظر بايد منتظر لحظه اى باشد كه وقتى امامش را مى بيند، صراط مستقيم را با تمام اجزاى آن از امام بخواهد؛ منتها اين كار احتياج به آمادگى دارد. «... فزت و رب الكعبة ...»[١] جمله اى نبود كه على (ع) در هنگام ضربت خوردن به ذهنشان رسيده باشد؛ امام سراسر عمرشان با اين جمله زيسته بودند و منتظر اين لحظه بودند؛ لحظه رهايى از دنياى تنگ و تاريك به سوى جوار الهى.
ما بايد به نسل منتظر بياموزيم، از امامى كه در پس پرده غيبت است چگونه استفاده كند. نوجوانان ما بايد لحظه به لحظه از امام زمان (ع) بهره بگيرند. من در تمامى مراحل درس و زندگى ام هرگاه توكل به خدا كردم و پشت سرش «يا مهدى ادركنى»[٢] گفتم؛ يعنى از او هم به عنوان ولى و امامم كمك خواستم، راههايى را در مقابلم باز كرد. هر نعمتى كه نصيب همه ما و بنده شده، از ركت يارى طلبيدن از امام زمان (ع) است. اين را من به نوجوانان و جوانان منتقل مى كنم. لحظه اى نباشد كه از ياد امامشان غافل باشند. اينها نكاتى است كه ما بايد كودكان و نوجوانان و كودكان و فرزندانمان يادآورى كنيم كه همين الان از امام كمك بخواهند و او كمك مى كند و كمكش را در درازمدت خواهند ديد، نه اين كه بگوييم امروز كه كمك بخواهند، فردا يارى مى بينند.
بنابراين، يكى از ويژگيهاى نسل منتظر اين است كه در همه اعمالش توجه به امام زمان (ع) دارد؛ ازدواج، تحصيل، غذا خوردن و ...
اگر بخواهيم نسل امروز را تربيت كنيم، بايد هدفهاى رفتارى و تربيتى ما اين ويژگيها را داشته باشد.
روشهاى تربيت نسل منتظر
بحث بر سر اين است كه روش تربيتى ما چگونه باشد؟ چه روشهايى مى تواند فرد را به اينجا برساند؟
١. فضاسازى
اولين و مهمترين نكته كه بايد تحقق پيدا كند، اين است كه فرد از اطرافيانش ياد بگيرد كه وجود امام زمان (ع) مسئله اى جدى است؛ شوخى بردار نيست و سستى و سهل انگارى در آن راه ندارد. از نظر من، تربيت يعنى فضاسازى.
ما در تربيت نمى توانيم آدمها را تك به تك تربيت كنيم؛ اگر تربيت صحيح خواسته باشيم، بايد فضا ايجاد كنيم. افراد وقتى در فضاى خاصى قرار بگيرند، مطابق آن فضا حركت خواهند كرد.
خيلى از چيزها احتياج به ارائه كار مستقيم ندارد. يكى از دوستان پاكستانى را دعوت كرديم براى وليمه حج؛ ايشان گفتند: غذاهاى شما خيلى بدمزه است؛ يعنى غذاهاى شما فلفل ندارد؛ طعم ندارد. من به اين موضوع فكر مى كردم كه چطور شده ما به چنين غذاهايى عادت كرده ايم و پاكستانيها و هنديها به آن غذاهاى تند عادت كرده اند. اين سؤالى است كه خيلى از روانشناسان پرسيده اند.
اينها يك تعليم و تربيت پنهان است كه از طريق فضاهايى كه ايجاد مى شود، شكل مى گيرد. بعضى پدر و مادرها، در مورد درس خواندن بچه هاى شان مشكل دارند. هر چه آنان را امر به اين كار مى كنند، آنان سر باز مى زنند. مشكل اينجاست كه آنان مى خواهند بچه را بطور مستقيم وادار به درس خواندن كنند. يكى از راهها اين است كه حالت خانه را مثل كتابخانه كنند؛ كارى كه خود بنده سالها است كه در زندگى انجام مى دهم. ساعت شش بعد ازظهر، ناگهان چهره خانه عوض مى شود و هيچ كس بلند حرف نمى زند. تلويزيون و راديو خاموش است و هر كس گوشه اى مى نشيند و كتاب مى خواند و هر كس وارد شود، گويى فضا به او مى گويد كه آقا كتاب دستت بگير و برو وبنشين بخوان. تنهاكارى كه در اينجا انجام مى دهم، مديريت است. به احدى نمى گويم بخوان. اگر كارى خلاف خواندن انجام دهد، به او مى گويم