ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - ١ مفهوم و جايگاه انتظار
انسانها به نوعى منتظرند.
به بيان ديگر انتظار يا اميد به آينده همزاد انسان است و اگر اميد به آينده را از او بگيرند، سرنوشتى جز سكون، ركود، مرگ و تباهى نخواهد داشت، از همين روست كه در كلام نورانى پيامبر گرامى اسلام (ص) آمده است:
الامل رحمة لامتى و لولا الامل ما ارضعت والدة ولدها و لاغرس غارس شجرا.[١]
اميد براى امت من مايه رحمت است و اگر اميد نبود هيچ مادرى فرزندش را شير نمى داد و هيچ باغبانى درختى نمى كاشت.
همچنين حكايت شده است كه:
روزى عيسى (ع) نشسته بود و پيرمردى با بيل زمينى را شيار مى كرد، عيسى فرمود: بار خدايا! اميد (آرزو) را از او برگير. آن پير در دم بيل را به كنارى انداخت و دراز كشيد. ساعتى گذشت و عيسى گفت: بار خدايا! اميد را به او بازگردان؛ بى درنگ آن پير برخاست و شروع به كاركرد[٢]
لحظه لحظه زندگى انسان با اميد همراه است و او هر دوره از عمر خود را به اميد رسيدن به دوره بعدى پشت سر مى گذارد. كودكى كه تازه به دبستان پاگذاشته به اميد رفتن به كلاس بالاتر و پشت سر گذاشتن دوران آموزش ابتدايى درس مى خواند و تلاش مى كند. همين كودك دوران راهنمايى را با اميد رسيدن به دوران دبيرستان سپرى مى كند و دوران دبيرستان را با اين اميد كه روزى به دانشگاه راه يابد پشت سر مى گذارد. وقتى همين كودك ديروز و جوان امروز وارد دانشگاه مى شود اميدهاى تازه به او توش و توان مى دهد و به زندگى او معنا مى بخشد؛ اميد رسيدن به جايگاه مطلوب اجتماعى، تشكيل خانواده، داشتن فرزند و .... پس از تشكيل خانواده و به دنيا آمدن فرزندان، همه اميدها و آرزوهاى انسان متوجه پيشرفت و ارتقاى فرزندانش مى شود و به اين ترتيب حكايت پايان ناپذير اميد به آينده، تا آستانه مرگ، انسان را همراهى مى كند.
ناگفته نماند كه اين اميد به آينده و انتظار تحقق فرداى بهتر، خود ريشه در يك ويژگى فطرى دارد و آن كمال جويى انسان است. انسان همواره طالب رسيدن به مراتب بالاتر و دست يافتن به قله هاى پيشرفت و ترقى است و اين در همه انسانها با تفاوتهايى در سطح كمال موردنظر و تلاش و جديتى كه براى رسيدن به كمال مطلوب صورت مى گيرد، وجود دارد.
در هر حال، انتظار و چشم به راه آينده بودن شعله اى است در وجود انسان كه هر چه فروزان تر و پرفروغ تر باشد تحرك و پويايى او نيز بيشتر خواهد بود و برعكس هر چه اين شعله به سردى و خاموشى بگرايد؛ تلاش و فعاليت انسان نيز كاستى مى پذيرد تا آنجا كه او تبديل به موجودى سرد، بى روح، بى نشاط، گوشه گير و بى تحرك مى شود و اين همان حالتى است كه در روانشناسى به «افسردگى» تعبير مى كنند. حالتى كه شدت و ضعف و زمينه هاى به وجود آمدن آنها در افراد مختلف متفاوت است، اما عامل آن در هر حال چيزى جز خشكيدن نهال اميد در وجود انسان نيست.
با توجه به اهميت و نقش اساسى اميد به آينده و انتظار فرج در زندگى انسانها مكتب اسلام تلاش نموده است با تقويت اين روحيه، تلاش و سرزندگى جوامع اسلامى و مسلمانان را به نهايت درجه خود رسانده و آنها را در هر زمان پويا و پايدار نگهدارد.
به نظر مى رسد اميد به آينده و انتظار فرج به دو معنا در آموزه هاى دين اسلام به كار رفته است:
١. انتظار به معناى عام؛ در اين معنا مكتب اسلام تلاش كرده است كه از يك سو با فضيلت بخشيدن به «انتظار گشايش» و اميد به آينده و از سوى ديگر با نكوهش ياس، نااميدى، دلسردى و دلمردگى، روحيه تلاش و تكاپوى سازنده را در افراد جامعه اسلامى زنده نگهدارد و از ايجاد حالت ياس و نااميدى در زندگى شخصى مسلمانان جلوگيرى كند.
اهتمام اسلام به اين معناى عام از انتظار و اميد به آينده تا بدان حد بوده كه از يك سو اميد به فرا رسيدن گشايش از سوى خداوند در زمره برترين اعمال برشمرده شده و از سوى ديگر ياس و نااميدى از رحمت خداوند از جمله گناهان كبيره به شمار آمده است.
شايد بتوان گفت بسيارى از رواياتى كه در آنها به فضيلت «انتظار فرج» به طور كلى و بدون ذكر متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقويت روحيه اميد به آينده و مقابله با حالت نااميدى و بدبينى نسبت به آينده نظر داشته اند، كه از آن جمله مى توان به اين روايات اشاره كرد:
١- ١. از رسول گرامى اسلام (ص) نقل شده است كه:
من رضى عن الله بالقليل من الرزق رضى الله عنه بالقليل من العمل و انتظار الفرج عبادة.[٣]
هر كس نسبت به رزق كمى كه خداوند به او داده خشنود باشد، خداوند نيز نسبت به عمل كمى كه او انجام مى دهد خشنود مى گردد و انتظار گشايش عبادت است.
٢- ١. امام على (ع) در بخشى از روايت مفصلى كه در آن به چهارصد مورد از امورى كه براى صلاح