ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - فرجام تاريخ و انسان واپسين
يعنى مثلًا آن صد سال آخر تاريخ چه خواهد شد.
سخن از آينده جهان يا فرجام تاريخ، تاريخ زمانى و تاريخ عدد و رقم نيست. در اين نگاه، جهان آينده يا فرجام تاريخ يعنى جامعهاى، محيطى و دورهاى از تاريخ بشريت كه تمام تمنيات انسان، آرزوها و انگيزههاى انسانى در آن جامعه ارضاء مىشود و انسان به آرامشى مىرسد كه ديگر انگيزهاى براى حركت بعدى تاريخ وجود نخواهد داشت.
آيندهنگاران و آينده گرايان معتقدند كه آينده بشريت ختم به حاكميتى يا دولتى يا دورهاى خواهد شد كه در آنجا تلاش جستوجوگرانه انسان براى تغيير وضعيت خود به اتمام مىرسد. انسان ديگر نقطه تضاد و چالشى نخواهد داشت و به سوى مطلوب و محبوب خود جهتگيرى مستقيم خواهد كرد. نه اينكه تحولى نخواهد بود، نه اينكه تغيير و تكاملى نخواهد بود، برعكس جهان آينده و فرجام تاريخ از ديدگاه كسانى كه آينده تاريخ را تحليل كردهاند نشان از جامعهاى دارد كه انسان در آنجا به بيشترين مطلوبيتهاى خود دست پيدا مىكند. پس آينده تاريخ چه از ديدگاه مادىگرايان و چه از ديدگاه الهىگرايان يك دنياى موعود و جهان موعودى است كه بشريت در طول تاريخ تمام تحرك و تكاپوى خودش را براى رسيدن به آن جهان و آن حاكميت و آن جامعه سپرى كرده است. از اين تعريف معلوم مىشود كه وقتى سخن از انسان واپسين مىگوييم كدام انسان است. انسانى كه برخلاف تاريخ گذشته بشريت، چالشها، ستيزها و تكاپوهايش براى جنگ با موانع و ستيز براى محدوديتها نيست بلكه آن انسان در جامعه مطلوب خود همه چيز را آماده و در دسترس مىبيند و اهداف را نزديك و قابل وصول.
انسان واپسين كه اديان الهى تعريف مىكنند، جهان آيندهاى كه اين مكاتب ارائه مىكنند و آنچه را كه آخرين متفكران غرب از انسان واپسين گفتهاند چنين جامعهاى است. در اين نقطه گمان نمىكنم ميان اديان الهى و نظريهپردازان مادى غرب هم اختلاف نظرى وجود داشته باشد. وقتى به تاريخ جديد غرب مراجعه مىكنيد متفكران بزرگ و قلههاى انديشه غرب را مىبينيد كه بدون استثناء نظريهاى در مورد فلسفه تاريخ و در انتها جامعهاى به عنوان فرجام اين تاريخ و فرجام اين تكاپو دارند.
ماركسيسم يكى از اين مكاتب است. ليبراليسم در شكل ليبرال دموكراسى و سوسيال دموكراسى هم از اين مكتبها هستند. همه اين مكتبها آينده جهانى و انسان واپسينى دارند.
اگزيستانسياليسم كه در نقد انديشههاى مدرن غرب شكل گرفت، خود داراى يك آينده جهان و انسان واپسين است. اينها مكتبهاى مدرن بودند. مكتبهاى پست مدرن و فرا مدرن هم داراى تصويرى و آيندهاى از انسان واپسيناند. اختلاف ميان اين