ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤
بشرى در معرض ترديد، نقض و نفى قرار دارد. در حقيقت اين نظريه رابطه وحيانى تئورى غيبت آخرين امام را قطع كرده و آن را تا جايگاه ساير مفاهيم و تئورىهاى بشرى، پائين مىآورد.
البته توجه به اين نكته ضرورى است كه شيعيان هيچگاه از نقد شدن عقايد و اعتقاداتشان در مباحث علمى هراسى نداشتهاند. اين موضوع در مباحث مربوط به غيبت امام زمان (ع) به صورت يك سنت تاريخى درآمده است. و همواره عالمان شيعه در ابعاد مختلف اعتقادى به مباحثه و مناظره با مخالفان مىپرداختند و اكنون مجموعه عظيمى از اين مناظرات وجود دارد. پاسخ گفتن به شبهات مطرح شده در مورد غيبت امام عصر (ع) نيز از ديرباز مرسوم بوده است. البته بدون ترديد اين تسامح، به معنى پذيرفتن جعل تاريخى و تحريف حقايق نيست. و تنزل دادن اعتقاد به تئورى غيبت تا سطح ساير تئورىهاى علوم انسانى موجب قابل پاسخگويى است؛ زيرا با واقعيت تاريخى، تطابق ندارد و قابل پذيرش نيست هر چند در الفاظ زيبا و با اهداف مصلحتجويانه مطرح شده باشد.
ب- غفلت از محتوا
آنچه تحت عنوان «دوران حيرت» به مورخان مسلمان و مورخان شيعه نسبت داده شده است جاى تأمل زيادى دارد. آقاى «كامل سليمان» در كتاب يومالخلاص كه تحت عنوان روزگار رهايى ترجمه شده است، سر فصلى را تحت عنوان «دوران حيرت» مورد بحث قرار دادهاند.[١] مراجعه به اين سرفصل، در كتاب روزگار رهايى، نشان مىدهد كه هدف كامل سليمان از طرح اين عنوان كاملًا با استنباط تفاوت دارد. حيرتى كه در روايات در كنار غيبت ذكر شده و مؤلف كتاب روزگار رهايى آن روايات را مورد بحث قرار داده است، حيرتى است كه هماكنون نيز وجود دارد و احساس مىشود و به تولد ايده امام غايب نيز ربطى ندارد. كامل سليمان حديثى را از امام صادق (ع) در فصل «دوران حيرت» نقل مىكند. در اين حديث، امام صادق (ع) مىفرمايد:
يكون لَه غيبةٌ و حَيرَةٌ حَتّى يَضلَّ الخلق عَن اديانهم.
براى او غيبت و حيرتى هست كه مردمان از دين خود برمىگردند و گمراه مىشوند.
كامل سليمان در شرح اين حديث مىگويد:
با كمال تأسف ما در چنين شرايطى زندگى مىكنيم و بيشتر مردمان از دين و آئين خود باز گشتهاند، به خدا پناه مىبريم از اين امتحان بزرگى كه براى ما روى داده است. و از او مىخواهيم كه از گروه ثابتقدمان باشيم كه به هنگام ظهور آن دست نيرومند انتقام الهى، در ركاب او با دشمنان خدا پيكارگر و در برابر حق تسليم و از حريم حق مدافع باشيم.[٢]
از اينگونه روايات، نمونههاى بسيارى وجود دارد كه مؤلف كتاب روزگار رهايى تعدادى از آنها را بيان كرده است. به عنوان مثال روايتى را از پيامبراكرم (ص) نقل مىكند كه ايشان فرمود:
يَكون لَه غيبةٌ و حَيرَةٌ تَضلّ فيَها الأمَم.
براى او غيبت و براى امت حيرتى خواهد بود كه خيلىها در آن دوران گمراه خواهند شد.
روايتى نيز از اميرالمؤمنين در اين كتاب نقل شده است كه اميرالمؤمنين (ع) فرمودند:
يكون لغَيبَته حَيرَةٌ يَضلّ فيها اقوامٌ و يَهتدى آخَرونَ، أولئكَ خيار الامَة مَعَ الابرار العفترَة.
براى غيبت او حيرتى است كه گروههايى در آن گمراه مىشوند و گروهى بر هدايت استوار مىمانند كه آنها بهترين امت هستند كه بابزرگان عترت همراهند.
كامل سليمان در شرح اين حديث نيز مىگويد:
آنچه امروز، جهان اسلام با آن روبرو است، همهاش از مظاهر جاهليت است ... امروز اقوام بسيارى از راه قرآن و سنت پيامبر (ص) دور شدهاند و احكام اسلام را تعطيل كردهاند.[٣]
بنابراين همانطور كه ملاحظه شد حيرت مردم در زمان غيبت و دوران حيرت همچنان ادامه دارد. و اين حيرت در افرادى مشاهده مىشود كه ايمان كاملى به آموزشهاى معصومين ندارند و دچار ضعف ايمان مىباشند. چنين حالت روحى از زمان شروع غيبت تا زمان ظهور امكان بروز دارد. در روايتى از امام باقر (ع) آمده است كه:
يخرُجُ بَعَدَ غَيبَةٍ وَ حَيرَةٍ، لا يثبُتُ فِيها عَلى دِينِهِ إِلّا الُمخلِصُونَ المُباشِروُنَ لِرُوحِ اليقينِ الَّذينَ اخَذَ اللهُ ميثاقَهُم بِوِلايتِنا وَ كَتَبَ فى قُلوُبِهِمُ الايمانَ وَ ايدَهُم بِرُوحٍ مِنهُ.
بعد از غيبت و حيرت ظاهر مىشود، در اين دوران تنها كسانى بر دين خود ثابت مىمانند كه در ايمان خود مخلص باشند و با روح يقين همراه شوند و آنها كسانى هستند كه خداوند از آنها درباره ولايت ما پيمان گرفته و در دل آنها، ايمان را مستقر ساخته است و آنها را با روحى از خود تأييد نموده است.[٤]
بنابراين شيعيانى كه همراه و معتقد به ولايت اهل بيت (ع) بودهاند از زمان شروع غيبت تا به امروز دچار حيرت نشدهاند و نيازى به ساختن تئورى غيبت نيز نداشتهاند.
دانشمندان متقدمى نظير شيخ صدوق و شيخ مفيد نيز هنگامى كه كتابهايى با عنوان حيرت تأليف مىكردند، قصدشان پاسخ دادن به شبهات بوده نه اينكه تلاش كنند براى غيبت، تئورى خود ساختهاى ارايه دهند.
به هر حال به نظر مىرسد وجود لفظ حيرت در روايات و يا دوران حيرت در نوشتههاى برخى از عالمان شيعى موجب چنين سوء تفاهمى براى نويسنده مقاله «مهدويت و احياى دين» شده باشد.
ج- جداشدگان
بعد از وفات امام حسن عسكرى (ع) در بين پيروان آن حضرت انشعابهايى پديد آمد. سعد قمى پانزده گروه را در اين رابطه بيان مىكند، نوبختى و شيخ مفيد بر عدد چهارده اتفاق نظر دارند. مسعودى بيست فرقه را ذكر مىكند و شهرستانى يازده گروه را مىشمارد.[٥] همانگونه كه قبلًا بيان شد علت اين انشعابات را مىتوان اينگونه بيان كرد:
١- تولد پنهانى و غيبت امام زمان (ع)؛
٢- تلاش امام حسن عسكرى (ع) براى مخفى داشتن امام بعد از خود؛
٣- جلوگيرى حاكمان و خلفاى وقت از دسترسى آزادانه شيعيان به امام حسن عسكرى (ع)؛
٤- وجود جو ارعاب و وحشت براى منع تبليغات شيعى؛
٥- عدم وجود وسايل ارتباط جمعى؛
٦- وجود تبليغات انحرافى از سوى حاكمان و خلفاى وقت؛
٧- متزلزل بودن ايمان برخى از شيعيان كه باعث جذب آنها به گروههاى انحرافى شد؛
٨- انگيزههاى جاهطلبانه فرقهسازان؛
٩- عدم آگاهى برخى از شيعيان ضعيف؛
١٠- وجود فرقههايى كه قبل از امامت ولىعصر (ع) ايجاد شده بودند.
عوامل مزبور باعث شد كه فرقههاى مختلفى بعد از شهادت امام حسن عسكرى (ع) به وجود آيد كه در يك تقسيمبندى مىتوان همه شيعيان ايشان را