ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - ٢- ١ عدالت در رابطه انسان با خود
عدالتگسترى تنها به صحنه حيات اجتماعى انسانها و روابط آنها با ديگران محدود نمىشود، بلكه حوزه وسيعى شامل رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با خود و رابطه انسان با ديگران را دربر مىگيرد. از همين روست كه مىبينيم در روايات اسلامى هر زمان كه از ظلمستيزى امام مهدى (ع) سخن به ميان مىآيد، همه مظاهر ظلم مورد توجه قرار مىگيرد و بر اين نكته تأكيد مىشود كه آن حضرت نه تنها رسم ستم و تجاوز را در روابط انسانها با يكديگر برمىاندازد و اين روابط را بر محور عدالت سامان مىدهد، بلكه با هرگونه كژروى، كجانديشى و انحراف اخلاقى و اعتقادى نيز مبارزه مىكند و رابطه انسان با خود و با خداى خود را نيز به عدالت برمىگرداند.
براى روشنتر شدن آنچه گفته شد به بررسى برخى از روايتهايى مىپردازيم كه به توصيف ظلمستيزى و عدالتگسترى امام مهدى (ع) پرداختهاند تا مشخص شود كه در هر يك از آنها كدام معنا از ظلم و كدام مصداق از عدالت قصد شده است:
١- ١. عدالت در رابطه انسان با خدا
در برخى از روايات، به معناى نخست ظلم؛ يعنى كفر و شرك، توجه شده و قيام عدالتگستر امام مهدى (ع) را به عنوان قيامى كه اين نوع از ظلم را از صحنه روزگار پاك مىسازد، تفسير كردهاند كه روايت زير از ابوبصير از آن جمله است:
سألت أبا عبدالله عليهالسلام عن قول الله تعالى فى كتابه: «هُوَالَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ».[١]
از ابا عبدالله [امام صادق] كه درود بر او باد- در مورد اين سخن خداى تعالى در كتابش پرسيدم:
«او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند».
آن حضرت در پاسخ فرمودند:
والله ما أنزل تاويلها بعد قلت: جعلت فداك و متى ينزل؟ قال: حتى يقوم القائم إن شاء الله فإذا خرج القائم لم يبق كافر و مشرك إلّا كره خروجه حتى لوكان كافر أو مشرك فى بطن صخرة لقالت الصخرة يا مؤمن فى بطنى كافر أو مشرك فاقتله قال: فينحيه الله فيقتله.[٢]
به خدا سوگند، هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است. گفتم: فدايت شوم، پس كى نازل مىشود؟ فرمود: زمانى كه به خواست خدا قائم به پا خيزد. پس هنگامى كه قائم قيام كند، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر اينكه از قيام او ناخشنود است. حتى اگر كافر يا مشركى در دل سنگى باشد، آن سنگ ندا مىدهد كه: اى مؤمن! كافر يا مشركى در دل من است، او را بكش. فرمود: پس خدا او را آشكار مىكند [و آن مؤمن] او را مىكشد.
در ذيل آيه ياد شده روايات ديگرى نيز وارد شده است كه همه آنها دلالت بر اين دارند كه در زمان ظهور امام مهدى (ع) جهان از همه مظاهر كفر و شرك پيراسته و دين حق بر سراسر گيتى حاكم مىشود.[٣]
در تفسير على بن ابراهيم قمى، معروف به تفسير القمى، نيز در تفسير اين آيه چنين آمده است:
إنّها نزلت فىالقائم من ال محمد عليهمالسلام و هو الاءمام الذى يظهره الله على الدين كلّه فيملاء الارض قسطاً و عدلًا كما ملئت جوراً و ظلماً و هذا ممّا ذكرنا أنّ تأويله بعد تنزيله.[٤]
اين آيه در مورد قائم از آل محمد- كه درود بر آنها باد- نازل شده است. او آن پيشوايى است كه خداوند او را بر همه اديان پيروز مىگرداند، و زمين را از قسط و عدل پر مىسازد. همچنانكه [پيش از آن] از جور و ستم پر شده بود. و اين آيه از جمله مواردى است كه گفتيم تأويل آن پس از تنزيلش خواهد آمد.
از ديگر رواياتى كه در آنها مصداق اول ظلم- البته در معنايى وسيعتر كه شامل هرگونه بدعت و باطل نيز مىشود- اراده شده است، روايتى است كه از امام باقر (ع) در تفسير اين آيه شريفه وارده شده است:
الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ.[٥]
همان كسى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز برپا مىدارند و زكات مىدهند و به كارهاى پسنديده وا مىدارند و از كارهاى ناپسند باز مىدارند، فرجام همه كارها از آن خداست.
آن حضرت در تفسير آيه ياد شده مىفرمايد:
فهذه لآل محمد صلّى الله عليهم إلى آخر الائمة و المهدى و أصحابه يملّكهم الله مشارق الارض و مغاربها و يظهر [به] الدين و يميت الله به و بأصحابه البدع و الباطل كما أمات السّفهاء الحقّ حتّى لايرى أين الظلم و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر.[٦]
اين آيه درباره خاندان محمد- كه درود خداوند بر آنها باد- تا آخرين امام [نازل شده] است. خداوند مشرقها و مغربهاى زمين را در اختيار مهدى و ياران او قرار مىدهد و دين را به دست او آشكار مىسازد. خداوند به وسيله مهدى و يارانش همه [مظاهر] بدعت و باطل را مىميراند، همچنانكه [پيش از آن] نابخردان حق را ميرانده بودند. به گونهاى كه ظلم در هيچ جا ديده نمىشود. و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند.
٢- ١. عدالت در رابطه انسان با خود
در پارهاى ديگر از رواياتى كه به ظلمستيزى امام مهدى (ع) پرداختهاند، دومين چهره ظلم؛ يعنى ظلم انسان به خود، با همه مظاهر آن، مورد توجه قرار گرفته و بر اين موضوع تأكيد شده است كه آن حضرت با هدف گسترش عدالت در جهان با هرگونه فساد و تباهى و گناه و نافرمانى خدا، مبارزه و زمين را از هرگونه پليدى پاك مىكند:
يفرّج الله بالمهدى عن الامّة يملاء قلوب