ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - ٧ پاره اى از نتايج و آثار نظريه «تنازل معرفت دينى»
مى شود كه در زمان قبل از ظهور، ضعف معرفتى، شك و اعوجاج و انحراف به حداكثر خود مى رسد.
٢. «اين المدخر لتجديد الفرائض و السنن». معلوم مى شود سير كلى معرفت دينى روبه فراموشى فرائض و سنن الهى است.
٣. «اين المتخير لاعادة الملة و الشريعة». با توجه به معناى واژه ملت (دين و مذهب) معلوم مى شود كه شناخت دين و شريعت توسط حضرت مهدى (عج) اعاده مى شود و معرفت دينى جديدى از سوى ايشان ارائه مى گردد.
٤. «اين المؤمل لاحياء الكتاب و حدوده». كتاب قرآن و حدود مشخصات آن در عصر ظهور احيا مى شود.
٥. «اين محيى معالم الدين و اهله». مهدى موعود و منجى كل، معالم و نشانه هاى دين و اهل دين را احيا مى كند.
٦. «اين حاصد فروع الغى و الشقاق». از اين سخن فهميده مى شود كه شاخه هاى گمراهى و ضلالت و انحراف از معرفت دينى، درست به قدرى زياد مى شود كه آن حضرت (عج) همه آنها را درو مى كند.
٧. «اين طامس آثار الزيغ و الاهواء». گمراهى و سياهى قلب و هواپرستى در عصر ظهور به اوج خود مى رسد.
٨. «اين قاطع حبائل الكذب و الافتراء». رشته هاى دروغ و افترا به دين و خدا به نهايت درجه مى رسد.
٩. «اين مبيد العتاة و المردة». سركشى و ارتداد در عصر ظهور مصلح كل، به اوج مى رسد.
١٠. «اين مستاصل اهل العناد و التضليل و الالحاد». عناد، گمراه سازى (توسط عالمان) و الحاد به حداكثر مى رسد.
١١. «اين جامع الكلمة على التقوى». آن حضرت بر محور تقوى كه همان علم حضورى و شهود باطنى نسبت به گوهر دين يعنى عبوديت است، همگان را جمع مى كنند و كلمه دعوت خود را بر آن متمركز مى نمايند.
١٢. «اين صاحب يوم الفتح و ناشر راية الهدى». از اين عبارت استنباط مى شود كه پرچم هاى ديگر قبل از ايشان، پرچم هاى ضلالت و انحراف از معرفت دينى محسوب مى شوند.
ج. و نيز در دعاى ندبه آمده است:
يابن الهداة المهديين، يابن البدور المنيرة، يابن السرج المضيئة، يابن الشهب الثاقبه، يابن الانجم الزاهرة، يابن السبل الواضحة، يابن الاعلام اللائحة، يابن العلوم الكاملة يابن السنن المشهورة، يابن المعالم الماثورة، يابن الدلائل المشهودة، يابن الصراط المستقيم، يابن النبا العظيم، يابن من هو فى ام الكتاب لدى الله على حكيم، يابن الآيات و البينات، يابن الدلائل الظاهرات، يابن البراهين الواضحات الباهرات، يابن الحجج البالغات، يابن طه و المحكمات.
از عبارت فوق در توصيف امام مهدى موعود (عج) برمى آيد كه تاكيد امام صادق (ع) در شناساندن آن حضرت بر عنصر معرفت دينى است و لذا بايد بدين نكته توجه كنيم كه آن حضرت تنها در محور «عدالت» منجى نيستند، بلكه علاوه بر اين در محور «معرفت» نيز منجى و مصلح مى باشند، كما اينكه از توجه به خود وصف «مهدى» نيز اين نكته به دست مى آيد.
شواهد و قرائن روايى
الف. در روايت آمده است: ان قائمنا اذا قام دعا الناس الى امر جديد كما دعا رسول الله (ص) و ان الاسلام بدا غريبا و سيعود غريبا كما بدا، فطوبى للغربا.[١]
در اين روايت ظهور امام مهدى (ع) تشبيه به بعثت و ظهور حضرت محمد (ص) شده است. در مباحث نبوت و خاتميت، گفته مى شود چون دين و معرفت دينى آيين مسيحيت به نهايت افول خود رسيد، خداوند پيامبر اسلام (ص) را به رسالت برگزيد. معلوم مى شود در زمان حضرت مهدى (ع) نيز معرفت دينى به نهايت درجه سقوط مى رسد.
ب. در روايت ديگر آمده است: «يهدم (القائم) ما قبله كما صنع رسول الله (ص) و يستانف الاسلام جديدا.»[٢]
ج. در سه روايت آمده است:
- اذا قام القائم (ع) جاء بامر جديد.[٣]
- يقوم القائم بامر جديد و كتاب جديد.[٤]
- ان قائمنا اذا قام دعا الناس الى امر جديد.[٥]
از چهار روايت فوق به خوبى استفاده مى شود كه معرفت دينى ما آن قدر نازل مى شود كه دعوت آن حضرت (ع) را كتاب جديد، امر جديد و اسلام جديد مى پنداريم؛ در حالى كه كتاب ايشان همان كتاب پيامبر (ص) و اسلام ايشان، همان اسلام پيامبر (ص) است. پس معلوم مى شود معرفت دينى ما در آن زمان بسيار نازل و ضعيف است.
٧. پاره اى از نتايج و آثار نظريه «تنازل معرفت دينى»
الف. اين نظريه هرگز مخدر نيست، بلكه مانع احساس غرور علمى مى شود، چه اينكه در باب عدالت اجتماعى، اين اعتقاد كه حضرت مهدى (عج) پس از پر شدن جهان از ظلم و ستم ظهور مى كنند، هرگز مخدر نيست و مانع انجام تكليف هاى شرعى براى ما نمى شود.
ب. اين نظريه همواره بشر و عقول بشرى را محتاج خاندان وحى مى داند.
ج. اين نظريه، خاتميت و جاودانگى دين مبين اسلام و قرآن كريم را به روشنى تبيين مى كند.
د. اين نظريه، تئورى تكامل معرفت دينى را كه از سوى برخى روشنفكران دينى مطرح شده، مآلاابطال مى كند.
ه. اين نظريه، برخلاف نظريه تكامل، با همه عناصر دستگاه عقيدتى و فكرى اسلام، سازگارى دارد.
و. اين نظريه، رابطه علم و عمل را به خوبى توجيه و تفسير مى كند و بين صعود و سقوط در محور عدالت با صعود و سقوط در محور معرفت، تناسبى مستقيم برقرار مى كند.
پىنوشتها:
(\*) برگرفته از: پگاه حوزه، ش ٧٨، شنبه ١٦ آذر ١٣٨١.
[١]. سوره ذاريات (٥١)، آيه ٥٦.
[٢]. سوره نحل (١٦)، آيه ٣٦.
[٣]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٦٦، الغيبه نعمانى، ص ١٧٢.
[٤]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٥٢؛ الغيبه نعمانى، ص ٢٣١.
[٥]. بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٧، ص ٣٣٨، ح ٨٢.
[٦]. همان، باب ٢٧، ص ٣٥٤، ح ١١٤.
[٧]. همان، باب ٢٧، ص ٣٦٦، ص ١٤٧.