ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - محكمات و متشابهات در روايات مهدى موعود (ع)
قدم برداريم؛ تعداد شيعيان و تعداد آدمهاى صالح بيشتر خواهد شد.
از حدود بيست روايت استفاده مىشود كه هنگام ظهور حضرت افراد قابل قبولى غير از آن ٣١٣ نفر وجود دارند. آن ٣١٣ نفر يك خصوصيات بارزى دارند. نبايد باز اين جور تلقى بشود كه ياران حضرت فقط ٣١٣ نفر هستند. از روايات اين جور استفاده نمىشود. روايات بايد بررسى شوند. مثلًا روايت اين طور دارد كه امام زمان (ع) افراد زيادى را مىكفشد، تا جايى كه كسانى كه جاهلند مىگويند امام زمان اگر از فرزندان حضرت محمد (ص) بود يك قدرى رحم داشت. ما اين را به چه مستندى مىگوييم. مگر امام زمان (ع) نمىخواهد به سيره رسول خدا (ص) عمل كند؟! مگر همان دين اسلام را امام زمان نبايد توسعه بدهد و به آن عمل كند؟! اين جور ما برخورد كنيم و اين جا و آنجا بگوييم و به شوخى به جدّى به گردنهايمان اشاره كنيم كه حضرت بيايد ... نه اين جور نيست. حضرت دشمنان دين را مىكشند آنهايى كه با دين مخالفند.
باز به عنوان يك احتمال عرض مىكنم و بايد دقت شود آيا اين جمله يملأ الارض همهاش جنبه اعجازى و خرق عادت دارد؟ درست است كه قسمتى از كارهاى امام زمان (ع) اختصاصى است، خرق عادت و اعجاز است ولى همهاش هم اين طور نيست. هر چه جمعيت معتقد به حضرت در موقع آمدن حضرت بيشتر باشد حضرت زودتر به هدفشان مىرسند.
اگر همه كارهاى حضرت بر اساس اعجاز و خرق عادت باشد ديگر معنا ندارد كه ما دعا كنيم، خدايا ما را از ياران و اعوان امام زمان (ع) قرار بده. من فكر نمىكنم در هيچ روايتى اين مطلب را پيدا كنيم كه حضرت يك شبه همه را عادل مىكنند. حضرت اين كار انجام مىدهند ولى با زمينههاى آماده كه يك قدرى از آن اعجاز است. ولى يك قدرى از آن هم آمادگى خود مردم است. مردمى كه تشنه معارف، اعتقادات صحيح و فضايل اخلاق هستند ولى بوقهاى استكبارى نمىگذارد. امروز كسانى كه با واقعيات مكتب تشيع آشنا هستند منصفانه صحبت كنند. بنده مكرر عرض كردهام كه اگر ما بتوانيم جلوى تبليغ عليه مكتب اهلبيت (ع) را بگيريم در طول يكى، دو سال تمام دانشگاههاى ممالك اسلامى حتماً شيعه مىشوند. چون منطق ما منطق بسيار قوى اى است. از آن طرف هم آمادگى هست ولى دشمن نمىگذارد. امروز ما گرفتار تبليغات هستيم.
آيت الله صافى در يكى از نوشتههايشان از آيت الله العظمى سيد محمد تقى خوانسارى نقل كرده بودند كه: يك وقتى در مكه با يكى از علما صحبت كردم صحبت من در او مؤثر شد، در يك جلسهاى وقتى خواست براى ديگران صحبت كند، تحت تأثير حرفهاى من گفت: به شيعهها اشكال نكنيد چون عقيده شيعهها عقيده فاطمه زهرا (س) است و شما كه قبول داريد فاطمه زهرا يك انسان وارسته است و آيه تطهير را دارد. دشمنان اسلام نمىگذارند اين حرفها زده شود، اگر اجازه دهند كه اين حرفها زده شود همه قبول مىكنند.
مصلحت نيست كه ما بدانيم امام زمان (ع) كى تشريف مىآورند. بلكه ما بايد براى تعجيل در فرج دعا كنيم و منتظر باشيم و بدانيم كه وقتى كه امام زمان (ع) بيايند خيلى زود مردم دعوت ايشان را مىپذيرند و آن حضرت كسانى را مىكشند كه دشمن دين هستند و در مقابل دين موضعگيرى مىكنند؛ مثل همين مستكبرهايى كه امروز هستند. چرا اينها كشته نشوند؟ اگر كسى مىخواهد با دين طرف شود مىخواهد يك خار راهى باشد كه مردم نتوانند اين راه را طى كنند بايد هم كشته شود.
درست است كه امام زمان (ع) با شمشير مىآيد ولى ايشان كارش را با منطق و متن دين پيش مىبرد. بهترين منطق و معتقدات را دارد. واقعياتى را كه بافطريات مردم مطابق است مطرح مىكند، چرا مردم قبول نكنند؟
بعد از رسول خدا راهى را كه ايشان ترسيم كرده بود برگرداندند، كج راهه شد و اين كج راهه مردم را مرتب اين طرف و آن طرف برده است. امّا آن حضرت اين راه را بر مىگرداند به همان طريق اول.