ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - پيشگويى ششم ظهور علم در شهر قم
اين موضوع در دهه گذشته پيش آمده است و عظمت امامان (ع) را زمانىمتوجه مىشويم كه بدانيم امام از ظهور علم دينى در قم در حالتى خبر مىدهندكه حتى موقعيت مكانى اين شهر در زمان ايشان هنوز ناشناخته بود و ساكنان آنهم بتپرست و آتشپرست بودند و پس از گذشت قريب ١٢٠٠ سال مركز مطالعات و شهرعلم شيعه گشت.
اين حديث را در اينجا از اين جهت ذكر كرديم كه صراحتاً به هجرت علم ازكوفه (نجف اشرف) به شهر قم بيش از قيام حضرت حجت (ع) اشاره مىكند كه به جهتستمهاى پادشاه و كشتار و رانده شدن علما (از آن ديار) كه در آن زمانمشاهده مىشود، مىباشد.
بسيارى از حوادث و پيشگويىهاى معصومين (ع) كه تا به حال در تاريخ رخدادهاند ازاين قرار است:
امام باقر (ع) در روايتى به جابربن يزيد جعفى مىفرمايند:
جابر! از زمين تكان نخور و هيچ دست و پا مزن تا اينكه اين نشانههايى راكه مىگويم مشاهده كنى (البته) اگر آنها را درك كنى: اولين آنها اختلافبنىعباس است كه نمىبينم كه تو آن را درك كنى ولى پس از مرگم از قول من اينمطلب را نقل كن (و به ديگران بگو) و منادى كه از آسمان ندا دهد و صدايى كهاز پيروزى حكايت مىكند از سمت دمشق به شما برسد. قريهاى (ده يا شهر) درشام كه به جابيه مشهور است در زمين فرو برود بخش سمت راست مسجد دمشق فروبريزد، از دين برگشتگانى از جانب تركها سر به شورش بردارند و آشوبى هم ازناحيه روم به دنبال آن مىآيد، برادران ترك هم آن قدر مىآيند تا به جزيرهمىرسند و از دين برگشتگان هم به سوى روم حركت مىكنند تا اينكه به رملهمىرسند جابر! آن سال غرب در كل زمين اختلاف زيادى مىپراكند و اول مغرب زمين، شام است[١]
شيخ مفيد هم در الارشاد خود فهرستى از نشانههاى ظهور را ذكر كرده كه ازاين قرار است:
براى زمان قيام حضرت مهدى (ع) نشانههايى بيان شده و از حوادثى كه پيش ازقيام اتفاق خواهد افتاد به ما خبر دادهاند كه از جمله آنها مىتوان اينموارد را ذكر كرد: شورش سفيانى، كشته شدن سيد حسنى، تفرقه بنىعباس به خاطرپادشاهى و حكومت دنيايى، كسوف خورشيد در نيمه ماه رمضان و خسوف ماه در آخرهمان ماه كه هر دو بر خلاف رويه عادى طبيعت است، فرو رفتن در بيابان، فرورفتن در مشرق و فرو رفتن ديگرى در مغرب، به همراه حركت نكردن خورشيد ازظهر تا نيمههاى عصر، طلوع خورشيد از مغرب و كشته شدن نفس زكيه در پشت كوفه ٧٠ انسان صالح و شايسته ديگر، بريدن سر مردى هاشمى بين ركن و مقام. خرابشدن ديوار مسجد كوفه، ظاهر ونمايان شدن پرچمهاى سياهى از خراسان، قياميمنى، ظاهر شدن شخصى مغربى در مصر و حكومت كردنش بر شام، فرود آمدن تركهادر جزيره و روميان در ساحل، طلوع ستاره مشرقى كه همانند ماه نورافشانىمىكند و سپس چنان خم مىشود كه گويى دو سوى آن قرار است به هم برسند، سرخىاى كه در آسمان ظاهر مىشود و در تمام افق پخش و منتشر مىشود. آتش بزرگو شديدى كه در مشرق نمايان شده و سه يا هفت روز در (جو و) آسمان باقىمىماند. پايان سختىهاى اعراب و حكومت كردنشان بر بلاد و خارج شدن از سيطرهو سلطنت و عجمها. كشته شدن امير مصر توسط ساكنان آن ديار، حركت پرچمهايىكه به سوى خراسان راهى مىشوند، ورود سپاهى از سمت مغرب تاوقتى كه با ازبين رفتن سرگشتگى و حيرت آرامش يابد، نمايانى پرچمهاى سياه از مشرق بههمان صورت، شكافتن و ترك خوردن فرات به طورى كه آب وارد كوچهها وخيابانهاى كوفه مىشود، شورش ٦٠ دروغگو كه همگى ادعاى نبوت مىكنند و شورش ١٢ نفر از آل ابىطالب كه همه ادعاى امامت براى خويش دارند، سوزاندن مردىبلند مرتبه از پيروان بنىعباس ميان جلولاء و خابقين، زدن پلى در آنجايى كهآب ميان مدينة السلام و بغداد روان است، برخاستن بادى سياه در ابتداى روز وزلزلهاى كه منجر به فرو رفتن بسيارى از آنها مىشود. هراسى كه دامنگير اهلعراق و بغداد مىشود و مرگ ناگهانى در آن و نقصان و كاهش اموال و جانها وبدنها و محصولات و يورش ملخها كه در ابتداى آن و غير آن ظاهر مىشوند بهطورى كه به زراعت و غلات و همان مقدار كمى كه مردم كشت كردهاند حملهورمىشود و اختلاف ميان دو دسته از عجمها و ريخته شدن خون بسيارى از آنها وشورش بندگان از اطاعت سروران آنها و كشتن ايشان و مسخ شدن دستهاى ازبدعتگزاران كه به شكل ميمون و خوك مىشوند، و غلبه يافتن بندگان برسرزمينهاى مالكان و سروران، ندايى از آسمان كه تمام اهل زمين آن را بهزبان خويش مىشنوند و صورت و سينهاى كه در آسمان در قرص خورشيد براى مردمظاهر مىشود، و مردگانى كه از قبرهايشان به دنيا برمىگردند و در آن (باديگران) آشنا مىشوند و به زيارت همديگر مىروند، سپس همه اينها به ٢٤ بارانكه به وسيله آن زمين پس از مرگش زنده مىشود ختم شده و بركات آن نمايانمىگردد و پس از آن تمام آسيبها و بلايا از معتقدان به حق كه از شيعيان مهدى (ع) هستند برطرف شده و از ظهور آن حضرت در مكه خبردار مىشوند و براى يارىايشان متوجه و راهى آنجا مىشوند.[٢]