ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - پيشگويى اول و دوم انحراف و فساد بنى عباس
براينكه به طور ضمنى وجود حضرت مهدى (ع) را اثبات مىكنند.
برخى از حوادثى كه احاديث پيشاپيش از رخ دادن آنها خبر دادهاند و وقوعشاندر كتب تاريخى پس از گذشت سالها به ثبت رسيده، (پيشگويىهاى مطابق واقعايشان) از اين قرار است:
پيشگويى اول و دوم: انحراف و فساد بنىعباس
پيامبر (ص) و ائمه (ع) درباره ويژگىهاى حكومت بنىعباس از جهت منحرف شدنآنها به سمت فساد و خروجشان از مسير حق خبر دادهاند.
عبدالله بن عباس مىگويد: پيامبراكرم (ص) به پدرم فرمودند: عباس! واى برفرزندان من از دست فرزندان تو و واى بر فرزندان تو از فرزندان من. بهايشان عرض كرد: يا رسولالله! آيا دستور مىدهيد كه از زنان كنارهگيرى كنم؟ حضرت فرمودند: علم خداوند انجام يافته است قابل تغيير نمىباشد و انجام وتحقق امور به دست اوست و فرزندانم به اين امر مبتلا خواهند شد.[١]
به خوبى مىدانيم كه دولت بنىعباس چه بر سر ائمه (ع) و ديگر فرزندان رسولاكرم (ص) در طول تاريخ آوردند و چه آوارگىها، تعقيبها و دستگير شدنها وستمهايى را از آنها چشيدند كه مشهورتر از آن است كه اين روزها بخواهيم آنرا به نگارش درآوريم ولى آنها كه مىخواهند اطلاعات بيشترى در اين رابطهداشته باشند مىتوانند به كتاب مقاتل الطالبيين نوشته ابىالفرج اصفهانىمراجعه كنند. مضاف بر اين در برخى از روايات از فروپاشى حكومت بنىالعباس واز بين رفتن آنها خبر داده شده است. مثلًا امام باقر (ع) طى حديثى مىفرمايند:
... سپس بنىعباس به سلطنت مىرسند و همواره در عيش و نشاط حكومت و وفورخوشىها خواهند بود تا اينكه در ميان آنها اختلاف مىافتد و پس از آن كه دچاراختلاف شدند حكومت را از كف مىدهند.[٢]
لازم است به ياد داشته باشيم امام باقر (ع) پس از زوال سلسله بنىاميه بهشهادت رسيدند و ١٨ سال بعد حكومت عباسيان بر مسلمانان مسلط شدند.[٣]
پيشگويى سوم: اختلاف اهل مشرق و مغرب[٤]
در ادامه حديثى كه از امام باقر (ع) نقل كرديم حضرت فرمودند:
و اهل مشرق و مغرب دچار اختلاف مىشوند.[٥]
كه نمونههاى بسيارى براى اين اختلاف در طول تاريخ مىتوان يافت: ماننداختلاف اهل مشرق و مغرب براى تعيين مرزهاى كشورهاى اسلامى كه اين مسألهسابقه طولانى در ميان مسلمانان دارد به طورى كه بر مشرق عباسيان حكومتمىكردند و بر مغرب يا همه اندلس اسلامى حكمرانان اموى. يا اينكه در شمالآفريقا (غرب) دولت فاطميون را تأسيس كردند در هر دو حالت غرب از خلافت مشرقكه در دست عباسيان بود، جدا شده بودند.
شايد هم منظور چيزى است كه در عصر كنونى- از زمان جنگ جهانى دوم تا الآن- شاهدش هستيم كه دو دولت بزرگ وجود داشتهاند به طورى كه يكى مدعى زعامت (جمهورىها) در مشرق است و ديگرى خود را فرمانرواى غرب مىشمرد به هرحالاختلاف را به هر كدام از اين معانى يا معانى ديگر بگيريم اين اختلاف ميانشرق و غرب از جمله نشانههاى ظهور است و همواره شاهدش بودهايم. به جانم قسمكه اين خود از معجزاتى است كه صدق كل روايت را نتيجه مىدهد و صاحب بيعت (حضرت مهدى (ع)) هم در اين حديث مطرح شده است.
در همان حديثى كه از غيبت نعمانى پيش از اين طرح كرديم، آمده است:
قائم (ع) در سالهاى فرد (١، ٣، ٥) قيام خواهند كرد.