ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - آرمگدون، مقدمه صلح
عظيم خواهد بود.[١] در پايان خداوند به عنوان بزرگترين حكمران بشر شناخته مىشود. در كتاب بقرنتيان اشاره شده هزاران سال است كه شيطان- خداى اين عصر- با وجود پيشگويى خدا مبنى بر اجراى برنامه خود براى انسان كه زمين را براى او خلق كرده، خود را به عنوان خداى انسانها جا زده است.[٢]
اكثر پيامبران ذكر كردهاند، زمانى كه اين اتفاق مىافتد انسان از صلحى بىسابقه و كاميابى بىنظير بر روى زمين لذت خواهد برد. اين صلح از هزاران سال قبل به انسان وعده داده شده است.[٣]
آرمگدون در حالى كه نشانه نابودى نيروهاى شيطان است، مقدمهاى براى رستگارى انسان مىباشد. اين اتفاق با پايان سوء داورى انسان همراه است. در آرمگدون است كه انسانهاى حريض و فريبكار در مكانى مشخص جمع مىشوند تا مسيح (ع) بتواند به مصيبتهايى كه آنها براى انسانها ايجاد كردهاند پايان دهد.
آرمگدون خبر از پايان ترس، درد، ويرانى و مرگ نابهنگام مىدهد، متأسفانه راه ديگرى براى انسان وجود ندارد تا درسش را بياموزد. خدا بالاخره بايد در امور انسان دخالت كند تا صلاح را در اين جهان جارى سازد.[٤]
طبق سخنان دانيال نبى حضرت عيسى (ع) سيستم اجتماعى، اقتصادى، سياسى، تربيتى و مذهبى اين جهان را عوض مىكند و جهانى بر مبناى راه و روش خدا بنا مىكند.[٥]
علايم روز اصلاح، نشان مىدهد كه مسيح شيطان را اسير مىكند و مانع از تأثيرگذارى او بر انسان مىشود.[٦]
روز بزرگ آخر، حاكى از زمانى است كه تمام افرادى كه خداى واقعى را نشناختند، زنده مىشوند تا حقيقت او را درك كنند و فرصت رستگارى را به دست آورند.[٧]
آرمگدون پايان جهان نيست. بلكه مكانى براى جمع شدن سپاهيان عظيم است و محلى است كه خداوند رهبران فريبخورده را براى شكست در جنگى حتمى با خود در اورشليم فرا مىخواند.
فراتر از نابودى انسانها، آرمگدون نويد هزار سال صلح و كاميابى براى همه است. انسان به زندگى خود ادامه خواهد داد و آرمگدون حكومت مسيح (ع) را به عنوان حاكم زمين و تمام ملّتها نويد مىدهد. زمين در زير پادشاهى خدا در صلح غوطهور مىگردد.
پىنوشتها:
[١].Megiido .
[٢].Haifa .
[٣].Esdealon .
[٤].Fertile crescent .
[٥]. ممكن است منظور نويسنده سفيانى باشد كه در منابع اسلامى به آن اشاره شده است. (مترجم
[٦]. توسط يك نفر رهبرى مىشود. (يعنى شيطان).
[٧]. (مكاشفات ١٣١١: ١٧
[٨]. مكاشفات ١٦- ١٣: ١٦.
[٩]. متّى ٢٢: ٢٤.
[١٠]. رساله دوم بقرنتيان ٤- ٤.
[١١]. مكاشفات ٩- ١٢.
[١٢]. رساله اول پطرس ٥٠٨.
[١٣]. اشعيا ١٧ و ١٢: ١٤.
[١٤]. كتاب زكريا ٣- ١: ١٤.
[١٥]. انجيل متى ٢٢- ٢٤.
[١٦]. زكريا ٤- ١: ١٤.
[١٧]. ١٠- ٩: ٣.
[١٨]. اشعيا ٩ و ٦: ١٣ و ١٢: ٢.
[١٩]. زكريا ١: ١٤.
[٢٠].Jehoshapat .
[٢١]. يوئيل ١٤- ١٢: ٣. آن را با مكاشفات ١٩- ١٥: ١٤ مقايسه كنيد.
[٢٢]. مكاشفه ١٦: ١٩ و ١٤: ١٧.
[٢٣]. مكاشفه ١٦: ١٩ و ١٤: ١٧.
[٢٤]. ملاكى نبى ١١: ١.
[٢٥]. رساله دوم بقرنتيان ٤٤ و ٤: ١١.
[٢٦]. تيمورتاوس ٢، ٩: ١. تيتوس ٢: ١، اشعيا ١٠- ١: ١١.
[٢٧]. مكاشفات ١٩، زكريا ١٥، يوئيل ٣.
[٢٨]. دانيال ٤٥- ٤٤: ٢.
[٢٩]. مكاشفات ٥- ٤: ٢٠، اشعيا ١- ١١.
[٣٠]. مكاشفات ١٢- ١١: ٢٠.