ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و دوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
هركس حكايتى به تصور ؟
٢ ص
(٤)
ميزگرد فيلمسازى مهدويت
٤ ص
(٥)
آسيب شناسى آخرالزّمان
١٢ ص
(٦)
الف- مردان آسيب ديده در آخر الزمان
١٣ ص
(٧)
ب- زنان آسيب ديده در آخرالزمان
١٤ ص
(٨)
ج- مردم آسيب ديده
١٦ ص
(٩)
آيا واقعه آرمگدون پايان جهان است؟
٢٠ ص
(١٠)
شيطان و آرمگدون
٢٢ ص
(١١)
نيروهاى نظامى گرد هم مى آيند
٢٣ ص
(١٢)
آرمگدون، مقدمه صلح
٢٣ ص
(١٣)
آشنايى با ستاد احيا و گسترش فرهنگ مهدويت
٢٥ ص
(١٤)
گزارشى از دومين جشنواره برترين هاى فرهنگ مهدويت ويژه مطبوعات
٢٧ ص
(١٥)
1 مراحل گزينش و معرفى آثار برتر
٢٧ ص
(١٦)
1- 1 فراخوانى
٢٧ ص
(١٧)
2- 1 طبقه بندى آثار
٢٧ ص
(١٨)
3- 1 جمع بندى پايانى و تعيين نتايج
٢٨ ص
(١٩)
2 برخى از ملاك هاى ارزيابى
٢٨ ص
(٢٠)
3 نفرات و آثار برگزيده (رتبه هاى يكم تا سوم) جشنواره برترين هاى فرهنگ مهدويت در مطبوعات
٢٨ ص
(٢١)
برگزيدگان ويژه
٣٠ ص
(٢٢)
4 اسامى مطبوعات برگزيده
٣٠ ص
(٢٣)
1- 4 روزنامه ها
٣٠ ص
(٢٤)
2- 4 نشريه هاى عمومى
٣٠ ص
(٢٥)
3- 4 نشريه هاى غيررسمى مهدوى
٣٠ ص
(٢٦)
4- 4 نشريه هاى تخصصى مهدوى
٣٠ ص
(٢٧)
شعر و ادب
٣١ ص
(٢٨)
اى ظهور ناگهانى
٣١ ص
(٢٩)
صبح موعود
٣١ ص
(٣٠)
باز هم آدينه شد
٣١ ص
(٣١)
در غرفه موعود
٣٢ ص
(٣٢)
پيام مرجع عاليقدر حضرت آيت الله فاضل لنكرانى
٣٤ ص
(٣٣)
تا فجر مقدس
٣٦ ص
(٣٤)
پيشگويى اول و دوم انحراف و فساد بنى عباس
٣٨ ص
(٣٥)
پيشگويى چهارم انحراف جامعه اسلامى
٣٩ ص
(٣٦)
پيشگويى پنجم شورش صاحب الزنج
٣٩ ص
(٣٧)
پيشگويى ششم ظهور علم در شهر قم
٣٩ ص
(٣٨)
شعر و ادب
٤٢ ص
(٣٩)
بسم رب المهدى
٤٢ ص
(٤٠)
شرح شوق
٤٢ ص
(٤١)
دلدار پايانى
٤٣ ص
(٤٢)
تويى بهانه عشق
٤٣ ص
(٤٣)
ردّ پاى ناپيدا
٤٤ ص
(٤٤)
چگونه فرزندان مهدوى پرورش دهيم؟
٥٠ ص
(٤٥)
جهانى شدن از واقعيت تا رويا
٥٢ ص
(٤٦)
لغزشگاه ها و نقاط ضعف نظريه جهانى سازى
٥٥ ص
(٤٧)
1 احتكار و استبداد جهانى
٥٥ ص
(٤٨)
2 اطلاعات و رسانه هاى خبرى، ابزارى براى تسلط و ترويج فساد
٥٥ ص
(٤٩)
3 جهانى سازى و زير پا گذاشتن عدالت اجتماعى
٥٦ ص
(٥٠)
4 فقدان امنيت
٥٦ ص
(٥١)
5 هرج و مرج، فروپاشى و تفرقه
٥٧ ص
(٥٢)
معرفى كتاب
٥٨ ص
(٥٣)
اسلام و تجدّد
٥٨ ص
(٥٤)
غرب به روايات مولانا
٥٨ ص
(٥٥)
درآمدى بر شناخت توقيعات
٦٠ ص
(٥٦)
4- اموال رسيده به امام
٦١ ص
(٥٧)
5 تكذيب مدّعيان
٦١ ص
(٥٨)
اهميت رهبرى و مرجعيت در شيعه
٦٢ ص
(٥٩)
نظرى كلّى بر توقيعات و نتيجه گيرى
٦٣ ص
(٦٠)
چهره امام مهدى (ع) در آيينه القاب
٦٤ ص
(٦١)
5- منتظَر
٦٤ ص
(٦٢)
6- منتظِر
٦٥ ص
(٦٣)
محكمات و متشابهات در روايات مهدى موعود (ع)
٦٦ ص
(٦٤)
قطعه انتظار
٧١ ص
(٦٥)
غيبت صغرى و وضعيت علمى و فرهنگى شيعه (4)
٧٢ ص
(٦٦)
مكتب كوفه
٧٥ ص
(٦٧)
سيماى موعود در قرآن- 2
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - ج- مردم آسيب ديده

و شايع مى‌شود. اسلام دعوت بر اصرار و پيوستگى و وابستگى به يكديگر دارد و در نقطه مقابل يكى از صفات و خصوصيات افراد آسيب ديده اين است كه قطعوا الأرحامحتى با نزديكان خود قطع ارتباط مى‌كنند و به يك گسستگى فاميلى و خانوادگى دچار مى‌شوند منوا بالطعام اگر اينها كسى را ميهمانى مى‌كنند منت بر او مى‌گذارند. يكى از اخلاقياتى كه اسلام روى آن اصرار دارد مى‌تواند از نظر اخلاق اجتماعى به ما كمك بدهد و ابعاد گوناگون و منافع مختلفى دارد اين است كه انسان اطعام همراه با اكرام براى مردم داشته باشد. در آخرالزمان افرادى پديد مى‌آيند كه اينها اطعامشان همراه با اكرام نيست. بلكه اطعام آنها همراه با منت‌گذارى بر ديگران است. ممكن است ميهمانى بدهند؛ ممكن است افرادى را اطعام كنند امّا اطعامشان همراه با منت گذاردن و پايمال كردن شخصيت افراد است.

از نشانه‌هاى ديگر اين است كه مى‌فرمايد: ذهبت رحمة الأكبار و قلّ حياء الأصاغر وقتى كه به بزرگترها مراجعه مى‌كنيم مى‌بينيم رحمت و عطوفت و صفايى كه لازمه وجودى انسان است از آنها گرفته شده و در وجود آنها، نگاه آنها و در كلام آنها شفقت نيست و در نقطه مقابل قل حياء الاصاغر وقتى كه به آسيب ديده‌هاى نوجوان نگاه مى‌كنيم آنها را افرادى بى‌حيا و كسانى مى‌بينيم كه چارچوب‌هاى شرع و عقل را به راحتى زير پا قرار مى‌دهند و بر اساس حالات و هواهاى نفسانى خودشان عمل مى‌كنند.

از مسايل ديگرى كه باز در اين دوره در روايات ما وارد شده اين است كه استعملت المودة باللسان عموماً يكى از حالت‌هايى كه براى افراد آسيب ديده در دوره آخرالزمان اتفاق مى‌افتد اين است كه اينها عمدتاً محبت‌ها و مودت‌هايشان در قالب گفتگوها و محدود به آن ابراز علاقه‌هاى لسانى است. وقتى كه به قلب انسان‌ها مراجعه بكنيم محبت‌ها عميق نيست. در دل انسان‌ها، محبت‌ها جاى ندارد. امّا در زبان آنها و گوش آنها شيرين‌ترين كلمات است. استعملت المودة باللسان به اين معنا است كه در دوره آخر الزمان افراد آسيب ديده عمدتاً افرادى زبان باز و متملق هستند و نسبت به افراد ابراز محبت دارند. امّا ابراز محبت آنها عمدتاً محدود به ابراز محبت و مودت لسانى است؛ و تشاجر الناس بالقلوبولى وقتى به دل آنها رجوع مى‌كنى عمدتاً در دل آنها جنگ و گريز و مشاجره و كينه است. يعنى در برابر همان كسى كه ابراز عواطف لسانى داشتند اينها ابراز انزجار قلبى و درونى دارند.

در ادامه همين روايت باز در مورد آن حالات و صفاتى كه براى افراد در روايات ثبت شده است مى‌فرمايد كه وصار الفسوق نصباً و العف عجباً يكى از حالت‌هاى منفى كه براى افراد اين‌چنينى شما مى‌توانيد مشاهده كنيد اين است كه فسق و گناه و مرز و حدشكنى خدا براى افراد، نوعى تشخص و جايگاه اجتماعى پيدا مى‌كند. آنچه از اين روايت فهميده مى‌شود اين است كه در زمانى گناه كردن براى افراد يك نوع تشخص محسوب خواهد شد و با گناه احساس شخصيت خواهند كرد. لذا مى‌فرمايد صار الفسوق نصباً نصب به معناى آن شخصيتى است كه انسان در پى آن است كه در جامعه آن را پيدا كند و جايگاه اجتماعى داشته باشد. مى‌فرماى در آخرالزّمان گناه كردن براى برخى افراد افتخار مى‌شود. نه تنها از آن خجلت و حيايى ندارند بلكه با گناه احساس شخصيت و بزرگى و جايگاه در بين مردم مى‌كنند و از طرفى والعفاف عجباً اگر كسى صاحب حيا و حافظ حدود الهى باشد براى ديگران موجب شگفتى مى‌شود و اين را گاهى انسان مى‌تواند مشاهده بكند كه افراد آسيب‌ديده‌اى هستند كه اگر خانمى يا آقايى عفافش را رعايت بكند آنها شگفت‌زده مى‌شوند.

باز در روايات داريم كه مى‌فرمايد: رأيت النّاس مع من غلب مى‌بينى كه مردم معمولًا گرايش به افرادى دارند كه آن افراد پيروز هستند. يعنى گرايش مردم به سوى حق نيست حق‌مدارى، قدرت‌مدار مى‌شوند. قدرتمند مدار مى‌شوند. عمدتاً با كسانى هستند كه به قدرت رسيده‌اند تا وقتى كه كسى صاحب قدرتى نباشد به او متر گرايش دارند؛ امّا اگر احساس كنند به قدرت مى‌رسد يا قدرت دارد به او گرايش پيدا مى‌كنند و اطراف او جمع مى‌شوند. اين هم باز ممكن است در مسائل گوناگون باشد. در مسائل خانوادگى، در مسائل سياسى و در